چهارشنبه, ۱۴ مرداد , ۱۴۰۵
  • نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین 12 مرداد 1405

    نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین

    دخترم شکوه سلام دیشب به فکر فرو رفته بودم و با خودم می گفتم من دختری داشتم که نامش شکوه بود. چند سال است دخترم را از دست دادم. دخترم اسیر کسانی شده که دلشان از سنگ تراشیده شده است. دخترم شکوه به فکر افرادی نباش که به فکر تو نیستند. به خودت فکر کن […]

سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین 12 مرداد 1405

با دیدن عکست جان تازه گرفتم سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم 11 مرداد 1405

برای مادر اسماعیل پور محمدعلی بازکیایی مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم

بی توجهی سازمان های حقوق بشری نسبت به وضعیت اردوگاه مانز آلبانی 10 مرداد 1405

ابراز نگرانی آقای رضا غفارزاده بی توجهی سازمان های حقوق بشری نسبت به وضعیت اردوگاه مانز آلبانی

گفتگوی مسئول انجمن نجات اراک با پدر عباس گل ریزان 27 آبان 1404
داستان اسارت عباس

گفتگوی مسئول انجمن نجات اراک با پدر عباس گل ریزان

گفتگوی کوتاهی داریم با آقای ولی ا… گل ریزان؛ پدر عباس گل ریزان که هم اکنون در کمپ آلبانی مجاهدین خلق و در انزوای کامل به سر می برد. عباس گل ریزان دوران جنگ میان ایران و عراق برای انجام خدمت سربازی به جبهه اعزام می شود. او در حالیکه مشغول دفاع از میهن و […]

پیام تسلیت به مناسبت درگذشت مادر چشم‌انتظار داود حیدریان 27 آبان 1404
پایان تلخ 45 سال بی خبری

پیام تسلیت به مناسبت درگذشت مادر چشم‌انتظار داود حیدریان

با اندوه فراوان اطلاع یافتیم خانم سیّاره اوجاقی، مادر چشم‌انتظار داود حیدریان ابهری، پس از ۴۵ سال بی‌خبری و رنج طاقت‌فرسا، درگذشت. انتظار او نتیجه‌ی سال‌ها قطع ارتباط اجباری و سیاست‌های غیرانسانی سازمان مجاهدین خلق بود؛ سازمانی که با محروم کردن اعضا از ابتدایی‌ترین حق انسانی—تماس با خانواده—مادران بسیاری را در مسیر مرگ تلخِ چشم‌به‌راهی […]

استمداد برادر احمد پایه دار اردکانی از صلیب سرخ و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل 26 آبان 1404
امکان ارتباط من و برادرم را فراهم کنید

استمداد برادر احمد پایه دار اردکانی از صلیب سرخ و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل سازمان صلیب سرخ جهانی من سعید پایه دار اردکانی برادر احمد پایه دار اردکانی  هستم. برادرم احمد در سال 1981 در جبهه نبرد ایران و عراق اسیر شد و تا سال  1988 در اردوگاه های مختلف عراق حضور داشت و در مدت اسارت از طریق نامه با خانواده خویش در […]

دیدار اعضای انجمن نجات اصفهان با خانواده محمد علی ساسانی 25 آبان 1404
به همراه دلنوشته مادر محمد علی برای فرزندش

دیدار اعضای انجمن نجات اصفهان با خانواده محمد علی ساسانی

هفته گذشته اعضای انجمن نجات اصفهان با خانواده محمد علی ساسانی از اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق دیدار و گفتگو کردند. ساعاتی از این دیدار صمیمانه به ذکر خاطرات گذشت. خانواده ساسانی خاطراتشان با محمد علی را با حسرت و ابراز دلتنگی بیان کردند. همچنین اعضای انجمن نجات اصفهان که از دوستان سابق محمد […]

پیام تصویری لیلا قاسمی به برادرش حبیب اله قاسمی 25 آبان 1404
در چهارمین سالگرد مادر

پیام تصویری لیلا قاسمی به برادرش حبیب اله قاسمی

خانواده قاسمی؛ از جمله خانواده های آسیب دیده از سازمان ضد بشری مجاهدین خلق، اخیرا چهارمین سالروز در گذشت مادرشان که در فراق فرزندش چشم از جهان فرو بست را پشت سر گذاشتند. حبیب اله قاسمی دهه هاست که در اسارت فیزیکی و ذهنی تشکیلات رجوی به سر می برد و از ارتباط با خانواده […]

پیام مکیه سعیدی به فرزندش لفته شهیدی در کمپ مانز مجاهدین 25 آبان 1404
عزیزم برگرد قربانت برم

پیام مکیه سعیدی به فرزندش لفته شهیدی در کمپ مانز مجاهدین

لفته شهیدی از اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق است که در اوایل انقلاب بهمن 57 برای ادامه تحصیل به کشور هندوستان می رود اما درآنجا فریب شعر و شعارهای مجاهدین را خورده و جذب می شود. وی حدودا سال 64 به عراق اعزام و در یگان های تشکیلات مجاهدین سازماندهی می شود. لفته در […]

ملاقات مسئول انجمن نجات گلستان با برادر معصومه و مریم بانو ترابی 25 آبان 1404
دلم برای محمد رضا تنها یادگار برادرم خیلی تنگ شده

ملاقات مسئول انجمن نجات گلستان با برادر معصومه و مریم بانو ترابی

روز چهارشنبه 21 آبان ماه 1404، مسئول انجمن نجات گلستان برای دیدار با خانواده ترابی به بندر گز رفت و با حاج آقا ترابی برادر معصومه و مریم بانو ترابی که بیش از چهار دهه است در تشکیلات مجاهدین خلق به سر می برند دیدار و گفتگو کرد. این دیدار در واقع به منظور عیادت […]

دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده لفته شهیدی 25 آبان 1404
می ترسم از دنیا بروم و حتی صدایی هم از لفته نشنوم

دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده لفته شهیدی

روز سه شنبه 20 آبان ماه 1404، اعضای انجمن نجات خوزستان درشهر خرمشهر با مادر و خانواده لفته شهیدی از اعضای گرفتار ذهنی و عینی فرقه رجوی دیداری صمیمی داشتند. کاظم شهیدی، برادر لفته که از افراد همراه وفعال مرتبط با انجمن نجات خوزستان است قبل از این دیدار ضمن عذر خواهی به اعضای انجمن […]

ملاقات اعضای انجمن نجات مازندران با خانواده محمدرضا خزایی 25 آبان 1404
رجوی خانواده ها را از دیدار عزیزان شان محروم کرده

ملاقات اعضای انجمن نجات مازندران با خانواده محمدرضا خزایی

محمدرضا خزایی سالیان مدیدی است که گرفتار تشکیلات مجاهدین خلق شده و در حال حاضر در مقر این تشکیلات در آلبانی مستقر و دور از جامعه است. خانواده او همانند دیگر خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق سالیان طولانی است بدلیل آن که رجوی ها تماس و دیدار با خانواده را برای اعضا […]

نامه فاطمه گل ریزان به برادرش عباس گل ریزان در کمپ آلبانی 25 آبان 1404
عباس جان حسرت دیدنت را دارم

نامه فاطمه گل ریزان به برادرش عباس گل ریزان در کمپ آلبانی

عباس برادرم سلام ای کاش می توانستم گذشته را برگردانم برادر عزیزم. ای کاش می توانستیم دوباره خاطرات با هم بودن در گذشته را با هم زنده کنیم. افسوس که پیش ما نیستی و حسرت دیدن شما را دارم. همیشه به خودم می گویم نگران نباش عباس بر می گردد و مثل گذشته در کنار […]

دیدار خواهر حبیب اله قاسمی با مسئول انجمن نجات زنجان 24 آبان 1404
دادخواهی خانواده های اسرای رجوی پیگیری شود

دیدار خواهر حبیب اله قاسمی با مسئول انجمن نجات زنجان

خانم لیلا قاسمی، خواهر چشم انتظار حبیب اله قاسمی عضو گرفتار در کمپ مانز آلبانی مجاهدین خلق در روز شنبه مورخه 24/8/1404 ضمن حضور در دفتر انجمن نجات استان با مسئول دفتر دیدار و گفتگو کرد. طی این ملاقات آخرین جزئیات وضعیت اعضای گرفتار در کمپ مانز و همچنین فعالیت های اخیر انجمن حمایت از […]

پیام سید محمد یعقوبی به خواهرش منیژه (هاجر) یعقوبی در کمپ اشرف سه 24 آبان 1404
دلم برایت تنگ شده

پیام سید محمد یعقوبی به خواهرش منیژه (هاجر) یعقوبی در کمپ اشرف سه

سلام خواهر عزیزم منیژه جان خوبی دلم برایت تنگ شده است. چرا نمی آیی. چرا خبری از ما نمی گیری، چرا زنگ نمی زنی، آخه ما هم دل داریم، ما شب و روز برایت گریه می کنیم چرا نمی آیی حداقل به ما زنگ بزن. الان ما در اینجا بهترین آب و هوا را داریم. […]

blank
blank
blank