دختر یزدان تیموریان: در آلبانی اجازه دیدار نیافتیم

سپیده تیموریان پس از درگذشت پدرش از ممنوعیت ملاقات با او سخن گفت. پس از آن که در روز 25 خرداد ماه جاری رسانه‌های سازمان مجاهدین خلق خبر درگذشت یزدان تیموریان، عضو 74 ساله این تشکیلات را منتشر کردند، دخترش سپیده در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام نامه‌ای خطاب به پدر درگذشته‌اش و […]

سپیده تیموریان پس از درگذشت پدرش از ممنوعیت ملاقات با او سخن گفت.

پس از آن که در روز 25 خرداد ماه جاری رسانه‌های سازمان مجاهدین خلق خبر درگذشت یزدان تیموریان، عضو 74 ساله این تشکیلات را منتشر کردند، دخترش سپیده در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام نامه‌ای خطاب به پدر درگذشته‌اش و در سوگ او منتشر کرد که پرده از زوایای دیگری از تجربه سخت و دردناک خانواده یزدانی در سالهای درگیری با مجاهدین خلق برداشت.

متن سپیده تیموریان به مناسبت درگذست پدرش

متن سپیده تیموریان به مناسبت درگذست پدرش

متنی که سپیده تیموریان به مناسبت فوت پدری که از ده سالگی دیگر ندیده بود، نوشته است، حاکی از آن است او و خواهرش در سال 2017 به قصد دیدار با پدر به آلبانی سفر کردند اما در طول یک هفته اقامت در این کشور سران مجاهدین خلق اجازه دیدار این فرزندان با پدر را ندادند. او در ادامه برای پدر درگذشته اش می‌نویسد: “بعدها مشخص شد که حتی از حضور ما نیز مطلع نشده بودی. این موضوع زمانی آشکار شد که یک مددکار اجتماعی در جریان یک ویزیت پزشکی، درباره آن با تو صحبت کرد. از آن گفتگو فیلم‌برداری شده بود و من آن را خیلی بعدتر دیدم.”

علی پور احمد عضو پیشین مجاهدین خلق و مسئول انجمن نجات استان گیلان در مطلبی که در پی درگذشت یزدان تیموریان نوشته است، درباره چگونگی متلاشی شدن خانواده او به دنبال عضویتش در تشکیلات رجوی جزئیاتی را شرح می‌دهد. به نوشته او سحر و سپیده فرزندان دوم و سوم تیموریان هستند که در سال 1369، در سن 11 و 10 سالگی همراه با صدها کودک دیگر مجاهدین خلق از عراق به اروپا و آمریکا قاچاق شدند. سحر و سپیده به هلند قاچاق شدند و احتمالا مطابق با داستان دیگر کودکان مجاهدین خلق در میان خانواده های هوادار، خانواده های هلندی یا یتیمخانه‌ها سرگردان بوده‌اند. فرزند اول خانواده، موسی تیموریان بعدها از تشکیلات جدا شد.

سپیده تیموریان، غمگین از سرنوشت تلخ و دردناک پدر، در پایان نامه‌اش به او برای او آرامش پس از مرگ طلب می‌کند : “آرامشی که شاید در طول زندگی‌ات از دسترس تو دور مانده بود.”

مزدا پارسی