سه شنبه, ۵ اسفند , ۱۴۰۴
توطئه های جدید مجاهدین خلق برای چهارشنبه سوری 24 اسفند 1390

توطئه های جدید مجاهدین خلق برای چهارشنبه سوری

ولی به هرحال این سازمان تروریستی و بعبارتی گروه جنایتکار آنقدر زبون و ذلیل نزد خدا و خلق است که حتی جرات و توان چنین اقدامی را نداشته و ذلیلانه با فریب و نیرنگ , قصد شایعه سازی و ایجاد هرج و مرج با تماس های جعلی را دارد. حنایش نزد ملت ایران رنگی ندارد و نخواهد داشت و بی گمان مردم و جوانان تیزفهم و روشنفکر ایران زمین دغل های اینان را می شناسند و بخوبی می دانند چگونه از پس نیرنگ های بی ثمر مجاهدین برآیند.

چشم در چشم اختاپوس اشرف! 23 اسفند 1390

چشم در چشم اختاپوس اشرف!

آقای رجوی عطش قدرت و هوسهای شیطانی تو سیری ناپذیر است و قربانی های جدید می طلبد. اما دیگر شرایط اجازه نمی دهد بیش از این خون بریزی و اکنون نوبت خودت است که قربانی شوی، اما این بار یک فرقی میان قربانیانی که گرفتی و خودت وجود دارد، همه بچه ها اسیر روابط فرقه ای بودند که تو ایجاد کرده بودی و داوطلبانه مرگ را در آغوش می کشیدند اما تو هیچ وقت به استقبال مرگ نرفتی و این مرگ به تو تحمیل خواهد شد!

فرصت های اندک مجاهدین و دستپاچگی های مریم رجوی 18 اسفند 1390

فرصت های اندک مجاهدین و دستپاچگی های مریم رجوی

اگر مریم عضدانلو گریزی هم به چادرهای مرز اردن!؟ زده بی گمان حفظ تشکیلات و نیرو و حتی همان 1500 نفر عازم ایران با فرض دفع الوقت نمودن زمان تا بتواند به زعم خویش امیدهای همیشه حرام خود را برای همسفر شدن سازمان در حمله به ایران با نیروهای امریکایی و اسراییلی محک بزند. شاید این هم مصلحتی باشد که سازمان آن راهم تجربه کند چراکه گرمای عراق و مرز اردن از هم اکنون خود را بر تشکیلات واو و خمود و دلشکسته اعضای ناراضی و راضی رجوی تحمیل ساخته و شاید در یک گرفتاری غیرقابل پیش بینی سازمان را با انفجار و از هم پاشیدگی جدیدی روبرو سازد.

رجوی حیا کن، بچه ها را رها کن 18 اسفند 1390

رجوی حیا کن، بچه ها را رها کن

. دختری که از پشت حصار پدرش را می بیند و او را صدا می کند. بابا من فرزند تو هستم ولی نفرات پدر او را احاطه می کنند تا صدای فرزندش به گوش او نرسد. نوه ای که برای دیدار پدربزرگش چشم انتظار جلوی درب اشرف نشسته است که شاید رهبران فرقه به رحم آیند و اجازه ملاقات بدهند تا او پدربزرگش را ببیند. آیا این صحنه ها، صحنه های دلخراشی نیست که آدم را در خود غرق کند و چرا؟ چرا؟ چرا؟ را با خود زمزمه می کند؟ اینها قربانی چه کسانی هستند و چه کسانی باعث قربانی شدن اینها شده اند.

همسر علی ابراهیمی از احساساتش می گوید 18 اسفند 1390

همسر علی ابراهیمی از احساساتش می گوید

آقای رجوی سوال همسر علی این بود که چرا علی به ملاقات نیامد و چه چیز او را اینطور بی احساس کرده که عشقش و دوستش را ملاقات نکرد ولی آقای رجوی سوال من این است آیا ایدئولوژی شما اینطور انسانی به بار می آورد و همه را بی احساس می کند یا جبر و ترسی که شما در تشکیلات به وجود آورده اید؟ باید که جوابی برای همسر علی و علی های دیگر داشته باشید و جواب او را بدهید و او را از این رنجش آزاد کنید.

زلزله در اشرف! 18 اسفند 1390

زلزله در اشرف!

زلزله از 2 سال پیش با تحصن تعداد محدودی از خانواده ها در جلوی درب پادگان اشرف شروع و بالاخره در دسامبر 2011 با حضور نزدیک به 500 نفر از خانواده های اسرای اسرف، به سونامی ویرانگری تبدیل شد که اشرف را جارو کرد. البته اگر کمی به عقب برگردیم در حقیقت جداشدن تک تک بچه ها و فرار شمار قابل توجهی، زلزله را در بطن ایدئولوژی کثیف و فرقه ای رجوی آغاز کرده بود، اما با سونامی ویرانگر اخیر همه چیز در هم گره خورد و به بلوغ رسید

مجاهدین، مردم، انتخابات 16 اسفند 1390

مجاهدین، مردم، انتخابات

سازمان با شعارهای قدیمی و ضد مردمی خود ضمن تحریم آن از هجمه اینترنتی برای توهین به شعور ملت ایران استفاده کرده است. انتخابات در کشورمان براساس تجارب مسئولین و دست اندرکاران کشور و شرکت کاندیداهایی که برای منافع مردم ایران با برنامه های اجرایی و مشخص به میدان آمده اند ؛ به یاری خداوند به شکلی شایسته اجرا شده و تو دهنی محکمی به دشمنان ایران زمین و سیلی خوردگانی همچون مجاهدین خواهد بود.

نکته هایی از سفر به اشرف 16 اسفند 1390

نکته هایی از سفر به اشرف

مادری که عکس فرزندش از گردنش آویزان بود یک مرتبه شعار داد که «این بچه ها کجان پس، چرا ملاقات نمی یان». وقتی که این شعار را هر بیننده ای ببیند ودر آن لحظه خود را جای آنها بگذارد وفکر کند که کسانی نگذارند جگرگوشه شان به دیدار آنها بیایند، آن موقع است که دیگر نمی تواند جلوی اشک های خود را بگیرد و معنای عمیقی که در آن صدای مادرانه بود را، درک می کند.

کمپ ترانزیت و مجاهدین 16 اسفند 1390

کمپ ترانزیت و مجاهدین

کمپ ترانزیت که شما محل مناسب نمی دانید برای استقرار نفرات از نظر بهداشتی و از نظر استقرار از باقرزاده شما که همه را برای نشست میبردید وماه ها در انجا مستقر می شدیم بهتر است.آقای رجوی ما آن موقع در باقرزاده از امکانات بهداشتی انتقاد می کردیم مسئولان آن وقت می گفتند مجاهد باید به خودش سخت بگیرد ولی الان چه شده است که در کمپ ترانزیت همان مجاهدین که قبلاً هم سختی را دیدن نمی توانند آنجا سه ماه مستقر شوند چه شده چرا آقای رجوی که خودت را درغار مخفی کردی و گذشته ها را از یاد بردی

همایش مردمی خانواده های انجمن نجات تبریز 06 اسفند 1390

همایش مردمی خانواده های انجمن نجات تبریز

از مورخه دوشنبه 1/12/90 بمدت سه روز و بر اساس اطلاع قبلی انجمن نجات تبریز، انبوه خانواده های اعضای گرفتار در سازمان تروریستی مجاهدین در شهر تبریز و سایر شهرهای استان در محل دفتر انجمن حضور پیدا کرده و با اعضای انجمن و مهمانان دعوت شده که از جدا شدگان و فرار کردگان ماههای اخیر از اسارتگاه اشرف بودند، ملاقات نموده و در نشستی صمیمانه نگرانی های خود را از اجرای کند انتقال اعضا توسط سازمان به کمپ موقت ترانزیت اعلام نمودند.

درخواست یک جداشده مجاهدین ازدولت عراق 04 اسفند 1390

درخواست یک جداشده مجاهدین ازدولت عراق

آقای نخست وزیر نوری مالکی نخست وزیر منتخب مردم عراق اینجانب بعنوان یک فردی که 10سال را در زمان دیکتاتور سابق عراق صدام حسین در فرقه رجوی در اسارت بودم، ضمن تشکر از مدارای شما با این فرقه طی 4-3 سال گذشته و ضمن تشکر از دولت جنابعالی در اسکان و تسهیل در امر پناهندگی اعضایی که تا کنون موفق به فرار شدند اما نکته اصلی عرایض بنده اینست که این بزرگواری نباید شادی سران فرقه که تحت تعقیب هستند را موجب گردد، چراکه رنج و شکنجه ای که بنده و امثال من طی سالیان اسارت در اشرف تحمل کردیم، امری گذشت ناپذیر و پاک نشدنی است

مصاحبه با آقای عبدالله نیکبخت از بازگشتی های اخیر به ایران – قسمت دوم 02 اسفند 1390

مصاحبه با آقای عبدالله نیکبخت از بازگشتی های اخیر به ایران – قسمت دوم

در مرکز ما در اشرف فردی بنام احمد رضا پور بود او ورزشکار بود ودر پدافند کار میکرد و وضعیت روحی نامناسبی داشت. یک روز بعد ازتنظیف سلاح صدای گلوله ای شنیدیم که به بیرون دویدیم دیدیم موضع نگهبانی وی را عوامل رجوی مسدود کرده اند و نمی گذارند کسی نزدیک شوند بعدها سازمان گفت وی کمبود خواب داشته ولذا دستش ناخودآگاه روی ماشه رفته و کشته شده است. که علتش نشستهای تحقیر آمیز روزانه سازمان بود

blank
blank
blank