نامه عبدالرضا قلعه ای به عباس گل ریزان در کمپ آلبانی
عباس جان سلام. حالت چطور است؟ چندین سال است از شما بی خبرم. زمانی که با هم بودیم من شما را برادر زن نمی دیدم و یک دوست صمیمی می دیدم. خودت هم بهتر می دانی که شما را خیلی دوست داشتم. با شناختی که از شما داشتم فکر نمی کردم فریب بخوری. چی شد […]
بازدید مدیر عامل انجمن نجات از نمایشگاه موزه عبرت اراک
نمایشگاه موزه عبرت، روایتی از ۶ دهه تاریخ معاصر ایران روز یکشنبه 22 مهرماه در اراک گشایش یافت. این نمایشگاه به ۶ دهه تاریخ معاصر ایران و روند شکلگیری انقلاب اسلامی می پردازد. ابراهیم خدابنده؛ مدیرعامل انجمن نجات در سفری که به اراک داشت از این نمایشگاه دیدن کرد. ایشان در حاشیه بازدید از نمایشگاه، گفتگویی […]
دیدار برادر محمد جعفر نجفی با اعضای انجمن نجات اراک
روز چهارشنبه دوم آبانماه 1403 علی نجفی برادر محمد جعفر نجفی از اعضای در بند فرقه رجوی با اعضای انجمن نجات استان مرکزی دیدار و گفتگو کرد. محمد جعفر نجفی در دوران جنگ ایران و عراق، در حال گذراندن خدمت سربازی در جبهه های جنگ بود که به اسارت نیروهای مجاهدین خلق درآمد. او سپس […]
پروانه جان سالهاست چشم به راهت هستم
دختر عزیزم پروانه سلام . امیدوارم که حالت خوب باشد. دخترم وقتی جواب نامه مرا نمی دهی بیشتر در فکر فرو می روم چون از وضعیت جسمی ات اطلاعی ندارم. پروانه جان چرا جواب مادرت را نمی دهی؟ چه بدی از مادرت دیدی غیر از این که عمرم را به پای تو گذاشتم؟! زمانی که […]
عمه جان مادر بزرگ منتظر شماست
عمه جان سلام امیدوارم خوب باشی. عمه جان ای کاش با مادر بزرگ تماس می گرفتید. آیا خبر داری که مادرت در بیمارستان است و مریض احوال است؟! یادت می آید که چند سال پیش که من دوازده سالم بود شما با مادر تماس گرفتید و گوشی را به من دادند. به من گفتید که […]
مخالفت مجاهدین خلق با تفریح و زندگی آزاد در کنار خانواده
زندگی چقدر شیرین است، آنهم در کنار خانواده. با دوستمان فاضل فرهادی از رهایافتگان فرقه رجوی، همراه با خانواده تصمیم گرفتیم به گردش و تفریح برویم. با شادی مردم در کنار خانواده هایشان، من و فاضل هم خود را در این شادی شریک می دیدیم و احساس شادمانی داشتیم و در کنار خانواده احساس خوشبختی […]
پدر جان می دانی بدون تو بر سمانه ات چه گذشت؟
پدر جان سلام امیدوارم حالت خوب باشد. پدر جان خیلی دلم برای شما تنگ شده است. نمی دانم این دل تنگی چه زمانی به اتمام می رسد؟! چندین سال است صدایت به گوشم نرسیده است. من از شما انتظار دارم پدر جان. چرا با من تماس نمی گیری؟ من سمانه دخترت هستم . من در […]
عباس جان، اول مهر خاطرات تو را برایمان زنده کرد
برادر عزیزمان عباس سلام امیدواریم حالت خوب باشد و در سلامت بسر ببری. برادر عزیز نبود شما بسیار ما را می آزارد. ما خیلی دلتنگ شما هستیم. دیروز خواهرم خانه ما بود و با هم صحبت می کردیم. به یاد شما و خاطرات گذشته افتادیم. یادت می آید در مهر ماه چقدر داستان داشتیم. لباسهایت […]
گفتگو با برادر پزشکی که با فریب مجاهدین خلق، در دام فرقه افتاد
عبدالحسین یگانه برادر طیبه یگانه از اعضای گرفتار در سازمان مجاهدین خلق در دفتر انجمن نجات استان مرکزی حضور یافت و با اعضای این انجمن دیدار و گفتگو کرد. عبدالحسین یگانه در این دیدار گفت: خواهر من چندین سال است با خانواده خود تماسی نگرفته است و از وضعیت خواهرم اطلاعی ندارم که به لحاظ […]
دیدار اعضای انجمن نجات اراک با برادر فرزین هاشمی
روز پنج شنبه 29 شهریور 1403 اعضای انجمن نجات استان مرکزی با آقای بهمن هاشمی برادر فرزین هاشمی دیدار و گفتگو کردند. فرزین هاشمی سالهاست در سازمان مجاهدین گرفتار است و در کمپ آلبانی بسر می برد و هیچ گونه ارتباطی با بیرون از کمپ ندارد. آقای بهمن هاشمی تلاش بسیاری کرده تا با برادرش […]
تعهدنامه های اجباری را از ترس سر به نیست شدن امضا می کردم
در زمان جنگ ایران و عراق، به عنوان اسیر جنگی در اردوگاه اسرا به سر می بردم که عوامل مجاهدین خلق با فریب من و عده ای دیگر را به کمپ اشرف منتقل کردند. مدت زیادی از رفتنم به کمپ اشرف نگذشته بود که متوجه شدم تمام حرف ها و وعده و وعیدها و شعارهایشان […]
تعهدنامه هایی که سازمان مجاهدین به زور از ما می گرفت
در تشکیلات رجوی، گاه و بیگاه و با مناسبت و بی مناسبت از ما تعهد می گرفتند. در واقع تصمیمات سازمان را به زور به خورد ما می دادند و برای محکم کاری تعهد می گرفتند. خاطرم هست، بعد از انتخاب مریم قجر به عنوان رئیس جمهور منتخب من گزارشی در این باره ندادم. به […]