عید رهایی اسیران اشرف را خدایا تو برسان!
عید فطر است و من به یاد رهایی دوستانم از دست این افراد پلید افتاده ام. یادم می آید سال 83 بود و در کمپ امریکایی ها بودیم. خدا پدرشان را بیامرزد با اینکه مسیحی بودند تمام امکانات را برای روزه گرفتن و سحری و افطاری ما آماده کردند و حتی شیرینی عید و مراسم نماز عید را هم راه اندازی کردند.حتی بچه ها گفتند عده ای سنی و عده ای شیعه هستیم و می خواهیم که نماز خودمان را بخوانیم با این که امریکایی ها سر در نیاوردند اما امکانات دو محل نماز را فراهم کردند. بندگان خدا برادران سنی ما سال ها در سازمان اجازه نداشتند که مراسم خاص خودشان را به جای آورند.
در فرقه رجوی چه را باید باور کرد آنچه می بینیم یا آنچه می گویند؟
سایت های سازمان چند روزی است که بر طبل و دهل می زنند و در بوق و کرنا کرده اند که دولت عراق مانع ملاقات خانواده ها با اعضاء مجاهدین شده و به آنها ویزا نمی دهد! جالب اینجاست که بعد از قریب 6 یا 7 ماه که از محاصره زندان اشرف توسط خانواده ها می گذرد تازه سازمان با عقب افتادگی تمام به فکر خبر سازی افتاده است
تروریسم کور فرقه رجوی در مغایرت با اسلام
چرا سازمان مجاهدین که خود را سازمانی مذهبی می داند و آیه ای نیز در بالای سر آرم سازمان قرار داده این کار را به طور دائم از بدو تاسیسش به رسمیت شناخته و آنرا مستمرا به اجرا در آورده است؟ آیا انگیزه سیاسی پشت قضایا بوده و یا ایدئولوژی انحرافی بر آن حاکم بوده است؟
افطار مریم رجوی برای غیر مسلمانان!
شما که مسلمان هستید اولا چرا آنهمه آدم را در اشرف نگه داشته و در بیابان زندانی کرده اید و خودتان در فرانسه و اوور زندگی می کنید و بعد هم اینکه ای از خدا بی خبرها چرا در این ماه رمضان به مادران و پدران سالخورده ای که در پشت دربهای اشرف هستند اجازه ملاقات با فرزاندانشان را نمی دهید؟
فرقه رجوی و دست و پا زدن در اقیانوس سردرگمی
اخیرا یک دادگاه عراقی خواستار اخراج مجاهدین خلق از عراق و همچنین دستگیری یک سری از عوامل این گروه که در کشتار و سرکوب مردم عراق در زمان دیکتاتور سابق عراق دست داشتند شد.مجاهدین خلق بجای اینکه جواب مردم عراق و عملیات وحشیانه ای که علیه آنها با صدام داشتند را بدهند دست به دامان ارباب خوب یعنی آمریکا شدند تا از او کمک بگیرند آنها از سیستم قضایی آمریکا خواستند تا نام آنها را از لیست خارج کرده و همچنین مجوز حضورآنها در عراق را تمدید کند غافل از اینکه مصرف آنها برای آمریکا دیگر تمام شده و به آخر خط رسیده اند.
مجاهدین و خوشرقصی برای بیگانگان
روزگاری سازمان در لیست تروریستی ایالات متحده و اروپا جا گرفت گفتند بیا و کمی برقص و…! اما سازمان آنقدر دارد این کار را ادامه می دهد که اوق همه در آمده! سر مسئله اتمی ایران بقیه کوتاه میآیند سازمان کوتاه نمیآید. سر مسائل تحریم بقیه کوتاه میآیند سازمان نمی آید و کاسه داغ تر از آش شده راستش نمیدانیم اینهمه بی پرنسیبی سازمان برای چسبیدن های مشمئز کننده به این و آن از کجاست؟
از انسانهای دردمند منتظر تا انسانهای اسیر در اشرف
داشتم عکس های خانواده ها را در پشت دربهای بسته زندان اشرف در سایت انجمن نجات میدیدم که بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم. نمیدانم چرا احساس کردم سازمان دارد با یک خلق و با یک مردم در تمامیت آن لج بازی کرده و در مقابل آنها ایستاده است از این ماجرا سالها میگذرد اما متاسفانه هیچکدام از سازمانها و دیگر اداره ها و وزارتخانه های حقوق بشری راهی را برای حل این ماجرا باز ننموده اند
دلخوشی ها در درون فرقه رجوی
سازمان افرادی را پرورش داده است که معتاد به داستان گوش کردن هستند و این کار داستان گویی و داستان سرایی را همین رهبری برای آنها انجام میدهد. کسانی که مغزهایشان کوچک شده و قدرت تعقل ندارند و خط و همه چیز آنها را باید یک نفر دیگر مشخص کند. اما آیا در این بین حرف جدیدی هم بوده؟ من که ندیدم! سازمان به اعضا خود بجز انتظار کشیدن چیزی نمی آموزد آنهم به امید این و آن بودن.
مجاهدین برای امام حسین گریه میکنند و به راه یزید میروند
در کجای تاریخ دیده ایم که امام فتوای ترور داده باشد. در کجا دیده ایم امام فتوای دروغ داده باشد؟ کارهایی که در سازمان مثل آب خوردن توسط رهبری آن انجام میشود! در سازمان رسم برانگیزانیدن افراد بود تفاوت در نوع فکر فردی بود که مورد فشار تبلیغاتی سازمان قرار گرفته باشد. مثلا اگر فرد مذهبی بود وی را با این عناوین تحریک میکردند و کتابهایی از این قبیل را به وی میدادند که بخواند و روی اعتقادات فرد تاثیر گذاشته تا بتوانند وی را برای عملیات آماده کنند.
مجاهدین در کجای طیف؟
هیچ شکست سیاسی و نظامی و استراتژیکی و ایدئولوژیکی برای سازمان بدتر از این شکست نبود اما متاسفانه سازمان و در راس آن رجوی نمی خواهد این را بیاموزد که نمی توان روی پاهای بیگانگان راه رفت و پیروز شد. بعد از فروغ تا حالا بارها و بارها این سازمان این خط را تجربه کرده اما باز از آن دست بردار نیست! که نمی توان در زمین بیگانه کاشت و خود محصول آنرا درو کرد نتیجتا از این سازمان یک سازمان مزدور ساخته شده که حاضر است برای هر کسی کار کند
خاطرات و حقایق از وطن فروشی مجاهدین
پس از خرداد سال 60 این موضوع دیگر برای این سازمان به صورت قانونی و مشروع در آمد. چون از رسیدن به حکومت باز مانده بود و هر کاری را بی پرده انجام میداد تا آنجا که خیانت به کشور در مرام سازمان امری عادی بود و نمونه های بسیاری است که سر فرصت به آن خواهم پرداخت زیرا بسیار خوب است حقایقی که در قلب و درون ما خفه شده را بازگو کنیم اما باید در اینجا اضافه کنم اگر خیانت حزب توده را به شماره 10 نشان دهیم خیانت رجوی را باید به 100 نشان داد.
آنچه در فرقه رجوی فراموش شده!
اصلا بحث اخلاق در سازمان مطرح نیست یعنی اصلا اخلاق معنایی ندارد. ترویج به ترور و کشتار، اجبار کردن اعضا به اعترافات جنسی در جمع، ممانعت از ملاقات اعضا با خانواده هایشان و صدها موضوع دیگر نشان دهنده این است که اخلاق در سازمان از بین رفته و با رهبری این دو نفر به این فضاحت افتاده است.