یکشنبه, ۱۴ تیر , ۱۴۰۵
ابتذال شر 30 آبان 1386

ابتذال شر

اگر مجاهدین واقعا ادامه دهنده ی سنتی آزادیخواهانه و عدالت طلبانه بودند حق نداشتند و ندارند با فریب و اغوا و شگردهای ماکیاولی انسانها را همچون سکوی پرش به قدرت رسیدن خویش قلمداد کنند و یا شان انسان را در حد یک ابزار مکانیکی پایین بیاورند و هویت آنان را مخدوش کنند. و یا آنان […]

رهایی برادر، رویارویی با دارودسته رجوی 29 آبان 1386

رهایی برادر، رویارویی با دارودسته رجوی

برادر عزیزم این چه سازمانی است که از رهبر او خبری نیست و چندین سال است که نیروهای خود را در بیابانهای عراق به امید کسانی گذاشته اند که از سیاست و رهبری هیچ نمی دانند این رهبریت که ادعا می کند که رژیم ما جز آزار و اذیت مردمش کاری نمی تواند بکند درحالی که این طور نیست بودند کسانی که از قرارگاه اشرف بازگشته و صاحب زندگی موفق شده اند

رهایی برادر ، رویارویی با دارودسته رجوی 29 آبان 1386

رهایی برادر ، رویارویی با دارودسته رجوی

آرمان دموکراسی خواهی و جامعه آرمانی زمانی محقق می شود که در آن از فریب انسانها و محدودیت غیر دموکراتیک اعمالی بر آنان خبری و اثری نباشد ، چطور ممکن است با سرکوب احساسات و عواطف انسانی بتوان از آزادی حرف زد و یا از مبارزه برای حقوق بشر و آزادی انسانها سخن گفت. مفاهیم […]

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۱۹ 22 آبان 1386

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۱۹

مرضیه قرصی: آقای رضایی، من وقتی به ایران آمدم و با واقعیات اجتماعی ایران از نزدیک مواجه شدم با مقایسه میزان آزادی زنان در ایران و وضعیت زنان قرارگاه اشرف و محدودیت های شدیدی که در آن بسر می برند، متوجه شدم واقعا زنان قرارگاه اشرف در وضعیت بسیار بدی قرار دارند و از حداقل آزادی فردی نیز برخوردار نیستند. صرفا در قرارگاه اشرف تبلیغات شدیدی بر علیه ایران وجود دارد و سازمان با بمباران ذهن و روان بچه ها سعی می کند همه وجود افراد را پر از نفرت و کینه کند.

میز گرد نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف (قسمت نوزدهم) 22 آبان 1386

میز گرد نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف (قسمت نوزدهم)

مکان گفتگو : انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی خروج از قرارگاه اشرفپس از اینکه از دفتر زهرا نوری خارج شدم ، نفس راحتی کشیدم و به اتاقم رفته وسایل شخصی خودم را آماده کردم. به خودم گفتم وقتی رفتم مهمانسرا که در واقع زندان موقت قرارگاه اشرف بود با بتول رجایی تا آنجا کل کل می […]

رهبران فرقه مجاهدین ، ناتوانی از درک احساسات مادرانه 20 آبان 1386

رهبران فرقه مجاهدین ، ناتوانی از درک احساسات مادرانه

مشکل عدم درک انسانها در رفتار و واکنش رهبران فرقه مجاهدین نمود روشن تری دارد. متاسفانه رهبران مجاهدین به جای درک شرایط انسانی و احساسات مادرانه ، خواهرانه و عواطف خانوادگی و برای جبران ناتوانی شان در ارتباط منطقی و معقول با دیگران و پاسخگوئی به خواسته های طبیعی شان دست به واکنش های بیمارگونه […]

حرفی و سخنی با خانم مریم عضدانلو 13 آبان 1386

حرفی و سخنی با خانم مریم عضدانلو

خانم مریم عضدانلو، پایبندی رهبران مجاهدین به تروریسم، حذف دیگران و دلبستن به نابودی و براندازی هر آنچه که با تفکر و اهداف و علائق آنان سازگاری ندارد نوعی هشدار به همه است و آن اینکه فاشیسم موسولینی و یا روش های استالینسیتی و ستیزه جویی و بنیادگرایی فرقه های مذهبی و سیاسی چون القاعده هنوز از بین نرفته اند و در جای دیگری چون قرارگاه اشرف رشد می کنند.

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۸ 10 آبان 1386

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۸

مرضیه قرصی: حتی در نشست عملیات جاری وقتی فاکت ها از سوی بچه ها خوانده می شد چون همه می دانستیم محتوای فاکت ها واقعیتی ندارد و به اصطلاح من در آوردی است همگی می خندیدیم و همدیگر را مسخره می کردیم خوب ما ناچار بودیم حالا یک جورهایی هر کدام از ما یکی دو تا فاکت سرهم بندی کنیم و در نشست بخوانیم.

کنکاش و بررسی نقض حقوق بشر در مناسبات درونی فرقه تروریستی رجوی (قسمت هشتم) 10 آبان 1386

کنکاش و بررسی نقض حقوق بشر در مناسبات درونی فرقه تروریستی رجوی (قسمت هشتم)

مکان گفتگو انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی نشست عملیات جاری قادر رحمانی: با توجه به اینکه نشست عملیات جاری در کنترل افراد نقش مهمی داشت و روابط را به نفع تشکیلات دگرگون می کرد هر چند حقوق انسانی افراد نیز مکرر نقض می شد. اما مسئولین سازمان به طرز عجیبی بر ادامه این نشست ها اصرار […]

رویای مادرانه 05 آبان 1386

رویای مادرانه

نمی دانم چگونه نامه خود را آغاز کنم که دوری و فراق تو در طول این چند سال باعث شده که حتی صحبت کردن خود را فراموش کنم و لحظه لحظه از عمرم فقط شده نگاه کردن به عکس های تو و گریه و زاری که امیدوارم تا زمان دیدن صورت زیبای تو، بینائی چشمانم را از دست ندهم

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۱۸ 02 آبان 1386

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۱۸

خلاصه برای من فرمانده ویژه گذاشته بودند که شب و روز مرا تحت کنترل داشت. آنها فهمیده بودند در اشرف نخواهم ماند و به ایران باز می گردم. فرماندهانم حتی نمی خواستند کسی متوجه بشود قصد دارم از قرارگاه اشرف خارج شوم و به ایران برگردم. به من گفته بودند و هشدار داده بودند تا این موضوع را با کسی در میان نگذارم مبادا تاثیر منفی بر روی افراد بگذارد.

میز گرد نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف (قسمت هیجدهم) 02 آبان 1386

میز گرد نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف (قسمت هیجدهم)

میز گرد نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف (قسمت هیجدهم) مکان گفتگو : انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی خروج از قرارگاه اشرفمرضیه قرصی: واقعا سخت است تصور کنیم زنی مثل فهیمه اروانی که به این مرحله از مسئولیت تشکیلاتی رسیده بود ، اینقدر در برابر جدایی من از سازمان به تب و تاب بیافتد. او […]

blank
blank
blank