ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت بیست و چهارم
در قسمت های قبلی توضیح دادم که چگونه در بهمن ماه 1385 و چند ماهی بعد از خودسوزی شدن برادر زاده ام یاسر، به عراق رفته و با آقایان مصطفی محمدی از کانادا و مرحوم علی بشیری از نروژ که آنها هم قصد ملاقات داشته و رنج و عذاب و مخارج گزاف این راه های […]
فلسفه شعائر در فرقه رجوی
دم زدن از شعائر و رعایت آنها در فرقه ی قرون وسطایی رجوی، مسلما شعاری بیش نیست. تناقض بین سکولاریسم و مذهب، همواره در مناسبات سازمان موج می زند، طرفدار نظام سکولار! باطن سکولار، اما ظاهر دینی! باطن مجذوب به فرهنگ غربی و بورژوازی و قدرتهای مسلط، اما ظاهر دینی و رعایت شعائر! مریم رجوی […]
ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت بیست و سوم
در قسمت بیست و دوم این سلسله یادداشت ها به مسائلی که ساعتی قبل از حضور برادرم در چند متری کانکس آمریکائی و مثلا ملاقات با من روی داد، اشاراتی کرده و اینک میخواهم به اصل مسئله و برخوردی که اتفاق افتاد بپردازم : این برخورد و این لذت معنوی حاصله در ساعات اولیه قبل […]
شبهای قدر در زندان انفرادی اشرف
بیست و هشتم، بیست و نهم و سی ام دی ماه سال 1376 شبهای قدر ماه مبارک رمضان آنسال بود، من بیش از 4 ماه بود که در زندان انفرادی اسکان در پادگان مخوف اشرف به جرم نداشته محبوس بودم و شکنجه می شدم. زندان انفرادی برای یک بیگناه تنگ تر است و تاریک تر، […]
تنها خواسته ام یک ملاقات ساده با فرزندانم است
مادر دردمندی 33 سال است که از دیدار فرزندان خود محروم است. خانم حمائل غنی زاده سه فرزند به نام های مهری سعادت، ناهید سعادت و محمود سعادت، دارد که سه دهه است موفق به ملاقات با آنها نشده است. سازمان مجاهدین خلق که اکنون اعضای خود را در اردوگاهی به نام مانز در استان […]
ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت بیست و دوم
قسمت بیست و یکم این سلسله خاطرات، به مراجعه من به همراه مرحوم علی بشیری و دخترش نوشین که از نروژ آمده بودند به درب کمپ اشرف اختصاص داده شد. که به مرحوم علی بشیری ملاقاتی داده نشد. (توضیح: خانم راضیه خبازان (همسر علی و مادر نوشین) با مرد دیگری در داخل سازمان آشنا شده […]
آیا نشانی از مجاهد و خصلت های حمیده او وجود دارد؟
یکی از مزد بگیران مجاهدین ادعا دارد که مجاهد عنصر با ارزشی است که سالیان متمادی در راه مبارزه برای وطنش با حفظ آرمانش در چارچوب های بحق و درست خود، سر موضع اش ایستاد و با فداکاری و جان فشانیهایش از پای ننشست و اکنون نامش در تاریخ ایران و بر تارک جهان میدرخشد. […]
ما مردگانی بودیم که سالها مرگ را تجربه کردیم
همه می دانیم که پس از مرگ، نمی توان به زندگی عادی برگشت. بیشتر مردم نمی دانند که دنیای مرگ چیست و افراد خیلی کمی، زندگی بسیار سخت پس از مرگ را تجربه کرده اند. در قرنی که زندگی می کنیم، این افراد دوباره زنده شده در میان ما کم نیستند و با اندکی تدبر […]
ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت بیست و یکم
در قسمت بیستم این سلسله یادداشت ها صحبت از ماجراهای دیدارم با آقایان مصطفی محمدی و شادروان علی بشیری در هتلی در بغداد به میان رفت. علت این سفر( سفر دوم ام به عراق) مراجعه به کمپ اشرف، ملاقات با برادرم سید مرتضی و فرزند باقی مانده او و همچنین حضور بر سر مزار برادر […]
اهراق مسعود رجوی
اولین بار در پادگان مخوف اشرف، اتهام ” ترور رهبری ” را در زندان های مجاهدین به من زدند! که خنده دارترین جوکی بود که در اشرف می شنیدم. بازجوها گفتند که تو برای ترور رهبری آمدی! حال قضیه این بود که من نمی خواستم در مناسبات بمانم و درخواست خروج داده بودم و برای […]
ماجراهای درخواست ملاقات درکمپ اشرف – قسمت بیستم
در قسمت های قبلی این سلسله یادداشت ها به جریان خودسوزی شدن برادر زاده جوانم یاسر اکبری نسب اشارات نسبتا مفصلی داشته وگفتم که چگونه خانواده معزی ماچند نوبت مراسم یادبود در این مورد در تهران و تبریز برگزار کرد و در قبال آن فرقه رجوی چه عکس العمل تندی بر علیه این مراسم و […]
اسلام دروغین رجویستی
در فرقه رجوی ، مردان زنان را “خواهر” صدا زده و زنان مردان را “برادر” خطاب می کنند! همه نماز می خوانند و روزه می گیرند. در نگاه اول همه چیز در درون مناسبات رجوی ، رنگ و بوی اسلام و مسلمانی می دهد، اما در محتوا مذهب به آلتی برای تحمیق اعضای سازمان مبدل […]