تلنگری برای رهایی پیام روح الله برهانی به افراد در بند تشکیلات رجوی
خاطرات ما را به هم پیوند می زند نامه اسحاق الماسی به دوست قدیمی اش عباس فرجی
یک بار برای همیشه نه بگویید پیام محمود آسمان پناه به دوستانش در کمپ مجاهدین
خاطره ای از ابراهیم مرادی به مناسبت جشن پایان زمستان در آلبانی
این صحنه های زیبا و شلوغی شوق مردم که همه خانواده ها با لباسهای رنگارنگ متنوع با لبان پر از خنده جیغ و داد بچه های کوچک واقعا تماشایی و تحسین بر انگیز بود . ما اعضای انجمن آسیلا هم با جمعی از دوستان مهربان آلبانیایی برای دیدن مراسم این روز سنتی که پایان فصل […]
وقتی موتور ژئوپلتیک منطقهای رجوی به گل نشست
حدود هفت سال پیش بود که بعد از قطع روابط ایران و عربستان به دلیل اعتراضات به اعدام شیخ نمر در عربستان در مقابل سفارت عربستان در تهران و کنسولگری آن در مشهد که به خشونت انجامید در داخل سازمان مجاهدین کلی جشن و بزن و بکوب تشکیلاتی راه انداختند و تابلو زمانبندی سرنگونی از […]
من هم اسیر مغزشویی تشکیلات مجاهدین خلق بودم
به تاریخ ورودم به ایران نزدیک می شوم. اکنون هر چقدر از مناسبات فرقه ای رجوی فاصله می گیرم ابعاد خیانت و جنایتش بیشتر برایم روشن می شود. این که چگونه رجوی با سیستم مغزشویی نزدیک به بیست سال من و بقیه افراد را مجبور به ماندن در تشکیلاتش کرده بود. همیشه این سؤال در […]
۸ فروردین ۶۷ روزی که رجوی عید اعضا را به عزا تبدیل کرد – قسمت سوم
در قسمت قبل خاطراتم گفتم در پاکستان اصغر زمان وزیری که احساس کرد این نظر من روی اعضای شرکت کننده در جلسه تاثیر منفی گذاشته بلافاصله و با عصبانیت حرف من را قطع کرد و گفت از دستگیرشدن می ترسی؟ عمر هر چریک 6 ماه است شما تا اینجا هم زیادی زنده هستید. من را […]
از ترکیه تا مقر مجاهدین خلق در عراق
من طاها حسینی هستم . جدا شده از سازمان مجاهدین خلق در ترکیه بودم که در دام عوامل مجاهدین خلق گرفتار شدم. بهتر بگویم فریب وعده های دروغین شان را خوردم. به این ترتیب تا به خودم آمدم در قرارگاه سازمان در عراق بودم. آنجا بود که فهمیدم راه برگشتی ندارم. فهمیدم هیچ کس راه […]
روایتی از پیوستن تا رهایی – قسمت ششم
در قسمت قبل گفتم از مجموع گفتگوی فی مابین نتیجه گرفتم که نسرین و فضلی میخواستند گربه را دم حجله بکشند و در همان روزهای اول مرا سرجایم بنشانند. من اولین بحران تناقضات را از سر گذراندم، در عین حال خودم را برای ادامه بحران و درگیری با تناقضات آماده کردم .دوران پذیرایی های آنچنانی […]
موفقیتهای آسیلا در مسیر مبارزه ادامه دارد
انجمن آسیلا (حمایت از ایرانیان مقیم در آلبانی) با تجاربی که به دست آورده در مسیر مبارزه با فرقهرجوی خوب پیش آمده و توانسته است داغی بر دل رجوی و سران این فرقه بگذارد. بخشعلی علیزاده با انتشار یادداشتی به بهانه نجات موسی جابری فر از دام این فرقه نوشت: فرقۀ رجوی با لابیهای فراوان […]
روایتی از پیوستن تا رهایی – قسمت پنجم
در قسمت قبل گفتم که دو زن از اعضای سازمان از پشت درخت ها مرا صدا زدند و گفتند با من کار دارند. سراسیمه رفتم ، دست و پایم را گم کرده بودم . مهوش سپهری( نسرین ) فرمانده لشکر بود. با برخورد بسیار گرم و صمیمی و شوخی و خنده از من دعوت کرد […]
حکم اعدام به جرم آنکه میخواستم از اشرف فرار کنم
من سعید فیروزی هستم. جدا شده از سازمان مجاهدین خلق. قبلا در خاطراتم اشاره کردم که چگونه در دام سازمان مجاهدین خلق افتادم. اولین و تلخ ترین نکته ای که در تشکیلات مجاهدین خلق به آن پی بردم این بود که سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی و مریم رجوی مدعی آزادی ست اما […]
در سازمان مجاهدین خلق خانواده داشتن جرم است
لازم میدانم درباره خانواده و چگونگی وضعیت خانوادگی خود توضیح مختصری به عرض دوستان عزیزم برسانم. پدر خدا بیامرزم مثل همه پدران دیگر، انسانی زحمت کش، سخت کوش و پرداخت گر یک جانبه، دلسوز خانواده، با محبت بیکران به فرزندان خود و…. بود . هر چقدر در وصف انسانیت او بگویم و بنویسم کم است. […]
موسی جابری فر از زندان آلبانی آزاد شد
انجمن آسیلا با انتشار بیانیه ای در صفحه رسمی خود در فیس بوک از آزادی موسی جابری فر خبر داد. بر اساس این بیانیه موسی جابری فر روز چهارشنبه گذشته با حکم دادگاه دورس آزاد شد و به جمع دوستان خود در آسیلا پیوست. متن خبر به شرح زیر است: سازمان مجاهدین الان تنها نگرانی […]
روایتی از پیوستن تا رهایی – قسمت چهارم
در قسمت قبلی تا آنجا گفتم که مجاهدین خودشان را به کوچه علی چپ زده بودند و یادشان رفته بود که قول دادند بعد از نجات از اردوگاه اسرا مقدمات اعزام ما را به کشورهای اروپایی را فراهم کنند و فقط هرکس خودش تمایل داشت و داوطلب بود در به اصطلاح ارتش آزادیبخش بکار گرفته […]

