گردهمایی سوم تیر فرقه رجوی و تاریکخانه سی خرداد ۱۳۶۰
در روز تلخ و سیاه 30 خرداد ماه سال 1360، سازمان که خود را پیشگام خلق در مبارزات به اصطلاح ضدامپریالیستی می نامید بیکباره ودر یک چرخش عملی عجیب بدنه کم سن و سال خود که عمدتا دانش آموزان هوادار بودند با اسلحه به میدان فرستاد. البته اینکارها زمانی اتفاق می افتد که هنوز خرمشهر دست متجاوزین عراقی است. واقعیت این بود که سازمان سلاح را یکشبه بدست نیاورده بود و از ابتدای انقلاب و با غارت پادگان ها و اختفاء آنها برای فرصت طلبی در چنین برهه ای از زمان پیش بینی های خود را بعمل آورده بود.
تسلیت به دوست عزیزمان جناب آقای علیرضا مقدمی
مطلع شدیم پدربزرگوار دوست عزیزمان آقای علیرضا مقدمی از اعضای انجمن استان آذربایجان شرقی دارفانی را وداع و به دیدار حق تعالی شتافته است. بدینوسیله صمیمانه ترین تسلیت ها را به ایشان ابراز و سرسلامتی و صبر برای خود و خانواده محترم شان آرزومندیم.
رهبری سازمان به این سوالات جواب دهید
تا چند روز آینده به سالگرد شروع عملیات مسلحانه فرقه تروریستی مجاهدین نزدیک می شویم. روزیکه سازمان به خشونت”بلی” گفت. و قبول کرد با اتخاذ این استراتژی سالیان سال به بیگانگان متکی باشد. حال بعد از گذشت سالیان و عینیت یافتن این کج راهه باید از آقای مسعود رجوی پرسید که چرا جسارت نداری از خودت انتقاد بکنی و تجربه بگیری. چرا نمی گویی که رفتن به عراق و پیوند زدن سازمان با منافع صدام حسین اشتباه بود و…… ولی باز هم سوالاتی در این زمینه دارم
آه و فغان های سیمای ضد آزادی مجاهدین از شرایط کمپ ترانزیت
عصر مورخه 10/3/91 در یکی از برنامه های عصرگاهی سیمای ضدآزادی سازمان مجری با آه و ناله از مساحت کم کمپ ترانزیت مدام نالیده وضمن توهین به آقای مارتین کوبلر نماینده یونامی ادعا میکرد” ابتدا قبل از توافقات کمپ ترانزیت مساحتی بیش از 80 برابر مساحت فعلی را داشته است”. راستی درخصوص کمپ های پناهندگی چه موضوعی رعایت میشود و باید لحاظ گردد.
خطاب به آقای ظافر العانی رئیس جنبش آزادی جنوب عراق
من نمی دانم و واقعا درک نمی کنم با این همه ادله و بینه و شکواییه های میلیونی مردم کردستان عراق چرا شماها چشمتان را به مرگ هزاران کرد در سال 1370 که توسط همین سازمان به قتل رسیدند، بسته اید. باید بدانید که آقای رجوی برای بیمه کردن منافع خود از خون هزاران کرد استفاده کرد و همیشه این را بیان می نمود که عزت ابراهیم معاون صدام می گفت” وقتی که تانک های برادران مجاهد را درجاده بغداد دیدم چشمم برای آینده روشن شد”.
ساعت شنی برای سرنوشت روبه زوال مجاهدین
. شنیده ها حاکی از آن است که بزودی سازمان برای فرار از بی آبرویی های بعدی مجبور به تحویل گسترده افراد ناراضی از کمپ اشرف به نیروهای عراقی باشد. آچمز بودن پذیرش مجاهدین از سوی کشورهای اروپایی و یا هرکشور دیگر کار را برای سران سازمان سخت تر کرده است. رهبران مجاهدین بخوبی می دانند که با توجه به تیز شدن امریکاییان برای خروج آنان از اشرف دیگر امیدی برای حفظ تشکیلات نخواهند ماند. افشاگری های مستمر اعضای فرارکرده با مطالب و اخبار جدید از سازمان، شرایط بسیار بدی را برای یافتن مجال اندیشه اصولی و چاره اندیشی ایجاد نموده است
عدم خاتمه یافتن حرفهای دروغ مسعود رجوی
پرونده قطور این جنایتکار از این مسئله دهها هزار برگ را در خود جای داده است. از بمب گذاری در معابر عمومی و تجمع نمازگزاران جمعه گرفته تا خمپاره زنی به ساختمان آموزش و پرورش در تبریز یا از ترور مسئولین ایرانی تا کشتن کارگران و کارمندان بعنوان سرانگشتان رژیم!! و یا از هواپیما ربایی تا جمع آوری اطلاعات نظامی مملکت در زمان جنگ عراق علیه ایران تا بلوا سازی و انفجار لوله های نفتی ایران
هشدار به دجالیت جدید سران فرقه رجوی
چرا رجوی دجال بعد از 8 سال تازه به یاد آورده که نفرات ناراضی را باید در اشرف به نیروهای عراقی تحویل داد؟ تا آنجا که ما می دانیم این مسئله همواره در تشکیلات مرز سرخ بحساب می آمده است. رهبران سازمان تاکید داشتند که تا زمان تعیین تکلیف کسی حق جدایی از تشکیلات فرقه را ندارد. حال این مرز سرخ بعد از انتقال حدود 2000 نفر به کمپ ترانزیت و بسته شدن راه انتقال اکیپ گروه ششم چگونه شکسته میشود؟
معرکه گیری های جدید مجاهدین برای انتقال
سازمان بشدت از برملا شدن رازها و اسرار تشکیلاتی خود می هراسد و لذا به واسطه هر بهانه ای در صدد است روند انتقال را با کندی مواجه سازد تا هم از بسته شدن پرونده اشرف ممانعت کند و هم ازدست دادن نفرات خود را نبیند. همچنین با انحلال اشرف دیگر موردی برای طرح رسانه ای مجاهدین آنهم در کریدورها و سالن های کنگره امریکا باقی نمی ماند.
پایداری به سبک فرقه رجوی
مسعود رجوی برای این که این حماقت بزرگ را تا آخر به سر کند از دید مردم فراری شده است اما مریم میخواهد با شگردهای سابق اش و مجدداً برای مطرح کردن سازمان دست به بزرگ نمایی بزند. ضمن اینکه این حرف ها فقط در داخل تشکیلات خریدار دارد و میتوان خرج اش کرد. و علت آن هم نبود اطلاع رسانی و سانسور و خفقان برای همه اسیران ساکن اشرف میباشد.
برملاشدن دروغهای مجاهدین در خصوص کاظم رجوی
پرویز ثابتی، مسئول اول اداره کل سوم ساواک در سال 1349در صفحه 282 کتاب در دامگه حادثه اشاره می کند که: « من در مسافرتم به سویئس براساس معرف هایی قبلی با دکتر کاظم رجوی ملاقات و بعد از ارزیابی وی را به استخدام ساواک با مقرری 1000 فرانک سویئس در ماه در آوردم!!!!. زمانیکه برادر وی مسعود رجوی به همراه دوستانش محکوم به اعدام شده بود با تماس تلفنی کاظم رجوی و اصرار وی موضوع را به عرض شاه رساندم و بالاخره ایشان با یک درجه تخفیف رضایت دادند؟؟ ».
نیرنگ سران مجاهدین و رقص و پایکوبی
خانم رجوی بیاد آورید که شما به آن دسته که درسال 83 از سازمان جدا شدند نیز همین وعده ها رامی دادید که اگر تا انتخابات 84 صبر کنید وبا احتساب اینکه الان آمریکایی ها ما را طرف حساب اساسی خود قرار داده اند ما امکانات و تجهیزات سرنگونی رژیم ایران رامجددا بدست آورده و پیروز خواهیم شد. و شماها هر کدام یک مقام کشوری خواهید داشت!!؟. ولی ماها گول این نوع ترفند وفریب ها را نخوردیم و جدا شدیم.