وقتی رجوی های تروریست ماسک حمایت از حقوق بشر می زنند
مریم و مسعود رجوی باید بدانند با خوشرقصی برای غربی ها در متهم نمودن ایران راه به جایی نمی برند، آنها باید پاسخ انبوه جنایت و ستم خود حتی در حق اعضای فرقه خویش را بدهند. آنها باید به 230 صفحه افشاگری های مستند ایرج مصداقی پاسخ بدهند که سال ها با فرقه رجوی و شورای باصطلاح مقاومت او همکاری داشته است.حالا بهتر از گذشته مشخص شده که اطلاعیه ها و بحث های حقوق بشری از سوی رجوی ها معادل فریاد های « آی دزد آی دزد » است و با این کارها قصد گمراه کردن و فریب افکار عمومی را دارند اما آنها کور خواندند و دست شان برای همه رو شده است.
سرانجام رجوی ها زبونانه تسلیم شدند
سرانجام رجوی ها در برابر استقامت خانواده ها و فشارهای ملت و دولت عراق و همچنین سازمان ملل و نماینده آن در عراق، مجبور شدند درب اسارتگاه شان را باز کرده و اولین گروه از اعضای اسیر شامل 14 تن، روز پنج شنبه به کشور آلبانی رفتند. رجوی ها در برابر مقاومت و ایستادگی راهی جز تسلیم شدن ندارند. هیاهو و جوسازی های شدید رجوی ها و دار و دسته شان بر علیه دولت عراق، سازمان ملل و بخصوص نماینده این سازمان آقای کوبلر چیزی جز دروغ بزرگ نبود و مشخص شد نه تنها لیبرتی، راه رفتن به کشور ثالث است، بلکه تنها مانع خروج اعضای اسیر رجوی ها هستند.
نبش قبر صحابه پیامبر لکه ننگی بر پیشانی رجوی ها
چیزی که در این وحشی گری بسیار روشن می باشد سکوت سران فرقه در مورد این عمل ننگین می باشد که حتی حاضر نشدند این عمل را محکوم کنند و با سکوت خود مهر تاییدی بر این عمل به غایت کثیف زدند. طبیعی است که سکوت کنند چون حضور آنان در سوریه و همکاری با تروریست های سوریه خصوصا سلفی های تهی مغز و ضد دین محرز شده است.
رجوی، تحلیل های آبکی، برآوردهای کشکی
رجوی در نشست صوتی خود با افراد اسیر در عراق در آبان ماه 1391، برای مغزشویی به آنان این گونه القاء می کرد که در جهان هیچ حکومتی بیش از 30 سال دوام نداشته و چون حکومت ایران بیشتر از سی سال حکومت کرده پس سرنگون خواهد شد! او مدعی شد که حکومت سوریه تا عید 1392 حتما سرنگون می شود و این از علائم سرنگون شدن جمهوری اسلامی است!!!
دوگانگی سیاق ثابت در رفتار رجوی شارلاتان
رجوی کسی است که در راه اوهام جاه طلبانه خود به هیچ اصولی پایبند نیست و به هیچ یک از حرف های خود نیز متعهد نمی باشد. هر حرف و حرکتش تنها بر این اساس است که آیا برای او منافعی دارد یا خیر. او چون خود را ملزم به پاسخگویی نمی بیند با وقاحت تمام مواضعی 180 درجه متضاد را در مقاطع مختلف اتخاذ می کند، ملاک دوست و دشمن برای او این است که چه چیزی از طرف مقابل به او می رسد، اگر برسد، دوستش می شوند و اگر نرسد دشمنش محسوب می گردند. حالا ببینید رجوی ملعون چه شارلاتانی است.
رابطه مریم قجر با زلزله
مریم قجر که نام پوشالی رئیس جمهوری مادام المعر را یدک می کشد حتی حاضر نشده به ظاهر هم عنوان نماید که به مردم زلزله زده کمک می کند و همیشه این مردم هستند که باید بهای آنرا را بپردازند. این گونه موضع گیری نشان از کینه حیوانی وی نسبت به مردم ایران را نشان می دهد. ولی وقتی صحبت از جذب سناتورهای بازنشسته غربی می شود وی اینگونه با خرج کردنهای سرسام آور دست به جیب شده و سعی می کند تا اینگونه برای آنان خوشرقصی کند.
باز گشایی دفتر در واشنگتن شکست خفت بار یا پیروزی برای فرقه!!
ولی سئوال اصلی این است صدام وقتی که در قدرت بود و رجوی ها با آن همه ابزار نظامی و حمایت مالی کاری از پیش نبرده و در عراق زمین گیر شده بود و اکنون بعد از بیرون آمدن از لیست تروریستی غرب چه تغییری در سیاست آمریکا نسبت به فرقه ایجاد شده است که یکباره راه سرنگونی باز می شود؟ این در حالی است که هنوز حکومت آمریکا با تردید های بسیار به این فرقه نگاه می کنند
نکته های نهفته در « راه حل نهایی » رجوی ها
« مقاومت ایران » که نام مستعار رجوی هاست یک مزدور همیشگی برای دشمنان درجه یک ایران است. این دشمن چه صدام باشد، چه اسرائیل و چه هر کس دیگری، رجوی ها به هر شکل ممکن اعم از جنایت جنگی، کارهای تروریستی، جاسوسی و…. خودشان را در خدمت آنها قرار می دهند تا شاید داغ دل سرنگون شدن جمهوری اسلامی (که با خود به گور خواهند برد) را کمی تسکین دهند.
وحشت رجوی از دوستی دو ملت ایران و عراق
وقتی به پاسخ رجوی به سفر آقای مصلحی توجه کنیم متوجه می شویم که وی سالیان از جامعه عقب بوده و در غار عوامفریبی زندگی می کند که سعی دارد با این گونه شانتاژ باز هم افراد خود را به کشتن بدهد و حتی وقتی مسئله پذیرش آنان توسط یک کشور اروپایی مورد قبول قرار می گیرد زیر بار نرفته و آن را با رندی تمام رد می کند و باز هم سال 92 را سال سرنگونی اعلام می کند و اعلام می کند که ما باز هم 92 بار می گوئیم سرنگونی
سال ۹۱ سرشار از شکست و تسریع در فروپاشی برای رجوی ها
سال 91 در حالی به پایان رسید که سران فرقه با کمک لابی های غربی خود از لیست تروریستی آمریکا بیرون آورده شدند و رجوی ها از این پیروزی خیالی در پوست نمی گنجیدند و به خیال خام خود چنین می پنداشتند که راهی برای خروج از بن بست های استراتژیک – سیاسی خود بدست آوردند ولی گذشت زمان این را نشان داده است همانطوری که خروج آنان از لیست کشورهای اروپایی راه به جایی نبرد بلکه این بار نیز هیچ دستاوردی برای آنان نداشته است
مشکل فاضلاب های لیبرتی حل شد
مدت مدیدی بود که رجوی ها برای ممانعت از انتقال اعضای اسیر به لیبرتی و رها شدن از چنگال فرقه و یا ممانعت از ارتباط آنان با دنیای خارج از فرقه، پر شدن فاضلاب های لیبرتی را بهانه کرده و اطلاعیه پشت اطلاعیه می دادند که فاضلاب های لیبرتی مشکل داشته، پر شده و سر ریز می شوند و همه محوطه آلوده شده و در نتیجه « لیبرتی قابل اسکان نیست و یک تجربه شکست خورده است و اعضای فرقه باید به اشرف برگردانده شوند ».
رجوی ها به مزدوری برای صدام اعتراف می کنند
با توجه به شکست های پی در پی و نزدیک شدن زمان از هم پاشی تشکیلات فرقه ای در عراق، رجوی ها گیج شده و برای ایجاد راه گریز , ناخواسته اسنادی از وابستگی و مزدوری خود به صدام دیکتاتور را رو می کنند.آنها برای آنکه اثبات کنند زمین های کشاورزی مردم عراق را برای ایجاد پادگان اشرف غصب نکرده اند چنین نوشتند: « مجاهدین قرارگاه اشرف را که تا سال ۱۹۸۶ در اختیار وزارت دفاع عراق بود رسما از دولت این کشور تحویل گرفتند »