جمعه, ۱۰ بهمن , ۱۴۰۴
اعترافات اجباری در فرقه رجوی – قسمت دوم 05 اسفند 1400

اعترافات اجباری در فرقه رجوی – قسمت دوم

در قسمت اول به پوچ بودن تمامی اسناد و اعترافات اجباری و ادعاهای سازمان در مورد جداشدگان پرداختم. قوانین بین‌المللی و ماده ۳۸ پیمان ‌نامه حقوق کودک اعلام می‌کند که گروه‌های سیاسی نباید از افراد زیر پانزده سال در جنگ استفاده کنند. هم‌چنین «پروتکل اختیاری شرکت کودکان در جنگ» از طرفین درگیری‌ها می‌خواهد که به […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت هشتم 04 اسفند 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت هشتم

در قسمت هفتم توضیح دادم که اولین درخواست ملاقات من با برادرم سید مرتضی و دو فرزندش که مانند دیگر کودک سربازان از کمپی در آلمان ربوده و به کمپ اشرف منتقل شده بودند، رد شد و پس از کش و قوس فراوان کاظم (حسین ابریشمچی) به من توصیه کرد که به بغداد برگشته و […]

اعترافات اجباری در فرقه رجوی – قسمت یک 03 اسفند 1400

اعترافات اجباری در فرقه رجوی – قسمت یک

موضوعی که در کلاب هاوس، کودکان سابق ربوده شده به عراق بیشتر به آن پرداخته شده است ، مربوط به تهدیدات سازمان مربوط به امین گل مریمی است که رسانه های تبلیغاتی فرقه استبدادی رجوی ایشان را تهدید کردند که در صورت عدم انصراف وی از پیگیری شکایتش، اقدام به انتشار اسنادی خواهند کرد که […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت هفتم 02 اسفند 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت هفتم

در قسمت قبل گفتم که بحث و جدل ها بالا گرفت و ناگهان سر و کله یکی از فرماندهان ظاهرا ارشد که سخت عصبانی بود پیدا شد و رفتار طلبکارانه ای با ما نموده و گفت از سر آنها چه میخواهید و زمانی که ما دچار مصائب زیاد شده شماها در کدام جهنمی بودید و […]

زندگی یا مرگ تدریجی در ته خط 01 اسفند 1400

زندگی یا مرگ تدریجی در ته خط

اعضای پیر و بازنشسته فرقه رجوی در پشت حصارهای اسارتگاه در روستای مانز، دیگر انگیزه ای برای ماندن در زندان رجوی را ندارند، کسانی که به تازگی از این فرقه جدا شدند از نبود امکانات زندگی و حداقل های رفاهی حکایت می کنند. این اسارت طاقت فرسا، بدون دسترسی به دنیای آزاد و وسائل ارتباط […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت ششم 30 بهمن 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت ششم

در قسمت قبل این خاطرات در رابطه با مراجعه به کمپ اشرف که به قصد ملاقات با سه نفر از اعضای خانواده ام که در زمستان سال 1383 انجام گرفت ، توضیح دادم که خویشاوندان من به این ملاقات آورده نشدند و پس از بحث و جدل چند دقیقه ای با آقای سیاوش (محمد حیاتی […]

کمرشکن شدن یک فرقه در باتلاق آلبانی و درون حصارها 30 بهمن 1400

کمرشکن شدن یک فرقه در باتلاق آلبانی و درون حصارها

رهبران این فرقه بدانند که اگر در فریب دادن اعضای سازمان تا به امروز موفق شدند، نباید فکر کنند که عده ای نادان و ساده لوح را گیر آوردند، بلکه باید به این فکر کنند که این افراد چقدر در اوج اعتماد همه چیزشان را تقدیم این فرقه کردند، پس در حقیقت این رهبران نادان […]

هراس رجوی از انتشار نامه چند خطی یک پدر 28 بهمن 1400

هراس رجوی از انتشار نامه چند خطی یک پدر

اخیرا پدری از تبریز نامه ای بسیار کوتاه به فرزندش که 33 سال است در اسارت مادی و معنوی رجوی است، منتشر نموده که طی آن از وضع سلامتی فرزندش ابراز نگرانی کرده و درخواست کرده که این فرزند دربندش اقلا یک تماس تلفنی با او داشته و او را که 90 ساله است، در […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت پنجم 28 بهمن 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت پنجم

در قسمت قبل گفتم زنی که روی صندلی در ابتدای سالن نشسته بود و بر تمام سالن نظارت میکرد، مرد حدودا 40 ساله ای را پیش من که به میزهای مختلف سرک میکشیدم تا علت نیآمدن برادرم سید مرتضی را بپرسم، فرستاد و او علت جنب و جوش مرا جویا شد… *** در آستانه ی […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت چهارم 27 بهمن 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت چهارم

در قسمت قبل گفتم که به سالنی در سمت راست هدایت شدیم که تعدادی از زنان برپشت میزها نشسته بودند و ضمن رویت قیافه هایمان ، به لیست هایی که در دست داشتند، نگاه می کردند و اجازه ی خروج و رفتن بسوی اتوبوس هایی که ما را به سمت سالن اجتماعات که بشکل سینما […]

مسعود رجوی قهرمان کاغذی داستان ما 27 بهمن 1400

مسعود رجوی قهرمان کاغذی داستان ما

امروز در زمانه ای زیست می کنیم که مردم با تعقل و تدبر، مسائل پیرامون خود را حلاجی می کنند و چشم و گوش بسته هر حرفی را قبول نمی کنند. سازمان مجاهدین اولیه در دوران سلطنت طاغوت رهبرانی داشت که سر بر آرمان خود فدا کردند. هرگز هم از اصول خود کوتاه نیامدند و […]

وضعیت لایه اسرای پیوستی در مناسبات مجاهدین خلق 25 بهمن 1400

وضعیت لایه اسرای پیوستی در مناسبات مجاهدین خلق

به جرات می توان گفت که در عراق و سازمان مجاهدین، اسرای پیوسته قربانیانی بودند که رهبران سازمان سنگین ترین و بیشترین کارهای اجرایی را روی دوش آنان سوار می کردند. هر جا کارهای فیزیکی و شب زنده داری های بی حد و حصر بود، این لایه سازمان  مورد سو استفاده قرار می گرفتند. اما […]

blank
blank
blank