منظورتان چای بهاره است؟!
جالب اینجاست که تمامی اعداد وامار درج شده درنوشته ی رجوی ها، ازقول مسئولین سازمان چای نقل شده که این مسئله میساند که مسئولین مربوطه از وضع موجود بازار چای درایران راضی نبوده ودرصدد ایجاد ویا ارائه ی راه کارهایی هستند که محصول خودمان را پرکیفیت تر کرده و ارز حاصله با این کار را به درد های دیگرمان بزنیم وشما رجوی های عزیز!! با نقل قول یک مطلب کاملا واضح ومورد تایید مسئولین ذیربط، شق القمی نکرده اید!
از به قتل و آوارگی سپردن کسان نزدیک خود، خسته نشده ای!
این ساکن زندان گوهردشت کرج وهمولایتی آذربایجانی ما که یک دوجین از فامیلان ودوستان خود را دررکاب مسعود رجوی به کشتن داده ویا دست بسته تحویل او داده که بنفع هوا وهوس های حقیر ومنفور خود در کلاس های مغزشوئی کمپ لیبرتی بکارگیرد وخود هم دردفاع ازاین راه ضدملی وضدانسانی، سکونت درزندان گوهر دشت رابرگزیده، بطورمرتب دررسانه های فرقه ی رجوی دست بقلم میشود تا ثابت کند هرگامی که دولت وملت ایران برمیدارند همواره به شکست میانجامد!
حالا که کارشکنی های اتمی شکست خورد، به سراغ اقتصاد رفتند!
اینها هنوز یاد نگرفته اند که تشخیص درد، آغاز علاج آنست و وقتی مسئولین به نقاط ضعف اقتصاد ایران آگاهی کافی پیدا کرده وآنها را با ارباب رسانه ها درمیان میگذارند، نشان از چاره جویی برای حل معضلاتی است که اتفاقا وصد متاسفانه دامنگیر مجموعه ی اقتصاد جهانی هم هست! در خرداد سال 1392 مردم ایران با آگاهـی ازاین معضلات به دکتر روحــانی که وعده ی تمشیت امور را داده بود رای دادند و طرفین بر قول وقرارهای خود باقی ومصرند وابدا اینطور نیست که اقتصاد ایران دراین وضعیتی که رضایت ملت ودولت را برنمیآورد، باقی میماند!
انعکاس نمونه وار آموزه های رجوی در توهین دختری به پدر خویش!
آری ما بعینه شاهد حضور تلویزیونی یا اینترنتی کسانی ازاسرای رجوی هستیم که افرادی از خانواده ی آنها فعالیت بیشتری برای کسب توفیق به ملاقات با عزیزان دربند خود دارند وآقای حسین نژاد میانه هم بخاطر دادن تلفات بیشتر و وجود جراحت های سنگین ازدست دادن همیشگی ویا موقتی اعضای خانواده ی خود دروجودش، درپیاپیش این صفوف ودربین پردردترین قشر” خلق قهرمان” حرکتی درخور تکریم دارد.
کنگره تشکیل داده ومواضع جدید؟! ضداستعماری خود را اعلام کنید!
پس گله مندی شما این است که اسرائیل چرا کاری شبیه عراق و سوریه با ایران نکرد و بمبارانی علیه ایرانی که درجنگ نبود، دورتر از عراق و سوریه قرار داشت و قویتر از آنها بود، انجام نداد؟! معنی سخن شما این بود که این خارجی ها، بجای بمباران مراکز هسته ای ایران که حتما فاجعه ای هم برای” خلق قهرمان” بود ولابد برای شما بدنبوده؟؟!!، مراکزی ازشما را بمباران کرده واین می رساند که حکومت ایران قدرت مانور بیشتری درمقایسه با دولت های فوق داشته است!
اینها همان”عشایر انقلابی” هستند که برای استتار داعش بکار رفت؟!
جالب اینجاست که این دوستان واقعی یا تراشیده شده ی رجوی، در حمله ی داعش به درخانه هایشان غافلگیر؟! شده و منطقه ی خودشان را با بی عملی و حتی یا همکاری ضمنی و… بدست این خون آشامان دادند ودر مورد سرنوشت سرزمین آبا واجدادی خود بی غیرتی خاص ومشکوکی نشان دادند ویا بی اطلاع ماندند؟!!
پیش بینی کج و معوج شما غلط ازآب درآمد!
ازنظر او، این فرقه ی رجوی بوده که 14 سال تمام دام گسترانید تا هم رژیم ایران وهم دولت” مماشاتگر”؟! آمریکا را دچار مسمومیت کند! معنی این حرف این است که اگر کسی حاضر به حمله به ایران نمیشد، محکوم به مسموم شدن بود درتله ای که باند رجوی گسترده بود وبهمین جهت طرفین دعوا بطور بالسویه وبالمناصفه مسموم گردیدند!
آلترناتیوی که با درخواست ملاقات خانواده ها بهم می ریزد!
این سخنان کلیشه ای فرقه ی رجوی است که به هرکس یاد داده اند که بر علیه خانواده اش بگوید وبنویسد ومورد آنچنان تشویقی قرار گیرد که این تشویق ها حاصلی جز ازدست دادن عمر و قربانی شدن درراه بوالهوسی های مسعود رجوی نخواهد بود! اعتبار این سخنان شما- اگر واقعا خودتان نوشته باشید- درحکم حرف های یک زنجیری غیر آزاد و محروم ازحق ملاقات، وکیل وتهدید شده بوده وخانواده ها به شنیدن وخواندن این سخنان تکراری وفحاشی های مربوطه اش عادت کرده و اهمییتی برای آن نمیدهند که اگر میدادند، اینهمه برای ملاقات عزیزان دربندشان صف نمیکشیدند وظاهر امر نشان میدهد که این بار باعزمی راسخ تر به این مراجعات ادامه خواهند داد ومانند سیلی خروشان، موجب حواس پرتی ودیوانگی رجوی خواهند بود.
ازیادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت ۲۵
یاسر مادرش را در سال 1367 در جریان عملیات فروغ جاویدان از دست داده بود. یاسر به همراه برادر و خواهرش سال 1369 در جریان جدایی فرزندان از اولیاء از پدرشان جدا شدند و به آلمان فرستاده شدند. یکی ازپادوهای مجاهدین در اروپا به نام غلام در سال 1377 به آنها مراجعه کرده و به اصرار از آنها خواست که برای دیدن پدرشان به عراق بروند. علیرغم مخالفت یاسر و برادر کوچکترش موسی، سرانجام آنها را به عراق آوردند و سپس در یگانهای رزمی سازماندهی کردند. آنها فقط توانستند برای مدت یک ساعت پدرشان را که در آشپزخانه کار می کرد ملاقات کنند.
زندانیان عامل سیاست های دشمنان، سیاسی حساب نمی شوند!
حقوق ملت با طرز تفکری که رهبر عقیدتی تان مسعود رجوی دارد، ابدا ربطی بشما ها نداشته وزندانی شدن شما مسلما بخاطر فعالیت برای تحقق اهداف ضد میهنی وغیر انسانی مسعود رجوی بوده و اتفاقا برعلیه منافع اکثریت قاطع مردم است وبنابراین دشمنی خود با مردم را بحساب خیر وصلاح آنها نگذاشته وخود را زندانی سیاسی مردمی محسوب نکنید!
خاطراتی از عمر هدر رفته در فرقه رجوی – قسمت اول
وضع روحی من در آن زندان بدتر شد طوری که 3 روز چیزی نمی توانستم بخورم و حتی تصمیم به خودکشی داشتم. ولی با دلداری های ابو ولید و دلسوزی های او کمی روحیه گرفتم و توانستم تا زمانیکه از آنجا خارج می شوم شرایط وحشتناک آن بازداشتگاه را تحمل کنم. ما فقط هفته ای نیم ساعت حق هواخوری آن هم به صورت انفرادی داشتیم. بالاخره بعد از 13 روز مرا به طبقه ی پایین آوردند و تحویل یک فرد دیگری دادند تا او مرا به سازمان وصل کند. آن موقع هیچ ذهنیتی در مورد سازمان، چگونگی برخورد آنها و اینکه بالاخره چه خواهد شد نداشتم. بعد از خارج شدن از آن بازداشتگاه من جلوی دفتر سازمان (فرقه مجاهدین)تحویل آنها داده شدم.
و شربت گوارایی بود برای شما؟!
اگر به هژمونی رهبران ایران لطمه میزند، پس چرا غافل نشسته وبه جشن وچراغانی مشغول نمیشوید وبرعکس صدایتان آنقدر گرفته وخاموش شده که تشکیلات تان حکم استخر قورباغه هایی رادارد که سنگی بدان پرتاب کرده وباعث خموشی قورباغه ها شده باشند!!