روند افول سازمان مجاهدین خلق
چنانچه کمپ اشرف نماد موجودیت و به اصطلاح ایدئولوژی سازمان است، از دست دادن اشرف به معنای از دست دادن همه چیز برای سران مجاهدین است. به اعضای سازمان همواره گفته شده است که از اشرف در هر شرایطی دفاع کنند. حتی در 28 جولای به هنگام حمله پلیس عراق به اشرف به آن ها دستور داده شد که خود را در مقابل زره پوش ها و خودرو های پلیس عراق بیندازند تا مانع ورود نیروهای عراق به اشرف شود. به آن ها گفته شد که خود را برای حفظ اردوگاه فدا کنند. اکنون پیام رجوی اعضا را در تناقصی تازه رها کرده است
تخلیه قرارگاه اشرف کلید حل بحران عراق
هیچ راه حلی با بودن این قرارگاه در عراق به سمت وحدت و سلامت و آرامش ختم نخواهد شد بلکه به بحران بیشتر و پیچیدگی بیشتر در فضای سیاسی فعلی عراق منجر خواهد شد. حال که سرکردگان قرارگاه یا اردوگاه یا کمپ و یا هر اسمی که دارد، پذیرفته اند که از عراق بروند نباید معطل کرد کلیه سازمان های بین المللی ذی ربط بایستی خیلی سریع شرایط را برای خروج کامل این افراد فراهم کنند و آرامش را به مردم و دولت عراق باز بیاورند
خیال پردازی های رجوی ؛ رهبر عقیدتی مجاهدین
در جهان سیاست، پارامترهای گوناگونی در موفقیت یک سیاستمدار دخیل هستند. یکی از اساسی ترین عوامل در موفقیت سیاسی، واقع گرایی است. هر چه یک سیاستمدار پدیده های سیاسی را واقع بینانه تر ببیند، بهتر می تواند در موقعیت های سیاسی عمل کند. اما مسعود رجوی به عنوان رهبر عقیدتی سازمان مجاهدین، هرگز نگاهی واقع بینانه به عرصه سیاسی جهان و به ویژه ایران نداشته است و در نتیجه هرگز نتوانسته است اظهار نظر یا اقدامی منطقی درباره تحولات سیاسی جهان ارائه دهد.
دیروز و امروز فرقه رجوی
در 13 آبان سال… تعدادی از دانشجویان بصورت کاملاً خودجوش سفارت آمریکا را به تصرف درآوردند. در آنزمان نشریان و اعلامیه های فرقه پر بود از تبریکات و خط و خطوط انقلابی به دانشجویان مستقر در سفارت آمریکا،البته اقتضای آن دوران برای فرقه رجوی این طور حکم می کرد که بنویسند و بگویند و تبلیغ کنند اما امروزه دیگر چنین موضوعاتی را به هیچ وجه در این تشکیلات پیر شده و فرتوت از شکست های بی شمار ایدئولوژیکی و پیدا نمی کنید
حقیقت تغییر یافته در سازمان مجاهدین خلق
رهبران فرقه تروریستی مجاهدین خلق سعی می کنند که وانمود کنند ساختار تشکیلاتی آن ها در پی کسب شادی و خوشبختی برای انسان هاست اما در واقع آن ها افراد خود را به مثابه اشخاصی ضعیف می بینند که قادر به زندگی آزادانه نیستند و نمی توانند با حقیقت زندگی روبرو شوند. مسعود و مریم رجوی به خوبی آگاهند که هدف واقعی شان حفظ قدرتشان در درون فرقه و دستیابی به قدرت در صحنه سیاسی ایران است. برای رجوی ها، قدرت وسیله نیست بلکه خود هدف است. آن ها قدرت را به عنوان توانایی تحمیل رنج و درد فراوان به دیگر افراد می دانند.بنابر این، این قدرت است که حقیقت و واقعیت را برای آن ها شکل می دهد.
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت هفدهم
سازمان مجاهدین خلق، سازمان دروغ و تظاهر و مسعود رجوی یک جادوگر و یک دجال به معنی واقعی کلمه می باشد. وقتی خط سیاسی و فلسفه حضور در عراق به زیر علامت سئوال رفت مجاهدین مجبور شدند رفته رفته فضا را تنگ و بسته و در قدم بعدی درب ها را کلاً ببندند و فضای سرکوب و اختناقی که در مناسبات شان حاکم شده بود را حکم فرما کنند.
ساختار استالینی قدرت در فرقه رجوی
استالین به عنوان چهره ای انقلابی نتوانست به اصول و آرمان های خود برای جامعه به اصطلاح بی طبقه پایبند بماند. او دیکتاتوری بنیان نهاد که در آن افراد از حقوق اصلی خود محروم بودند. مسعود رجوی، رهبر اصلی مجاهدین که پس از رد صلاحیت برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری ایران هنوز در آرزوی دستیابی به قدرت در صحنه سیاسی ایران بود. هزاران نفر را قربانی جاه طلبی های خود کرد. او دنیایی به وجود آورد که در آن « حقیقت » و « عشق » ممنوع است.
واهمه ی رهبران مجاهدین از حقایقی که برای اعضای آزاد شده فاش شده است
این گمان دور از ذهن نیست که این 36 نفری که برای بیش از 70 روز از ساختار کنترل فرقه دور بوده اند، توانستند فرصتی بیابند که مدتی با خود تنها باشند. آن ها می توانستند به دور از قواعد غالب بر نظام فرقه با فردیت خود روبرو شوند، قواعدی که بر همه ی جوانب روح و زندگی ان ها سلطه داشتند. آن ها می توانستند وقت کافی برای تفکر عمیق داشته باشند یا حتی ممکن است با کسانی با عقاید متفاوت دیدار کرده باشند و در نتیجه حقایقی تازه از جهان بیرونی از اشرف دریافته باشند که احتمالاً با آن چه فرقه به آن ها القا می کرده است مغایر بوده است.
ثمره جاه طلبی های مسعود رجوی
عموماً در فرهنگ های فرقه گرا، رهبران فرقه با بهره کشی از افرادی که زندگی عادی خود را ترک کرده اند، در پی جاه طلبی های خود هستند. در فرقه رجوی، جاه طلبی شدید مسعود رجوی برای دستیابی به قدرت تاکنون جان افراد بسیاری را گرفته است مانند اعضای خود سازمان، شهروندان عراقی و شهروندان و مقامات ایرانی. نکته شرم آور ماجرا این است که سران فرقه رجوی همواره فهرست قربانیان خود را سند افتخار خود تلقی می کنند.
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت شانزدهم
وقتی به کسی شک می کردند، دزدکی کمد فردی اش را چک می کردند تا از مجموعه وسایلی که فرد در کمدش دارد بفهمند آیا قصد فرار دارد یا نه؟ مثلاً در کمد کسی اگر نقشه و قطب نما یا پول یا وسایل این چنینی باشد می فهمیدند که این نفر تدارک فرار می بیند و او را بیشتر تحت نظر می گرفتند.
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت پانزدهم
از جمله جرائم در مجاهدین استفاده از عطر یا ادکلن خارجی و خوشبو بود. البته نه برای زنانشان. برای مردان ان هم در لایه های پایین تر؛ چند بار سر ادکلن زدن و بوی عطر به من گیر دادند. من هر از گاهی که به بغداد یا شهر برای خرید می رفتیم و من اسکورت شان بودم به طریقی پول گیر می آوردم و عطری برای خودم یا بعضی بچه ها می خریدم. بعد چند بار گیر دادند که: چرا با زدن ادکلن خودنمایی می کنی؟ و چه قصد و هدفی را از این کارت در مناسبات دنبال می کنی؟ آیا می خواهی فضای بورژوازی را ترویج بدهی؟
خشونت نهادینه شده در اشرف
اما فرهنگ خشونت نه تنها در خشونت فیزیکی بلکه در خشونت شفاهی نیز نهادینه شده است. در میان فعالان سیاسی، بیان سیاسی باید مؤدبانه باشد. هنگامی که فعالان به اصطلاح سیاسی سازمان مجاهدین به ویژه مریم و مسعود رجوی در سخنرانی ها و پیام های خود علیه جمهوری اسلامی سالهاست از کلمات زشت و رکیک استفاده می کنند، تنها در حال اشاعه فرهنگ کثیف سیاسی شان در جامعه خود هستند: فرهنگی که کاملاً مبتنی بر خشونت است.