خاطرات من در فرقه ای بنام فرقه رجوی – قسمت پایانی
در قسمت دوم خاطراتم گفته بودم سران فرقه رجوی بشدت از کمپ تیف ترس داشتند بعد از خلع سلاح فرقه رجوی. شاخ باصطلاح شورای زنان فرقه شکسته شده بود و در نشست ها پاچه ما را نمی گرفتند و هر کسی در نشست های ضد بشری عملیات جاری و غسل سوژه می شد مسئول نشست […]
خاطرات من در فرقه ای بنام فرقه رجوی – قسمت دوم
وقتی به بغداد رسیدیم کمی استراحت کردیم بعد از استراحت به ما شام دادند و به ما گفتند شام بخورید می خواهیم حرکت کنیم. شام خوردیم سوار ماشین شدیم دو نفر از نفرات فرقه با ما بودند و راه افتادیم در مسیر شروع کردن به صحبت کردن از مسعود و مریم رجوی یکی از آنها […]
نامه ای به پدرم محمد هادی یونسی در آلبانی
پدر جان سلام! من محسن هستم امیدوارم حال شما خوب باشد این چندمین نامه ایست که برای شما ارسال می کنم که شاید جوابی به من بدهید از زمانی که بچه بودم شما را ندیدم و حتی نمی دانم چه شکلی هستید از کودکی زمانی که خودم را شناختم از فامیل های نزدیک سئوال می […]
آرزوهای ماندگار یک مادر
گاه گاهی سایت های فرقه رجوی را هر چند که از آنها تنفر دارم مشاهده می کنم مدتی قبل سایت فرقه را مشاهده کردم مقاله ای را مشاهده کردم بنام حمید رضا نوری بر علیه خانواده اش مقاله ای نوشته بود مقاله را خواندم هر چه فکرش را می کنم برادرم سواد نوشتن مقاله را […]
جوابیه مسئول انجمن نجات استان مرکزی به فرقه رجوی
در سایت فرقه درج شده که من با ارگانهای بین المللی بر علیه فرقه نامه نگاری می کنم و فرقه را افشا گری می کنم. بله درست است هر چه تا به حال گفتم کم گفتم. آنقدر فرقه رجوی را افشاگری می کنم تا برای همگان روشن شود عقب مانده ترین فرقه… فرقه رجوی است فرقه ای که انسانها را به اسارت می گیرد و ابتدایی ترین آزادی را از آنها سلب می کند و عمر آنها را به نفع خودشان به تباهی می کشاند.
نامه ای به شکوه قاسمی در آلبانی!
چرا اجازه می دهی یک سری که از انسانیت بویی نبردند برای شما تصمیم بگیرند لااقل مابقی عمرت را آزاد زندگی کن و از زندگی لذت ببر تا آنجایِی که من خبر دارم خیلی از اعضاء جدا شدند و به دنبال زندگی خودشان رفتند شما هم می توانی.
خاطرات من در فرقه ای بنام فرقه رجوی – قسمت اول
روزانه چندین بار دو زن از آلمان با ما تماس می گرفتند و وعده های خیلی خوبی به ما می دادند فی المثل می گفتند ما از همین الان داریم کارهای اداری شما را در اروپا دنبال می کنیم بعد از شش ماه در سازمان شما را از عراق به کشورهای اروپایی منتقل می کنیم. من و دوستم توافق کردیم به عراق برویم چند روز بعد ما را از استانبول به آنکارا بردند
رجوی بزرگترین ظلم را به مادران کرد
ظلم رجوی به مادران باعث شد چند تا از مادران در حسرت فرزندانشان فوت کنند و با حسرت از دنیا بروند رجوی و سرانش فکر می کنند می توانند به ظلم خود ادامه دهند در این رابطه کور خواندند مادران قسم خوردند تا آزادی فرزندانشان از دام عنکبوتی رجوی از پا نخواهند نشست.
حضور آقای سعید فیروزی در دفتر انجمن استان مرکزی
آقای سعید فیروزی یکی از جدا شده های فرقه رجوی در دفتر انجمن نجات مرکزی حضور یافت. مسئول انجمن ضمن خوش آمدگویی به آقای فیروزی از اینکه ایشان توانسته بود خودش را از فرقه رجوی نجات دهد ابراز خوشحالی کرده و به ایشان مجددا تبریک گفت
یاد آن روزها در کنار پادگان اشرف و کمپ لیبرتی
با هم سر یک سفره می نشستیم، با هم شعار می دادیم، رجوی سنگ دل صدای ما را شنید در رابطه با ما گوشهایش را بسته بود دوران فعالیت خوبی در کنار پادگان اشرف داشتیم خانواده ها سران فرقه رجوی را تا مرز جنون رساندند
نامه ای به عباس گل ریزان در آلبانی
امیدوارم حالت خوب باشد من و تمامی اهل فامیل نگران حال شما هستیم من از نبود تو و غم و قصه ای که در نبود تو می خورم مریض شده ام و پیر. ولی در رابطه با آزادی تو از فرقه منحوس رجوی کم نگذاشته ام و سعی خودم را می کنم شما را از فرقه رجوی آزاد کنم
نامه مادران استان مرکزی (اراک) به نخست وزیر آلبانی
فرزندان ما نمی توانند برای خودشان تصمیم بگیرند سازمان تروریستی مجاهدین برای آنها تصمیم می گیرد چکاری را انجام دهند و چه کاری را انجام ندهند. ما مادران این حق را داریم فرزندان خود را در آغوش بگیریم. حق مسلم هر مادری است.