دلنوشته ای برای عمویم دراسارت رجویها فقط بمنظور یک تماس تلفنی
اینجانب فهیمه وحیدی سپهر دلنوشته ای برای عمویم محمود وحیدی سپهر مینویسم و خواستار این هستم که بتوانم ارتباط تلفنی با وی داشته باشم،عموی عزیزم اکنون که این نامه را برایت مینویسم ۳۳ ساله هستم و سخت دلتنگ شما…. سالیان با یک عکس یادگاری که توبغل شما هستم با گریه وغصه روزگارمیگذارنم….
نوروز ۱۳۹۶ از راه میرسد…
مسعود رجوی در سی خرداد سال 1360 یکی از بزرگترین اشتباهات زندگی خود را مرتکب شد! او بعد از بیرون ماندن از انتخابات ریاست جمهوری و درست زمانی که مطمئن شد که دیگر شانسی برای رسیدن به قدرت در این کشور ندارد٬ به سیم آخر زد و با بدر بردن خود از نقطه خطر یعنی داخل کشور٬ به فرانسه گریخت و نیروهای خود را مسلح کرد و دستور جنگ خیابانی یا بقول خودشان چریک شهری را صادر کرد
ارزش های فرقه ی رجویه، ضدارزش های انسانی است!
زمانی که آن دسته از مجاهدینی که به آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و برابری و برادری و استقلال میهن شان معتقد بودند ودرقید حیات، تو هنوز وجود نداشتی و طبعا نمی توانستی آنها را ببینی وتنها زمانی که بدنیا آمدی و سن وسالی ازتو گذشت با پاره ای از هم رزمان آنها آشنا شدی
بازهم رویاهای باند رجوی محقق نشد!
طی روزهای گذشته، گروه رجویه تلاش های زیادی کرد که به اربابان هم فکر خود درآمریکا کمک کند که سپاه پاسداران را درلیست تروریستی قرار دهد و نوشته ی” آیا دولت ترامپ سپاه پاسداران را درلیست تروریستی خود قرار میدهد” در خدمت این خوش رقصی ها بود که در رسانه هایش منتشر کرد.
آیا رجوی تروریست برادرم را تا ابد در چنگال فرقه جهنمی خود نگه خواهد داشت؟
و گفت چندین بار برای دیدار برادرم به اشرف سابق و لیبرتی رفتم ولی هر بار با توهین و زدن سنگ از جانب اعضای فرقه تروریستی رجوی مواجه شدم. این چه فرقه مخوفی است که سعی دارد مانع از ملاقات من با برادرم شود؟ تا کی می تواند این محدودیت را ایجاد نماید؟
رجوی ملعون به چه دلیل مانع از انجام ملاقات خانواده ها می شود؟
آقای ایمن طبری که همیشه دل به دیدار برادرش دارد از نفرات انجمن خواست که اگر اروپا هم باشد وی حاضر است برای رهایی برادرش سید جلال به آنجا برود چون با چند برخورد بد از فرقه تروریستی رجوی برایش کاملاً روشن شد که رهبران آن به دنبال منافع خودشان می باشد تا به زندگی نکبت بار خود ادامه دهند و اصلاً به فکر نفرات خود نیستند.
نامه مرحومه خانم فریبا سرخی به برادرش احمد چند روز قبل از فوتش
احمد جان برادر خوبم من به همراه فرزندانم و دیگر خواهران و برادرانت و تمامی اعضای خانواده به تو سلام می کنم. سلامی به بلندی سالهای فراق تو، سلامی از صمیم قلب، سلامی به گرمی آفتاب…
ملاقات صمیمی با آقای احمد گلعلیپور
آقای احمد گلعلیپور یکی از پدرانی میباشد که برای دیدار با فرزندش دل تنگی میکند و حتی برای لحظه ای شنیدن صدایش نیز ساعتها به تلفن خانه چشم میدوزد و منتظر است تا از آن طرف صدایی دل او را شاد کند
سوز و گداز کاسه لیسان رجوی
یکی از کاسه لیسان رجوی به نام حسن داعی الاسلام در مطلبی به سوز و گداز پرداخته و از این که هنوز در کشورهای اروپایی هستند دولت هایی که برخلاف جریان آب شنا میکنند و بجای حمله به ایران، جنایات و نقض حقوق بشر توسط اسرائیل و عربستان را محکوم و با ایران قرارداد تجاری امضا میکنند، حسابی ناله سر داده است.
دیگ و دیگچه ابزار مجاب سازی در فرقه رجوی
در تشکیلات مجاهدین برای کسانی که نمی خواستند خود را با شاخص بند های انقلاب تغییر دهند و به نوعی با خط و خطوط تشکیلات فرقه چه در زمینه های تشکیلاتی و یا سیاسی و حتی ایدئولوژیک مخالف کرده و آن را قبول نداشتند، برای مجاب کردن آنان که «حلقه ی ضعیف» نامیده می شدند، روند سختی وجود داشت که تحت نام «دیگ و دیگچه» خوانده می شد.
نگرانی خانواده های ایلامی از بی هویتی فرزندانشان در درون فرقه رجوی
جای تعجب است که نه دولت عراق کنترلی بر لیست و اسامی افراد انتقالی داشته و نه صلیب سرخ و کمیساریای عالی پناهندگان اشراف بر این موضوع داشته و نه کشور آلبانی جوابگوی این سوال است، پس باید گفت که آنان جزو مفقودین و مردگانند.
فرقه رجوی؛ یک مقاله و چند اعتراف
رجوی خوب می داند نیرویی که دراتحاد با پدران و مادران پیر اسیران توانست مجاهدین را با آن همه یال و کوپال از اشرف و لیبرتی و کانون سرنگونی و تمامی شعارهای محوری بود ونبود مجاهدین فراری دهد اکنون خطری بسا بالاتر و نفوذی تعیین کننده در بیدار اعضای اسیر خواهند داشت لذا مجبورشده با این اعترافات جداشده ها و خانواده و انجمن ها را دشمن اصلی خود قبول کند ودر مقابل آنها خاکریز خط مقدم بگذارد.

