ترویج نفرت از خانواده در درون تشکیلات رجوی ۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت سوم
عمل جراحی بدون بی حسی شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت دوم
زخمی شدن در تانک و جراحت شدید شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت اول
بی توجهی مجاهدین نسبت به سلامت اعضاء خود
شب گذشته تشکیلات غیرانسانی مجاهدین مجبور شد که جواد دبیران را به علت وخامت وضع جسمی ناشی از بیماری سرطان خون که از مدت ها قبل وی را رنج میدهد به بیمارستانی در لوکزامبورگ منتقل نماید.
« مادر » و نمایندگان ایرانی تبار
مادر بازهم در محلی که قرارگذاشته ایم زودتر از من رسیده و منتظر بود. علیرغم کبرسن و پیکر نحیف از رنجهای جسمی و روانی مضاعف، غالبا چشم هایش تیز و لبهایش به عزمی آشکار بر روی هم فشرده اند که با دیدار آشنا، لبخند ملیحی بخود می گیرد. کیفی سنگین از مدارک و شواهد بدست دارد از جمله های برگه های پلیس دایر بر حملاتی که مزدوران رجوی برعلیه او مرتکب شده اند. درپایان دیدار است که درمی یابم کیف چه بار سنگینی بر دستهای ظریفش می نهاد
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۱۰
من به قرارگاه اشرف نرفتم که تجربه ای از آنجا داشته باشم و بعد به خودم بگویم چیزهائی یاد گرفتم و یا یاد نگرفتم. مدتی در آنجا بودم خیلی هم برایم سخت گذشت خاطرات تلخی از قرارگاه اشرف دارم و سازمان چیز جالبی برای ما نداشت برای من نوعی به خصوص. وقتی به خودم و به زندگی خودم نگاه می کنم منظورم قبل از پیوستن به سازمان بود، قبل از رفتن به اشرف دید دیگه ای نسبت به سازمان داشتم، با حرص و ولع رادیوی سازمان را گوش می کردم معمولا به سازمان فکر می کردم و به خودم می گفتم که آنها واقعا انقلابیند
هشتم آوریل روز یادبود قربانیان سرکوب درونی در سازمان مجاهدین
مراسم امسال که دومین یادبود قربانیان بود ؛ در فضایی صمیمی و پر از معنویت برگزار شد. حاضرین که همه از اعضای جدا شده از فرقه مجاهدین خلق بودند،همگی قربانی شدن در چنگال سازمان را سالیانی دراز با پوست و گوشت و خون خود حس کرده بودند. همه این عزیزان میدانستند که خواست سازمان به قربانگاه فرستادن آنان بوده درست مثل عزیزانی که امروز به یاد آنها گرد آمده بودند، اما خوشبختانه هر کدام بطریقی جان بدر برده وامروز برای نجات دیگر دوستانشان به ندای وجدانشان لبیک گفته و فعالیتی پیگیر و عمیق و انساندوستانه را درقالب تشکلهای مختلفی پی گرفته اند
چه تفاوتی میان سازمان، موسسه، اداره، حزب و فرقه وجود دارد
شاید تعجب کنید که این چه سوالی است که میکنم. اما بهتر است بدانیم که هرچیزی تعریفی دارد. امروز بیایید تعاریف را با یکدیگر مچ کنیم و روی سخنم با شماست که در اشرف نشسته اید. کاغذی بردارید و برآورد خود را بنویسید (چون میدانم به منابعی دسترسی ندارید که از آنها کمک بگیرید) چون کتاب خواندن در آنجا ممنوع است و همه چیز بایستی طبق کتابهای سازمان باشد ولی خب خودتان که عقل دارید.
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۱
شش تن از افراد جدا شده فرقه تروریستی رجوی به نام های آقایان مهران کریم دادی ساکن مشهد عضو سابق ارتش به اصطلاح آزادیبخش و مهمان میزگرد (مدت حضور در قرارگاه اشرف پانزده سال)، قادر رحمانی ساکن میاندوآب از کادرهای قدیمی و با سابقه تشکیلات رجوی (مدت استقرار در قرارگاه اشرف هیجده سال)، منصور تنهائی ساکن تکاب عضو با سابقه ارتش به اصطلاح آزادیبخش (مدت حضور در اشرف هیجده سال)، سعید باقری دربندی ساکن نقده از اعضای قدیمی فرقه رجوی (مدت اقامت در قرارگاه اشرف چهارده سال)، ناصر سید بابائی ساکن خوی با سابقه پنج سال اقامت در اشرف و خانم مرضیه قرصی ساکن میاندوآب (مدت اقامت درقرارگاه اشرف ده سال)، که مدتهای مدیدی در قرارگاههای فرقه رجوی در داخل خاک عراق حضور داشتند در میزگرد بررسی و کنکاشی بر نقض حقوق بشردر مناسبات درونی فرقه رجوی به تشریح و نقد برخوردهای قرون وسطایی مسئولان قرارگاه اشرف و عملکرد غیر انسانی رهبران فاشیست فرقه رجوی پرداختند.
هشتم آوریل روز بزرگداشت قربانیان فرقه رجوی
روزی است که جداشدگان برای بزرگداشت افرادی از مجاهدین که برای آزاد کردن مردم از یوغ دیکتاتوری، از لذایذ شیرین زندگی برای خود دست شسته و به سازمان مجاهدین پیوستند تا به خیال خود در راه آزادی مردم ایران گام برداشته و حتی زندگی خود را فدا کنند ولی با سراب قدرت طلبی رهبران مجاهدین روبرو شده و وقتی به این رسم خائنانه اعتراض کردند با زندان و شکنجه روبرو شده و نهایتاً به دست همانهایی که مدعی آزادی و مبارزه برای آزادی بودند به هلاکت رسیدند و کسی هم اجازه سوگواری بر این مرگ ناجوانمردانه را هم پیدا نکرد.
کودکان خاکستری ۲
اساساً دیدگاه سازمان مجاهدین خلق به” خانواده” به عنوان اصلی ترین و مهمترین واحد جامعه، یک دیدگاه فرقه گرایانه و عقب مانده می باشد و نگاه رهبری سازمان مجاهدین خلق نسبت به”خانواده” تابعی بود از یک متغیر. آن متغیر نیز چیزی جز منافع شخصی و تشکیلاتی رهبری فرقه نبود. یعنی هر جا که لازم بود”خانواده” امری مقدس و انقلابی می شد و هر جـا که منافـع سازمان ایجاب می کرد، خانواده، عشق و عاطفه می توانست تضاد تاریخ و مبارزه تلقی شود. چنانچه مسعود رجوی تنها بعد ازسپری شدن هفت ماه از کشته شدن اشرف ربیعی (همسر اول وی) با خانم فیروزه بنی صدر در 20 مهر ماه 1362 ازدواج کرد.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۹
بله برای من که خواستار خروج از اشرف بودم نشست فردی گذاشته بودند و اما پروین صفائی تمام فرمانده های ستادی را جمع می کرد و برای اینکه مرا کاملا تحت فشار روانی و ذهنی بگذارند دور من جمع می شدند. افرادی مثل جواد خراسان را می آوردند یا قدرت حیدری یا از فرماندهان زن در نشست به اصطلاح توجیهی من شرکت داشتند از جمله معصومه پیرهادی.
آزادی زن یا سوء استفاده از زنان
چرا سازمان مجاهدین طی سالیان اخیربا حساسیت زیاد روی موضوع زن انگشت گذاشته و می گذارد، در صورتی که سازمان در درون مناسبات خود ارزشی برای زنان قائل نبوده و نیست،این شعرو شعارها فقط جنبه فرمالیستی دارد و در پشت پرده یا بهتر بگویم درون مناسبات بیشترین خفقان و سانسور مختص زنان عضو سازمان می باشد0
مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری
شمس حائری جزو اولین رده های این ها بود و در حسرت دیدن بچه اش است. آنوقت آقای رجوی و دار و دسته به او لقب مزدوری!! می دهند…..مادری از ایران التماس می کند با ایمیل که من از بچه ام هفت هشت سال است خبر ندارم. میشه خبری ازش بگیری؟!!… آیا این جنایت نیست؟!!…رجوی سالها است روی این بچهها معامله میکند. من وقتی یاد پدر و مادرهای این بچهها می افتم، از خودم می پرسم رجوی با اینها چکار کرده است
رویای رهایی
شعر عالیترین وسیله بیان حیرت و ادراک شاعر است که اگر واژه های برگزیده حامل عشق احساسات شاعر باشند به یقین شعر تاثیر خود را بر مخاطبانش خواهد گذاشت. سراینده این شعر دغدغه ها و آرزوهایش را به زیبائی و در قالب واژه ها و کلمات ابراز می دارد. دغدغه و آرزوی رهایی همه افرادی که در دایره بسته و تنگ و تاریک قرارگاه اشرف بسر می برند و در جستجوی روزنه ای برای رهائی و هم آغوشی با نور و روشنائی هستند.

