خشونت گرایی فرقه رجوی در شکل و در عمل
بعد از پیروزی انقلاب دغدغه اصلی فرقه رجوی رسیدن به نوعی از انواع قدرت سیاسی بود، به هر شکل و به هر صورت. و از طرفی نمی خواست ماهیت خودش را برملا کند چون بخوبی میدانست چنین حرکتی به منزله از دست دادن کسانی بود که گرداگردش جمع شده بودند و فریب برنامه سیاسی البته اگر بشود نام آنرا برنامه گذاشت خورده بودند و به همان میزان فعالیت هم میکردند.
مجاهدین خلق در انکار
نگاه داشتن اعضاء در انزوا به رهبران اجازه می دهد که از مکانیسم انکار به عنوان وسیله شستشوی مغزی اعضاء استفاده کنند. از آنجایی که اعضای مجاهدین تنهـــــا در معرض اخبار محدود و فیلتر شده از سوی سران یا رسانه های خود سازمان قرار دارند، سران کمپ به سادگی قادر به تکذیب واقعیت های جهان بیرون و حوادث درحال رخداد، هستند و در عوض اکاذیب ساخته و پرداخته دستگاه تبلیغاتی خود را به ذهن افراد القاء می کند.
بندبازی تبلیغاتی فرقه رجوی
کارشناسانی که در طی دهه های متمادی عملکرد فرقه تروریستی رجوی و عناصر وابسته به آن را زیر نظر گرفته و تحقیقات جامعی در مورد فرقه مذکور انجام داده اند و نتیجه آنرا هم بارها از تریبونهای مختلف و نشریات مختلف نوشتاری و الکترونیکی منتشر کرده اند بخوبی اذعان دارند که این فرقه فقط لفاظی میکند و همیشه در کمین اتفاقات سیاسی می نشیند تا از این اتفاقات به نفع خود استفاده کند.
استراتژی مجاهدین: جنگ مسلحانه یا مبارزه نرم؟!
مجاهدین با برگزیدن مبارزه مسلحانه، سازمان خود را از سطح یک جنبش اجتماعی که سال ها پیش از انقلاب بنیان نهاده شده بود به سطح یک مبارزه کور مسلحانه تنزل دادند، جنگ مسلحانه ای که اساس آن توجیه نامتقن رجوی و ایدئولوژی ضعیف وی را تشکیل می داد. پس از مدتی، بحران و بن بست استراتژی مسلحانه، رجوی را بر آن داشت تا انقلا ب های به اصطلاح ایدئولوژیک خود را به راه انداخته و عملاً فرقه ی شخصیتی خود را بنا نهد
بحرانهای نا تمام فرقه رجوی
فرقه رجوی از زمره کدام کوهنوردانی هستند که برعکس عمل میکنند و مدام به بار خود اضافه میکنند چه سری است معلوم نیست شاید این یک روش جدید برای نیل به اهداف باشد، ولی به هر صورت باری هم که بر خود حمل میکنند بار راست نیست بلکه بار کج است که بازبه دفعات این ضرب المثل و یا قول بزرگان را شنیده ایم که بار کج هرگز به منزل یا مقصد نمی رسد چه رسد به بالای قله
خشونت و تروریسم از مشخصه های فرقه رجوی
اگر خصوصیات و عملکرد و ارزش های مورد ادعای فرقه رجوی و فرهنگ و تحلیل های سیاسی و اقتصادی و غیره و غیره را در روی یک صفحه وارد کنیم و بعد آن صفحه را روی عوامل فوق منطبق کنیم نقاط افتراق و هماهنگی کاملاً مشخص می شود و براحتی می شود فهمید که این فرقه تا کجا خشونت و تروریسم را بعنوان اصلی ترین دست مایه رسیدن به اهداف خود انتخاب کرده و همچنان به این ابزارها دست می یازد.
سال سقوط استراتژی های مجاهدین
امسال می تواند سال سقوط استراتژی ها علی الخصوص استراتژی های فرقه رو به اضمحلال رجوی باشد. شاید هم بهتر باشد که بگوییم تکمیل استراتژی های شکست خورده. به هر ترتیب، از روز اولی که بخاطر می آوریم در دوره یک استراتژی در مرحله مشخص خودش مطرح شد و بعد از مدتی کوتاه و یا نه چندان بلند بلافاصله قرین شکست شد و قدم به مرحله بعدی گذاشته شد. تا امروز که براحتی می شود گفت واقعاً روزهای آخر این قبیل استراتژی هاست.
ترس و هراس فرقه رجوی از بسته شدن کمپ اشرف
کمپ اشرف که برای فرقه رجوی به همه چیز تبدیل شده و تمام استراتژی و تاکتیک فعلی و آتی خود را روی آن سوار کرده و قصد ندارد براحتی آنجا را ترک کند از بعد از اشغال عراق توسط دولت های اشغالگر رفته رفته به یک کابوس وحشتناک برای تمامیت فرقه غرق در بحران رجوی تبدیل شد و هر روز انرژی بیشتری از این فرقه را به خود اختصاص داد و رفته رفته نیروی این فرقه مهیب ترور را به تحلیل برد و از کار انداخت تا امروز که خانواده های اعضای خود فرقه در مقابل درب های این قرارگاه سابق نظامی و اسارتگاه فعلی میبیند.
عقب نشینی رجوی پس از بحران آفرینی ها
پـس از اقدامـات بی ثمـری کـه مجاهدین برای بحران آفرینی در ایران، چه به لحاظ نرم افزاری و تبلیغاتی و چه به لحاظ سخت افزاری و عملیاتی، انجام دادند راهی جز فرافکنی برای رجوی نمی ماند. وی خطاب به مخاطبیـن فرضـی (و حتـی تحلیلی) خود با تناقض گویی های پی در پی کلاف سردرگم مجاهدین و اندیشه هایشان را بیشتر به نمایش می گذارد. گاهی به تخریب شخصیتی افراد می پردازد و گاهی مشتاقانه از آن ها حمایت می کند و مخاطب خیالی را در حیرانی رها می کند.
تکرار یک تجربه شکست خورده توسط مجاهدین
همین چند روز پیش بود که خبر ائتلاف حکیم و دولت قانون به رهبری نوری المالکی رسانه ها را اشغال کرد و ائتلاف کردی هم از نخست وزیری ائتلاف شیعی اعلام حمایت کرد و گفت که مورد پشتیبانی قرار میدهد. حال با این اوضاع سیاسی جدید و مختصات جدید نیروها جایی برای دوستان فرقه در دولت آینده باقی نمانده است. مگر اینکه از طرف نیروهای اشغالگر کاری صورت بگیرد و مداخله ای صورت بگیرد به نفع یکی از گروهها که این دیگر به فرقه هم مربوط نمی شود
جنگ طلبی دست مایه اصلی فرقه رجوی – قسمت دوم
این همه کوبیدن بر طبل جنگ هیچ نفعی برای فرقه ندارد جز اینکه همانطور که در گذشته استراتژی های خود را بر مبنای جنگ نهادند و یکی بعد از دیگری شکست خوردند باز هم فرقه اصرار دارد بر طبل جنگ بکوبد اما با ظاهر صلح طلبی و ژست های دیپلماتیک.اما حقیقت مسلم اینکه از تنور جنگ هیچ نانی برای فرقه رجوی گرم نمی شود. چون نه آمریکا قصد به بازی گرفتن فرقه رجوی را دارد، نه منطقه گنجایش پذیرش آنها را دارد، و نه اساساً ظرف چنین تحملی و مقبولیتی در سطح جهان و منطقه و ایران برای فرقه هست.
پیام رجوی: نماد درماندگی رهبر عقیدتی
رهبر خود خوانده و مادام العمر فرقه ی مجاهدین از قراردادن خانواده ها در آماج بدترین دشنام ها دریغ نمی کند اما به این هم بسنده نمی کند و گویی این فلسفه بافی ها را برای شستشوی مغزی ساکنان اشرف که سال هاست در حسرت عواطف و عشق خانوادگی مانده اند، کافی نمی داند و بنا را می گذارد بر همزاد پنداری با قهرمانان ملی و مذهبی ایرن و جهان.