او تنها یک پیشوا نبود پیام مشترک کفایت و زهرا قلیزاده از خواهران چشم انتظار علی قلیزاده
نقطه مقابل رجوی شیاد یادداشت معصومه فرحناک از خانوادههای چشم براه گیلک
پیام تصویری لیلا قاسمی به برادرش حبیب اله قاسمی
خانواده قاسمی؛ از جمله خانواده های آسیب دیده از سازمان ضد بشری مجاهدین خلق، اخیرا چهارمین سالروز در گذشت مادرشان که در فراق فرزندش چشم از جهان فرو بست را پشت سر گذاشتند. حبیب اله قاسمی دهه هاست که در اسارت فیزیکی و ذهنی تشکیلات رجوی به سر می برد و از ارتباط با خانواده […]
پیام مکیه سعیدی به فرزندش لفته شهیدی در کمپ مانز مجاهدین
لفته شهیدی از اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق است که در اوایل انقلاب بهمن 57 برای ادامه تحصیل به کشور هندوستان می رود اما درآنجا فریب شعر و شعارهای مجاهدین را خورده و جذب می شود. وی حدودا سال 64 به عراق اعزام و در یگان های تشکیلات مجاهدین سازماندهی می شود. لفته در […]
ملاقات مسئول انجمن نجات گلستان با برادر معصومه و مریم بانو ترابی
روز چهارشنبه 21 آبان ماه 1404، مسئول انجمن نجات گلستان برای دیدار با خانواده ترابی به بندر گز رفت و با حاج آقا ترابی برادر معصومه و مریم بانو ترابی که بیش از چهار دهه است در تشکیلات مجاهدین خلق به سر می برند دیدار و گفتگو کرد. این دیدار در واقع به منظور عیادت […]
دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده لفته شهیدی
روز سه شنبه 20 آبان ماه 1404، اعضای انجمن نجات خوزستان درشهر خرمشهر با مادر و خانواده لفته شهیدی از اعضای گرفتار ذهنی و عینی فرقه رجوی دیداری صمیمی داشتند. کاظم شهیدی، برادر لفته که از افراد همراه وفعال مرتبط با انجمن نجات خوزستان است قبل از این دیدار ضمن عذر خواهی به اعضای انجمن […]
ملاقات اعضای انجمن نجات مازندران با خانواده محمدرضا خزایی
محمدرضا خزایی سالیان مدیدی است که گرفتار تشکیلات مجاهدین خلق شده و در حال حاضر در مقر این تشکیلات در آلبانی مستقر و دور از جامعه است. خانواده او همانند دیگر خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق سالیان طولانی است بدلیل آن که رجوی ها تماس و دیدار با خانواده را برای اعضا […]
نامه فاطمه گل ریزان به برادرش عباس گل ریزان در کمپ آلبانی
عباس برادرم سلام ای کاش می توانستم گذشته را برگردانم برادر عزیزم. ای کاش می توانستیم دوباره خاطرات با هم بودن در گذشته را با هم زنده کنیم. افسوس که پیش ما نیستی و حسرت دیدن شما را دارم. همیشه به خودم می گویم نگران نباش عباس بر می گردد و مثل گذشته در کنار […]
دیدار خواهر حبیب اله قاسمی با مسئول انجمن نجات زنجان
خانم لیلا قاسمی، خواهر چشم انتظار حبیب اله قاسمی عضو گرفتار در کمپ مانز آلبانی مجاهدین خلق در روز شنبه مورخه 24/8/1404 ضمن حضور در دفتر انجمن نجات استان با مسئول دفتر دیدار و گفتگو کرد. طی این ملاقات آخرین جزئیات وضعیت اعضای گرفتار در کمپ مانز و همچنین فعالیت های اخیر انجمن حمایت از […]
پیام سید محمد یعقوبی به خواهرش منیژه (هاجر) یعقوبی در کمپ اشرف سه
سلام خواهر عزیزم منیژه جان خوبی دلم برایت تنگ شده است. چرا نمی آیی. چرا خبری از ما نمی گیری، چرا زنگ نمی زنی، آخه ما هم دل داریم، ما شب و روز برایت گریه می کنیم چرا نمی آیی حداقل به ما زنگ بزن. الان ما در اینجا بهترین آب و هوا را داریم. […]
دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده سید هادی علویان
روز سه شنبه 20 آبان ماه 1404، اعضای انجمن نجات خوزستان در سفری که به شهر خرمشهر داشتند با آقای سید سعید علویان که برادرش سید هادی سالهاست در فرقه مجاهدین خلق گرفتار شده دیدار کردند. سید سعید علویان از همیاران فعال مرتبط با انجمن نجات خوزستان است که سالهاست برای کسب خبر از وضعیت […]
پیام ویدئویی سعید علویان به برادرش سید هادی علویان در کمپ مانز مجاهدین
سید هادی علویان از اسیران جنگ تحمیلی بود که متاسفانه سال 68 تحت تاثیر وعده های فریبنده رهبران مجاهدین خلق جذب آنها شده و به کمپ اشرف منتقل شد. خانواده علویان تا سالها از حضور او در کمپ مجاهدین خبری نداشتند ولی از زمانی که متوجه این موضوع شدند، چندین بار به عراق و تا […]
استمداد برادر رضا حسن زاده از نمایندگی صلیب سرخ در آلبانی
از برادر چشم انتظار جعفر حسن زاده خدمت نماینده صلیب سرخ آلبانی با سلام و خداقوت بنده جعفر حسن زاده به نمایندگی از خانواده خود از شما استمداد می طلبم که فرصت یک دیدارخانوادگی با برادر اسیرم رضا حسن زاده در کمپ مانز آلبانی تحت کنترل مجاهدین خلق را فراهم آورید. از شما استمداد می […]
نامه محمد رضا فروغی به برادرش مصطفی فروغی در کمپ آلبانی
مصطفی جان سلام خوبی برادر؟ خبری از شما نیست. در زندگیم آدمهای زیادی آمدند و رفتند ولی شما همیشه در قلب من جا داری. جواب نامه های مرا بده و مرا از دل تنگی در بیار. ای کاش می شد مثل گذشته با هم می بودیم. خاطرات خوبی با هم داشتیم. فکرش را نمی کردم […]

