ادعاهای کذب مریم ر جوی خاطره ای از نقض اولیه حقوق انسانها در تشکیلات رجوی
حسرت روز مرد و روز پدر سوگ خاموش مردانی که پدر نشدند
بهره برداری رجوی از زنان خشونت علیه زنان در مناسبات مجاهدین خلق از منظر حقوق بین الملل
حقوق بشر در فرقه مجاهدین ضد خلق
متشکل از تعدادی واحدهای اقامتی در داخل قرارگاه ها که اصطلاحاً”مهمان سرا” می گفتند و آن تعداد از اعضایی که متقاضی ترک عراق بودند در این واحدها نگه داری می شدند که عملاً کسی از سرنوشت آن ها خبردار نمی شد. مراکز حبس”بنگال” اتاقکی پیش ساخته بنگال (کانکس) بود برای افراد چه قصد جدا شدن و چه انتقاد از رجوی را داشتند استفاده می شد دراین اتاقک ها به آن ها فرصت می دادند به گناهان خود فکر کنند و کتباً خودشان را سرزنش کنند.
درد دل دختری که سالها پدرش را ندیده بود – قسمت سوم
خیلی برایم مشکل بود که از موضوع سردر بیاورم. اما اصل خبر را شنیده بودم و آنهم این بود که فردی به نام یوسف ازعراق با پدرم تماس گرفته و حتی با مادرم هم صحبت کرده است.!!! میخواستم ببینم این یوسف کیست؟ و از پدر و مادرم چه میخواهد؟ اصلا عراق کجاست که اواز آنجا تماس میگیرد؟
نگاهی به اظهارات یکی از همسران رجوی، وزیر خیالی مجاهدین خلق
اعضای شورای رهبری پیشین مجاهدین که اخیرا از تشکیلات خارج شده اند افشاگریهای وسیعی علیه فساد و مناسبات کثیفی که رجوی در ارتباط با زنان شورای رهبری برقرار می کرد انجام دادند. رجوی تمامی اعضای زن شورای رهبری را که از شوهران خود در جریان انقلاب ایدئولوژیک طلاق گرفته بودند، به عقد و نکاح خود در آورد و با همه آنها بصورت تکی و حتی به صورت جمعی رابطه جنسی برقرار کرده است.
درد دل دختری که سالها پدرش را ندیده بود – قسمت دوم
چرا در مهد کودک،اخلاص (یکی ازهمبازیهایم درمهد کودک بود) به من یتیم می گفت؟ مامان ؛ من بی اختیار بدون آنکه معنای حرفش را بدانم دستم را روی او بلند کردم و سرش جیغ کشیدم.معنای حرفش را نمی دانستم اما تعبیری که پشت چهره اش بود مرا آزرد.احساس ترحم نسبت به من مرا سخت می رنجاند احساس می کنم که پیام این نگاهها به من این است که چیزی یا کمبودی دارم.راستی مامان، یتیم یعنی چه؟
زن بارگی رجوی چه ربطی به آلخو ویدال کوادراس دارد؟
هر چه بیشتر می رویم و به مردم اطراف خود نگاه می کنیم بیشتر می بینیم چه بر سرمان آمده است. نگاه کنید بینید اینهمه آدم در لیبرتی با این شرایط و امکانات محدود زندگی می کنند اما افسارشان دست رجوی است به آنها نه تنها اجازه ملاقات با خانواده داده نمی شود بلکه باید به خانواده خود فحش هم بدهند! نه تنها از رادیو تلفن تلوزیون و اینترنت محرومند باید باز هم در این دنیای آزاد در غار زندگی کنن و بر صورت بورژوازی چنگ بزنند.! همین بورژوازی که رجوی خود در آغوشش خوابیده و ول کن آن نیست.
نامه انجمن زنان به مجامع حقوق بشری در رابطه با نامه منصوب به کبری میرباقری
ما بعنوان کسانی که سالیان دراز اسیر این فرقه بوده ایم و حاضر به شهادت در برابر هر دادگاهی هستیم جهت روشنگری مجامع بین المللی به اطلاع می رسانیم که این سازمان که نقض کننده اولیه ترین حقوق انسانی از جمله ممنوع کردن دیدار بستگان و ارتباط آزاد به دور از کنترل تشکیلاتی و عدم امکان دسترسی اعضاء به مطبوعات و اینترنت و دنیای آزاد می باشد.
درد دل دختری که سالها پدرش را ندیده بود – قسمت اول
دریکی از شبهایی که مادرم درکنارم نبود ومن تنها در گهواره بودم شنیدم کسی آهسته درگوشم گفت، دوستت دارم. صدای غریبی بود.خیلی به دلم نشست. اما بعد از آن دیگر آن صدا را از زبان این فرد نشنیدم و تا سالها دیگر او را ندیدم.کم کم به نشنیدن و ندیدن صاحب آن جمله قشنگ عادت کرده بودم.سن یک سالگی را هم پشت سر گذاشتم. الان درخانه پدری مادرم زندگی می کنیم.
انقلاب مریم نسل کشی بوده است نه انقلاب بارندگی
نفرات زوج در لحظه اول به این کار مثبت نگاه می کردند که سازمان به رهبری مریم و مسعود به آنها خیلی لطف کرده که بچه هایشان از عراق درحال جنگ به مکان امنی برده و شاید فردا خودشان هم برای دیدن بچه ها به آن مکان بروند ولی این شگرد رجوی در آن شرایط برای خیلی ها روشن بود اما سرکوب درون تشکیلاتی نمی گذاشت بیان کنند و آن چیزی که نباید می شد، شد. رجوی بعد از آن زوج ها را از هم جدا کردند و بقای یک نسل از نفرات گرفته شد و این نسل کشی تا امروز هم ادامه دارد
راه آزادی زنهای گرفتار در فرقه با گشایش انجمن زنان میسر شد
اول باید به بنیانگذاران این انجمن تبریک بگویم که توانستند آن کمبودی که برای رها یافتن از فرقه وجود داشت را تاسیس کنند تا زنهای گرفتار شده برای آینده خود امید داشته باشند که هم نوع های خودشان برای حل وفصل مشکلاتی که بعد از جدایی دارند، تلاش می کنند. قبل از تاسیس این انجمن کمبودهایی وجود داشت و به همین خاطر زنهایی که در تشکیلات مشکل تشکیلاتی داشتند، نمی توانستند خودشان را از فرقه رها کنند.
شهرام محسنی در لیبرتی خود را به آتش کشید
شهرام محسنی، سپیده دم روز یکشنبه در اعتراض به فشارهای فرقه رجوی خود را به آتش کشید ولی با وجود سوختگی شدید در ناحیه پشت و پاها به بیمارستان منتقل شده و امکان نجات وی وجود دارد. مقامات میگویند که بسیاری از اعضای مجاهدین خلق از بیماری های شدیدی روحی رنج می برند. این بیماری ها نتیجه فشارهای طولانی مدت روحی و روانی است که طی سه دهه گذشته بر این افراد تحمیل شده است.
نمایش؛ سکانس اول تا آخر
عجب حکایتی است این نمایش قدرت و جاه طلبی دو زوج درمانده و مفلوکی که امروز جز تسلیم شدن راه به جایی ندارند آن هم با بی آبرویی، تروریسم بین الملل را برسینه حک کردند. نمایشی که در تاریخ ثبت شد و نظیر آن راا در قلعه ی الموت به کارگردانی حسن صباح دیدیم و خواندیم، همیشه تاریخ تکرار می شود و هرچه جلوتر می رویم ظاهری شیک و لوکس پیدا می کند امّا ماهیت و درون جنایت هرگز تغییر نمی کند.
“حقوق بشر” نا مانوس با فرقه رجوی
سران جنایتکار فرقه رجوی علاوه بر جنایات فوق که گوشه ای از ان می باشد، با دزدیدن فرزندان این مرز و بوم و دور کردن آنها از پدران و مادران پیرشان چه جنایتهای هولناکی را که سبب شده اند که می توان به نمونه های بسیاری از آن در داخل پادگان نظامی اشرف در مدت 30 سال اشاره کرد و عواقب و نتیجه های آن را نیز به راحتی می توان در میان زندانیان آن مشاهده کرد که از نمونه های آن می توان به داشتن انواع و اقسام ناراحتی های اعصاب و امراض ناعلاج در میان بسیاری از زندانیان رها یافته اشاره کرد.
