خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت هفتم
یکی دو ساعت راه پیمایی کردیم و با آخرین سرعت به مقصدی نامعلوم و سرنوشتی نا مشخص می رفتیم. به تقاطعی رسیدیم، خودروهای زیادی از واحد های خودمان کنار جاده ایستاده بودند. کناریکی توقف کرده، از یکی از نفرات پرسیدم: مشکل چیه؟ گفت: کردها مسیر را بسته اند. و واحد های جلو درگیر شده اند و چند نفر کشته و زخمی دادیم. این نفرات اکثراً از یگان های پشتیبانی بودند که علم و دانش نظامی نداشتند و سن و سالشان به جنگ نمی خورد…
دفاع مجاهدین از تروریسم خشن
سال گذشته اتفاقات تروریستی تلخ و ناخوشایندی در کشور ما به وقوع پیوست که تماما از خارج هدایت میشد و اهدافی غیر از تحت فشار قرار دادن دولت جمهوری اسلامی ایران و بی ثبات نشان دادن آن و همچنین وجود فضای شدید و بد امنیتی دنبال نمیکرد. اما در این بین که عالم و آدم این جنایات را محکوم کرده و میکند و اولین خواست مجازات این قبیل جریانات بوده و هست فرقه تروریستی مجاهدین در رسانه های خود به جای اینکه از مظلوم طرفداری کند طبق معمول یقه او را چسبیده است
در باب نامه مریم رجوی به اوباما
ظاهرا این نامه نیز مانند همان نامه ای که به شیوخ عرب و کلا اعراب حاشیه خلیج فارس و جاهای دیگر نوشته شده است بایستی در همان خصوص باشد که محتوای آن لابد بعد از کلی امتیاز دادن های لفظی و نه حتی سیاسی چیزی نمیتواند باشد مگر کسب حمایت برای ماندن در عراق و حفظ غیر قانونی کمپ اشرف و مشروعیت بخشیدن به آن بعنوان قطعه ای خارج از حاکمیت عراق و بلکه تحت حاکمیت آمریکا و یا با نظارت سازمان ملل یعنی به زبان بی زبانی درخواست دارند
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت ششم
وقتی فیلم (خاک سپاری کاک صالح) پخش شد تازه فهمیدم سازمان دوباره چه کلاهی برسرمان گذاشته است ؛ تمام ستاد فرماندهی و مسئولین رده بالای سازمان اعم از زن و مرد در فرانسه حضور دارند و ما در این بیابان زیر آتش و استتار. ندیده معلوم بود که خود مریم هم باید آنجا باشد. انگار یک سطل آب یخ روی سرمان خالی کرده بودند.
دست به دامن شیوخ عرب
اقدامات غیر قانونی و نقض حقوق بشر در این فرقه و بر علیه اعضای خود و همچنین شهروندان عراقی و شهروندان کرد عراقی و از همه مهمتر پرونده های ترور این گروه در ایران در فاصله سالهای بعد از انقلاب تا کنون روی میز محاکم و دادگاههای مختلف در عراق و ایران و دیگر کشورها هر روز بیشتر و بیشتر میشود و هر روز پرونده ای جدید در خصوص جنایات این گروه در این دادگاهها گشوده میشود
به بهانه روز جهانی زن
وگرنه این فرقه اگر داعیه آزادی زنان را دارد چرا خود زنان را در بند و زندان و حصار فرقه ای نگه داشته است و اجازه حضور آنها در جهان خارج را نمیدهد چرا آنها را نمیگذارد که آزادانه تصمیم بگیرند و با امکاناتی که سازمانهای بین المللی فراهم میکنند به دنیای آزاد قدم بگذارند و از این کمپ به جای مانده در عراق که یادآور رنج و حسرت و درد و درفش است خلاص شوند چرا آنها را با انواع حیله ها و نیرنگها و انواع و اقسام تعهدات عجیب و قریب و غول ساختن و تابو کردن از قضاء همان آزادی نمیگذارد خودشان تصمیمشان را بگیرند
آیا اسرائیل گزینه بعدی برای مجاهدین است؟
حامیان اصلی مجاهدین در حکومت امریکا از جمله ریموند تنتر، در واقع سران لابی اسرائیل در کنگره (AIPAC) هستند که قوی ترین لابی در دولت امریکا و بهترین گزینه برای پیشبرد اهداف مجاهدین در امریکا است بدین ترتیب دشمن سابق امریکا و اسرائیل تبدیل به متحدی شده است که دشمن دشمن آن ها و در نتیجه دوست آن هاست.
مصاحبه با آقای اسماعیل شمس الدین
آقای اسماعیل شمس الدین از اعضای جدا شده از فرقه رجوی می باشند. که در مورد رابطه خود با سازمان مجاهدین موضوعاتی را مطرح می کنند.
تردید و نگرانی در بدنه و رهبری مجاهدین
تمام تبلیغاتی که تاکنون از طرف این سازمان اعلان شده و یا در آن دمیده شده است هیچکدام پایه و اساس جدی ندارد و سرنوشت این کمپ یا قرارگاه یا شهر و یا هرچه که هست کاملا مشخص و رو به تعطیلی دائم و نابودی است و تردیدی در آن نیست خصوصا که توسط بالاترین نقطه رهبری این سازمان یعنی مسعود رجوی اعلام شده است.
ناگفته هایی از زبان آقای شمس الدین – قسمت پنجم
آقای اسماعیل شمس الدین از اعضای جدا شده از فرقه رجوی می باشند. که در مورد رابطه خود با سازمان مجاهدین موضوعاتی را مطرح می کنند.
خوشحالی بی سرانجام مجاهدین
با توجه به ضرب العجلی که دولت عراق از قول مشاور امنیت ملی خود موفق الربیعی اعلام کرده است یعنی دو تا سه ماه آینده بایستی وضعیت این قرارگاه تعیین تکلیف شود و چون مصاحبه با اعضاء این گروه توسط صلیب سرخ جهانی صورت گرفته دیگر کار چندانی نمانده مگر اعلام پذیرش کشورهای اروپایی برای پذیرفتن افراد این گروه.
خنده در برون، گریه در درون
دولتهای غربی اشغالگر که بعد از تصرف عراق به بهانه ایجاد دموکراسی خود تعریف و از پیش امتحان داده خود در ظاهر این فرقه را بعد از درگیری صوری خلع سلاح کرده بودند درعمل بصورت پنهان و آشکار و به صور مختلف از آن حمایت میکردند تا بلکه بتوانند از آن برگی بر علیه ایران در تعاملات پیش روی داشته باشند اما نمی فهمیدند که این فرقه اساسا محلی در ایران ندارد