گناه این مادر هضم نکردن مناسبات فرقه ای، ونفی عواطف مادرانه است! – قسمت اول
ازنظر عبدی، خباثت ومزدوری این مادر وقتی معلوم شده که درسال 82 وبابازشدن راه عراق، به کمپ اشرف مراجعه نموده وکار بدترش این بوده که تنهایی نرفته وهمراه کاروانیانی که مجوز رسمی از دولت عراق داشتند، به دیدن او آمده است! این مادر که اینک به” نامادری” تغییرهویت یافته، درتحصن بزرگ سال های 88و89 دراطراف کمپ اشرف شرکت داشته و بدتر اینکه حالا هم برای دیدار این فرزندش (احمد عبدی) به کمپ لیبرتی مراجعه کرده که درقاموس مسعود رجوی خطری مهلک تر از استعمال یک بمب اتمی دارد وبنابراین یک جنایتکار ومزدور شمرده میشود واحمد عبدی هم واداشته شده که نوشته ی طویل وتا بخواهی لمپن مآبانه که ادبیات خاص رجوی است، درحق این نامادری درسایت ایران افشاگر منتشر کند!
برابر این گزارش، مسعود رجوی همواره خیر مطلق بوده است! – قسمت دوم
هیچ یک ازاین سئوالات مهم دراین گزارش آقای تهرانی، جوابی برای خود نمی یابد وبدتر اینکه مواضع عملی سازمان که سرگرم ماه عسلی که مسلما بدفرجام خواهد بود، با نئوکان های جنگ طلب ودشمن خونین استقرارعدالت اجتماعی درهرگوشه ی جهان، اسرائیلی که ژاندارم منطقه ای آنهاست وعربستانی که هم سر میبرد وهم گرسنگان زیادی را درکنار درآمد افسانه ایش دارد وهم اهل آزادی و دموکراسی نیست، چگونه میخواهد به محدودیت حقوق مالکیت وتصرف، التزام عملی داشته باشد؟!
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت بیست و یک
در این نشستها نرینه های وحشی باید ذهن خود را باز کنند و هر چه مقوله جنسیتی و سکس در ذهنشان موجود است را باید بالا آورده یعنی بیان کرده و جلوی جمع بخوانند. ما مجبور بودیم که تمام جزئیات یک تفکر جنسی خودمان را با تما م ریزه کاریهای ان بطور کتبی نوشته جلوی جمع بخوانیم. باید تمامی لحظات جنسی خود را دستگیر می کردیم و در یک دفترچه کوچک که به همین منظور به تک تک ماها داده شده بود و هدیه خواهر مریم بود یادداشت میکردیم که یادمان نرود. باید تمامی لحظات جنسی خودمان را چه در مورد زنان داخل مناسبات و چه در خارج مناسبات می نوشتیم و می خواندیم. در این نشست ها متاسفانه خیلی حقایق هم از لابلای فاکتها و گزارشات خوانده شده بیرون میزد که بدلایل فشار و سرکوبهای جنسی دردرون این فرقه طی سالیان، افراد زیادی را از مسیر عادی خلقت خارج کرده بود!
قرار نیست که ما برای همیشه با شعار” مرک بر آمریکا” زندگی کنیم!
ما بدون اینکه ازصحت وسقم این خبر توسط کشورها ویا جریانات بیطرف اطلاع پیدا کرده باشیم، میدانیم که برقراری رابطه ای که ابتدا سخت و غیرمنتظره بنظر میرسد، بین رقبا، مخالفان ودشمنان سیاسی انجام میگیرد وبراین نقطه نیز واقفیم که توافق برای نشستن پشت میز مذاکره، شکلی ازاشکال مبارزاتی است که جریانها یا کشورها باهمدیگر انجام میدهند وبازهم آگاهیم که سرنوشت بزرگترین جنگ ها واختلافات عمیق بین کشورها، سرانجام با مذاکره حل میشود، چنانکه بین آمریکا وویتنام شد وکسی رزمندگان ویتنامی را بخاطر این کار مورد نکوهش قرار نداد!
برابر این گزارش، مسعود رجوی همواره خیر مطلق بوده است! – قسمت اول
” هیچگونه انتخاب و قرارداد و عقدی که در آن اجبار روا شده و از ابراز تمایل و اراده آزاد افراد و گروههای انسانی بهنحوی از انحاء ممانعت شده باشد، معتبر و اصیل نیست”. این بند علیرغم ظاهر ذیصلاحی که دارد، بیش ازهمه درداخل تشکیلات خود مجاهدین بلعیده شد: والدین بدون رضایت خود ازحق صیانت فرزندان محروم شدند، همسران اختیاری جز طلاق اجباری نیافتند، عده ای اززنان مجبور به درآوردن رحم خود شده وتعداد زیادی ازآنها، بدون درخواست خود وبطور جبری تحت استفاده ی جنسی شخص مسعود رجوی قرار گرفتند.
حماقتی محض، حاصل عدم ارزیابی درست توازن قوا!
این صحبت ها عاریه گرفته از تئوریسین های کشورهایی است که نظرات آنها ازنظر زمانی، مکانی وشرایط دیگر ربطی به اوضاع کشور ما نداشت وعزل رئیس جمهور وقت نیز حاصل ادامه ی کشمکش هایی بود که سبب انقلاب 22بهمن 1357 شده بود وپرواضح است که توازن قوای موجود به چنین پیشآمدهایی منجر میشد. مسئله ای که بااشکال گوناگون ودرارتباط با شرایط عملا موجود درتمام انقلاب ها اتفاق افتاده است.
این دو امر قابل مقایسه نیست!
ما بارها به امثال آقای یعقوبی توضیح داده ایم که بنیاد گرایی ایجاد شده توسط همان استعمارگرانی است که شما بدان اشارتی داشتید. این بنیاد گرایی ازنوع تکفیری بوده وهمساز نوعی نیست که مثلا ایران میتواند تولید کند وقصاص قبل ازجنایت هم که امر نکوهیده ایست و بهتر است که شما حالت نقدی قضیه را درنظر داشته و یقه ی ایرانی که ممکن است درآینده ی نامعلوم – با فراهم شدن تمام ساز وکارهای ممکن که میسر شدنشان محل ابهام وشک وتردید فراوان است- رها کنید.
به اهورای ارژنگ داودی قسم که سیر تاریخ اینگونه نبوده!
این تعریفی که شما ازانقلابی میکنید، بیش ازهمه با سرشت سازمان مجاهدین رجوی درتضاد است وآیا با این اعلام میخواهید ازآنها دوری کنید؟! اینکه انقلاب همیشه باید خشونت آمیز باشد، دروهله ی اول نظر تشکیلاتی است که این نوشته ی شما را درج کرده وبا این وضع، اعتراض شما بر کیست؟!
خوابیدن قبل ازموعد هیاهوهای ویلپنت!
اما درد سیاهی لشکر های حاضر دراین میتینگ شو مانند که تلاش شده بود از قابلیت های نور وتکنولوژی ودکور درنمایش پرتعداد حضور آنها استفاده شود، اعم ازاینکه ایرانی ویا از72 ملت باشند، غم دیگری بنام تامین معیشت چند روزه داشتند که با درد روسای صهیونیزم و مسعود رجوی قابل جمع نبود وچه بسا که وحدت ظاهری اضداد بود که بنمایش گذاشته شد!
این افزایش اعتبار درپپش صهیونیست هاست!
چه که مایه ی حیرت است، دعوت باند رجوی از قدرت های جهانی برای قطع مذاکرات ودامن زدن به آغاز جنگی است که همه چیز را درمنطقه به کام نیستی میکشاند و ابعاد جهانی بزرگی بخود میگیرد واین مسئله چرا باید به اعتبار جریانی که خود را درنوک پیکان تکامل جامعه ی بشری معرفی میکند، بیافزاید؟؟!! اگر میافزاید معنی اش این است که فرقه ی رجوی، به اعتبار خود دربین جنگ طلب ترین جریانات صهیونیستی- امپریالیستی اشاره داشته و اعتقاد، امید و علاقه ای به مردم ایران ندارد ومعلوم میشود که مجاهدت های ادعایی اش ربطی به مردم ایران ندارد که هیچ، بلکه درراه کشتار ودرتنگنا نگه داشتن آنهاست و بنابراین درست تر آنست که نام خود را به” سازمان مجاهدین صهیونیزم” تغییر دهد که با مسماتر است!
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت بیستم
در سال 72 سازمان برای اینکه بتواند به لحاظ سیاسی با دولت جمهوری اسلامی تضاد ایجاد کند و قانون اساسی جمهوری اسلامی را زیر علامت سوال ببرد. مریم را به عنوان رئیس جمهور اعلام کرد (براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی زن نمی تواند رئیس جمهور باشد) به همین دلیل، اگرچه در شورا مخالف هم داشت ولی بعد از 4 روز نشست، مریم را به عنوان رئیس جمهور اعلام کرد
باتلاق لبیرتی سم هواداران خارج و اورسو!
اگرچه رهبری سازمان تلاش دارد که خروج از کمپ اشرف را یک پیروزی قلمداد کند ولی این خروج یک شکست بزرگ درتاریخ این سازمان می باشد چرا که هم ظرف استراتژی خود وهم قدرت بادکنکی اش را از دست داد، تا آنروز، این گروه خودش را بالا تراز گروه های دیگر خارج نشین می دانست ولی امروز بعداز خروج از اشرف آن بادکنک ترکید