بیانیه جمعی از جداشدگان فرقه رجوی در محکومیت چماقداران رجوی در پاریس
ما جمعی از اعضاء جداشده فرقه رجوی ضمن اعلام همبستگی و حمایت از دیگر دوستان جداشده که درتاریخ 22 ژوئن 2012 آکسیونی اعتراضی برای افشاء چهره تروریستی فرقه رجوی در پاریس ترتیب داده بودند و مورد حمله چماقداران فرقه رجوی قرار گرفته اند این حمله را بشدت محکوم کرده و از مقامات و بخصوص دستگاه قضایی فرانسه خواستار رسیدگی به پرونده چماقداری و جنایات تروریستی رجوی ها علیه جدا شدگان این فرقه می باشیم.
دموکراسی و آزادی به روایت مریم قجر
او در مورد آزادی زنان و لزوم رعایت حقوق آنها روده درازیها کرده و خواهد کرد، در حالیکه درزندان اشرف واقعیت سرسخت دیگری رقم میخورد. و اعضای قربانی آن از ابتدایی ترین حقوق انسانی و اساسی خود محرومند. به جرأت باید گفت که در زندان اشرف محرومترین اعضا،همانا زنان هستند و تشکیلات حاکم بر زنان بسا ضدانسانی تر وشدیدتر کنترل و اعمال می شود. که همه اینها ناشی از ترس سران فرقه از فرار اعضا می باشد واین دقیقا عکس شعارهایی بود که در مورد آزادی سرداده اند، وگوشها را کر کرده اند.
مروری بر تشکیل و پروسه اضمحلال فرقه رجوی ها
با روشن شدن ماهیت جریانات انحرافی از جمله مجاهدین، مردم دست رد به سینه آنها زدند. وقتی رجوی ازحمایت مردم مایوس شد همه پرنسیب های اخلاقی و دینی راکنار گذاشت و آن روی سکه خشونت طلبی خود و فرقه اش را به مردم نشان داد و در30 خرداد60 عملا وارد مرحله فاز نظامی و جنگ و کشتارعلیه مردم شد تا به قول خود انتقام بگیرد.انفجار، ترورهای کور، ایجاد ناامنی جواب رجوی به مردم ایران بود. اقدامی که جز به کشتن دادن عده ای بی گناه نتیجه ای دربر نداشت.
تبریک به دوست قدیمی ام محمد حمادی از اعضای جداشده از کمپ ترانزیت
ازصمیم قلبم بخاطر آزادیت خوشحالم. امیدوارم که دیگردوستان دربند اسارت فرقه رجویها(در اشرف و کمپ ترانزیت) نیز هرچه زودتر همت کنند وخود را از این منجلاب نجات دهند. و تودهنی محکم دیگری به رجوی و دارو دسته جنایتکارش بزنند، که با فریب ونیرنگ وخدعه دیگر نمیتوان نیروها را همچنان درجهنم اشرف نگه داشت.
تثبیت حقوق هسته ای ایران و نقش مزدوری فرقه رجوی
اگرچه اطلاعات دروغش در زمینه فعالیتهای هسته ای و اتمی ایران آش را آنقدر شور به مزاج اربابان غربی آنها نمود که دیگر آنها هم به عمق پوشالی بودن این اخبار و اطلاعات پی بردند زیرا اعزام نمایندگان ام پی تی و شخص آقای البرادعی به عنوان رئیس آژانس اتمی به ایران و همکاری همه جانبه مقامات و مسئولین ایرانی دروغ بودن اطلاعات و ادعاهای این فرقه مزدور را برای نمایندگان آژانس اثبات نمود
خاطرات سفر به اشرف از زبان خانم جلیلیان
گفتم، یک رهبرزمانی ارزش آنرا دارد گوش به فرمانش باشید و برایش فداکاری کنید که پیروان و نیروهایش را به طرف راستی و درستی، به طرف فرهنگ متعالی و انسانی راهنمایی و رهبری نماید نه کسی مثل رجوی که شما رابه غیراخلاقی ترین کارها وادار کرده شما را در مقابل خانواده ها و پدر و مادرهای پیرتان قرار بگیرید
علل خروج رجویها از سنگر استراتژیک اشرف، از زبان خانواده ها
خانواده ها درپی سفراخیرشان متفق القول هستند که بعد ازعقب نشینی رذیلانه فرقه رجوی برخلاف تمامی ادعاهایشان روحیه عمومی کلیه اسرای کمپ به شدت مستاصل وخراب است وهمگی به این اقدام خائنانه رجویها که بیش از41 نفرازدوستانشان را برای ماندن درهمین اشرف قربانی کردند بشدت متناقض متنفرند.خانواده ها باردیگربا یکدیگرمتحد شدند وسوگند خوردند تا رهایی همه اسرا دست ازتلاش مقدسشان برندارند و می گفتند گام بعدی ما تحصن درمقابل کمپ ترانزیت لیبرتی است.
پای درد دل مادران و خانواده های دردمند متحصن در مقابل اشرف – قسمت دوم
زمانی که با خبرشدم برادرم احمد فخرعطار درعراق و در محلی به نام اشرف است فکر میکردم درآنجا زندگی عادی وجود دارد. ولی وقتی که به درب اشرف رسیدم و دیدم که اطراف اشرف را با خاکریز و سیم خاردار محصورکرده اند با خود گفتم خدایا، برادرم 17 سال در این زندان مخوف که در داستانهای حزب نازی نمونه آن را شنیده بودم به سر میبرد؟ فکر میکردم که آزادی عمل دارد.ولی بعد متوجه شدم آزادی که شعار آنهاست جز خیالی بیش نبوده و نیست. طی چندین باری که به اشرف آمدم موفق به دیدار برادرم نشدم.
نامه ای به سیروس مرسل پور (بهروز) از اعضای جداشده فرقه رجوی
تبریک تبریک و صدهزار تبریک به میمنت خلاصی ات و به شجاعت و جسارتت، سیروس جان، باید به رجویها گفت که هرگز ازدست جداشدگان قهرمان درامان نخواهند بود و این تشکیلات مخوف و نخ نمای آنهاست که رو به اضمحلال و نابودی است. با همت و عزم راسخ ما جدا شدگان و مقاومت قابل ستایش خانواده های اعضای دربند است که با جرات باید نوید رهایی تمام ناراضیان واسیران دربند فرقه را به دنیای آزاد داد. ایمان داشته باش که ظلم وستم فرقه رجوی در حق اعضای دربند و خانواده های آنان با همت همین عزیزان و با حمایت و کمک ما اعضای جداشده به قطع و یقین به پایان خواهد رسید
نامه ای به احسان بیدی از اعضای جداشده فرقه مجاهدین
چند روز قبل مطلع شدم که یکی از دوستان قدیمی ام به نام احسان بیدی با تصمیمی عاقلانه و شجاعانه، خود را از اسارت رجویها رها کرد. جا دارد همین جا خوشحالی قلبی و تبریک و چشم روشنی خودم را به احسان و خانواده محترمشان عرض نمایم. براستی که هیچ لحظه ای، با شکوهتر، وزیباتر از لحظه جدایی ازفرقه منحوس رجوی نیست. لحظاتی که انسان طعم شیرین آزادی را احساس میکند! لحظاتی که هرگز در اردوگاه اشرف به هیچیک ازاعضای اسیرش دست نداده وسالیان است که با طعم شیرین آزادی بیگانه اند.
آخرین روزهای سقوط اشرف
. اما عشق این مادران،عشقی مادری وخدایی است و پایانی ندارد. این زنان مقاوم همچنان مهر وعطوفت مادری شان را ازاین بچه ها دریغ نمی کردند. دلم میسوزد که چرا باید به این مادران دلسوز اینگونه بی احترامی شود. اما می دانستم که حکم، حکم رجوی است و نفر اسیر راهی جز اطاعت کورکورانه ندارد. واقعا رجوی چه مرامی را دنبال میکند؟ و از چه مکتبی سیراب میشود؟ که درآن مکتب دیدار مادر با فرزندش کاریست شیطانی و ممنوع؟ چه تعالیمی است که درآن مهر و عطوفت مادری به فرزندش نکوهش میشود درکجا و کدام قاموس نگاشته شده که فرزند نباید با مادرش دیدار داشته باشد؟
پای درد دل مادران و خانواده های دردمند متحصن در مقابل اشرف
دراین حال بودم که یکی ازمادران مستقردرکمپ محل استقرارخانواده ها را دیدم که با حالت غمگین وافسرده ای سردرگریبان فرو برده،دلسوزانه به طرفش رفتم و جویای حالش شدم. پرسیدم، مادرچرا تنها نشسته ای؟ سئوالم اورا متوجه حضورم کرد وسرش را بالا گرفت وبه من چشم دوخت. چشمانش از شدت گریه سرخ و متورم شده بود. علت را جویا شدم. با لحن غم انگیز و گرفته ای گفت: فکرمیکردم این بار پسرم را بعد از26سال خواهم دید. واورا درآغوش می کشم. ولی می ترسم همچون همسرم اجل به من فرصت دیدار جگر گوشه ام را ندهد و حسرت به دل از دنیا بروم. و دیدارمان به قیامت بیفتد……مادر دردمند این را گفت و دوباره بغضش ترکید. من نیزطاقت نیاوردم و اشکم بی اختیار سرازیر شد.