جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵
  • سرگذشت یک شکست راهبردی 03 اسفند 1404

    به مناسبت خروج از پادگان اشرف
    سرگذشت یک شکست راهبردی

    ۲۹ بهمن‌ماه، یادآور یکی از تلخ‌ترین و شکست‌بارترین روزها برای گروه تروریستی مجاهدین خلق است. روزی که اولین گروه از اعضای مجاهدین خلق، که سال‌ها با ادعاهای واهی و شعارهای تند، پادگان اشرف را “پایگاه شکست‌ناپذیر” خود می‌نامیدند، سوار بر خودروهای عراقی شدند و خاک این پایگاه را به مقصد کمپ لیبرتی ترک کردند. این […]

اشرف در آخرین دقایق 15 آبان 1390

اشرف در آخرین دقایق

رجوی انتظار نداشت دولت آمریکا از عراق خارج شود. یک مرتبه دولت آمریکا اعلام کرد که قبل از سال میلادی جدید نیروهایش از عراق خارج می شوند و به همین خاطر پادگانهای عراقی را یک به یک تحویل می دهند و آن دیوارهای بتنی از پادگانها برداشته می شود و این به معنای آن است که حصار اشرف هم باید در چند روز باقی مانده برداشته شود و این دست رجوی و… نیست و باید به قانون دولت مرکزی و رأی مردم احترام گذاشت

ملاقات پشت دیوار اشرف – قسمت یازدهم 03 آبان 1390

ملاقات پشت دیوار اشرف – قسمت یازدهم

دو کشور همسایه ایران و عراق بدلیل داشتن نقاط مشترک به لحاظ عقیدتی و سیاسی و داشتن منافع مشترک، بعد از مرگ صدام حسین و روی کار آمدن دولت جدید، شروع به گسترش روابط سیاسی و اقتصادی خود کردند. پر واضح است که در این مسیر هیچ یک نخواهند پذیرفت در دو کشور علیه طرف مقابل فعالیت سیاسی و نظامی صورت گیرد و سازمان رجوی نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود و دیر یا زود بایستی بساط معامله گری خود را از عراق بچیند.

ملاقات پشت دیوار اشرف – قسمت دهم 01 آبان 1390

ملاقات پشت دیوار اشرف – قسمت دهم

مردم ایران هوشیارتر از آنند که از یک سازمان دیکتاتور و مستبد و خائن به مردم ایران، حمایت کنند. به جرات می توان گفت که در این عصر ارتباطات کمتر کسی است که نفهمد اشرف کجاست و در آنجا چه می گذرد. سران سازمان و مخصوصاً شخص رجوی عموماً آدمهای متوهم و خیالبافی هستند، و روی جاده واقعیت هیچ وقت حرکت نکردند. واقعیت این است که سازمان با کشیدن خود به مرزهای بیرون ایران از جامعه و فضای اجتماعی ایران بدور افتاده و فرسنگ ها با واقعیات ایران فاصله دارند.

میزگرد نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت چهل و پنج 28 مهر 1390

میزگرد نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت چهل و پنج

ژیلا دیهیم افراد را تحریک میکرد تا او را مورد ضرب و شتم قرار دهند بعد ژیلا به سراغش میرفت و با شخص کتک خورده رابطه عاطفی میزد؟! خب این یک روش غیر اخلاقی و برخوردی دوگانه ست در مسیر تحقیر افراد و سپس مطیع کردن آنان. یعنی مسئولین مجاهدین ابتدا افراد و کادرهای تشکیلاتی را به بهانه های مختلف در اشرف تحقیر میکنند سپس با برخورد عاطفی سعی میکنند فرد مطیع و پیرو بی اراده ی رهبر عقیدتی باشد. این شیوه ی برخورد طبیعی نیست و کاملا غیر اخلاقی است.

ملاقات پشت دیوار اشرف – قسمت نهم 27 مهر 1390

ملاقات پشت دیوار اشرف – قسمت نهم

ضلع شمال اشرف به کلی جمع آوری شده و هیچ سیاج و سیم خارداری دیده نمی شود، تا کنار خیابان 100 نیروهای عراقی پیشروی کردند و فقط یک خاکریز بین عراقی ها و نفرات داخل اشرف وجود دارد. مزار مروارید و جاده های منتهی بآن نیز از خیابان 100، در کنترل نیروهای عراقی است. در کنار غسالخانه مزار مروارید که زمانی هم زندان زنان بود، یک پارکینگ از خودروهای توقیفی سازمان دیده می شود. و تمامی خودروهای مصادره ای از سازمان آنجا پارک شده است.

آخرین تیر ترکش مجاهدین خلق 26 مهر 1390

آخرین تیر ترکش مجاهدین خلق

آخرین تیر ترکش مجاهدین خلق در استفاده از دروغ و دغل و نیرنگ امروز بدین صورت نمایان شد که اطلاعیه داده اند که انگار بیش از هفتاد نماینده مجلس عراق از کمیساریای پناهندگی سازمان ملل خواسته اند تا دفتری در داخل اشرف برقرارکرده، کنترل کمپ را از دست دولت عراق خارج سازد!. البته این درست همزمان است با اخبار منعکس شده در السومریه مبنی بر شروع مذاکرات لندن بین هیئت پارلمانی عراق به رهبری آقای اسامه النجیفی و هیئت پارلمانی بریتانیا به رهبری بارونس نیکلسون

رجوی چه هدفی را در خصوص اشرف دنبال میکند؟ 21 مهر 1390

رجوی چه هدفی را در خصوص اشرف دنبال میکند؟

سازمان مجاهدین خلق به شدت تلاش میکند تا با بین المللی و خصوصا ایرانی (مسئله ای مربوط به رژیم ایران) کردن مسئله جلوی بسته شدن پادگان اشرف (ظرف متدولوژی روانی القای ذهن فرقه ای) را بگیرد. رجوی میخواهد که اگر اشرف بسته میشود این کار با حداکثر خونریزی همراه باشد تا خون کافی برای ادامه راه ذخیره نماید.

ملاقات پشت دیوار اشرف – قسمت هشتم 21 مهر 1390

ملاقات پشت دیوار اشرف – قسمت هشتم

مسئولین سرکوب سازمان، بدستور شخص مسعود رجوی، راه کارهای زیادی را ابداع کردند تا”بهرقیمت” افراد را در اشرف نگه دارند، آنقدر به بهانه های مختلف کاری بچه ها را بیدار نگه میدارند تا کسی نتواند فکر کند که کجاست و چه بلایی سرش می آید. عملیات جاری و نشست های انتقادی بعنوان محوری ترین و یکی از مرز سرخ های اصلی سازمان بود که بنا به اخبار رسیده توسط کسانی که فرار کردند کاملاً از محتوا خالی شده است و دیگر کسی مجبور نمی شود جواب انتقادها را بیاورد

چرا باید از طرح دولت عراق برای بستن اردوگاه اشرف حمایت کرد؟ 12 مهر 1390

چرا باید از طرح دولت عراق برای بستن اردوگاه اشرف حمایت کرد؟

این فرقه در داخل دیوارهای زندان اشرف، چنان فضای رعب و وحشتی ایجاد کرده اند که افراد شجاعت زیادی به خرج میدهند تا بتوانند از آنجا فرار بکنند، برای همین بایستی این زندان درهم بشکند و افراد بتوانند آزادانه و بطور فردی به مسائل فکر بکنند و تصمیم بگیرند. برای همین، بایستی از کمیساریای عالی پناهندگی برای مصاحبه فردی و به دور از زندان اشرف، حمایت کرد تا اسیران زندان اشرف بتوانند احساس امنیت بکنند

اشرف شیشه عمر رجوی ها یا جمهوری اسلامی ایران 11 مهر 1390

اشرف شیشه عمر رجوی ها یا جمهوری اسلامی ایران

از این شیاد پلید باید پرسید تا چند روز قبل که تو و همسر در سوراخ موش مانده ات مدعی پیروزی بودید مگر این قسمت از بیانیه را ندیده بودید؟ یا آنکه با شیادی و فقط برای خوراک داخلی در اشرف می خواستید آنرا وارونه جلوه دهید؟وی بار دیگر مجبور به اعتراف می شود که بخش اعظمی از دولت عراق از جناح های مختلف که میلیون ها تن از ملت عراق را نمایندگی می کنند به شدت مخالف حضور این فرقه در عراق هستند و به این ترتیب دروغ بودن تمامی دعاوی قبلی خود مبنی بر حمایت های میلیونی شیعیان و مردم عراقی از فرقه را بر ملا نمود.

ملاقات پشت دیوار اشرف – قسمت هفتم 07 مهر 1390

ملاقات پشت دیوار اشرف – قسمت هفتم

اغلب بچه هایی که طی حدوداً 8 – 7 سال گذشته از سازمان جدا شدند، شاهد فرارهای متعدد از اشرف هستند، سازمان مدعی است که همه این افراد داوطلبانه انتخاب کردند که به سازمان و ارتش بپیوندند و یک عنصر”داوطلب” محسوب می شوند. دیگر نمی گوید که در پروسه جذب افراد چه کلاهبرداریها و شارلاتان بازیهایی صورت گرفته است، و هر کسی را با روشهای مختلفی به تور انداختند.

ملاقات پشت دیوار اشرف – قسمت ششم 30 شهریور 1390

ملاقات پشت دیوار اشرف – قسمت ششم

” مریم” می گفت: بر سردر این قرارگاه نوشته شده است”فدا و صداقت”! اما تنها چیزی که وجود نداشت این دو بود. یکبار مسعود می گفت: اشرف خروجی ندارد، و” مشت آهنین” در انتظار کسانی است که قصد خیانت و جداشدن از ما را داشته باشند، سالها مسعود رجوی عربده می کشید و همه را تهدید می کرد، خیلی ها را زندان و شکنجه کرد و حتی می کشت، اما امروز این درب دیگر در اختیار سازمان نیست و سازمان به پایین تراز این درب عقب رانده شده است، همه جا گرد و خاک و کثیف است و پر از خاطرات سیاه و تاریک.

blank
blank
blank