نامه به روزنامه نگاری که به اعراب خلیج فارس پیشنهاد بهره برداری از برگ مجاهدین را می دهد
برای من به عنوان یک ایرانی مخالف و عضو و مسئول به مدت دهها سال در سازمان مجاهدین خلق ایران این مقایسۀ شما و سرمایه گذاری شما روی این سازمان امری خنده دار می باشد زیرا احزاب و نیروهای اپوزیسیون عرب هر چه باشند یک پایگاهی مردمی در داخل میهنشان و مردمشان دارند ولی این سازمان به علت سیاستهای غلط و بلکه جنایتکارانه و خیانتکارنۀ رهبرش (رجوی) علیه میهن و مردمش از جمله سیاست جاسوسی برای رژیم صدام حسین و ارتشش و اطلاعاتش تمام پایگاه مردمیش در داخل ایران و حتی در نزد اپوزیسیون ایران و ایرانیان خارج کشور از دست داده است
حادثۀ هفت تیر، هفت گناه نابخشودنی
رجوی مدعی بود که سازمانش جریانی ضد امپریالیسم و تنها نیرویی است که استقلال کشور را محقق میسازد و حتی جمهوری اسلامی را متهم میکرد که در نهایت وابسته به امپریالیسم خواهد شد و با همین بهانه افرادی را جذب میکرد و حتی در سال 60 مسئولیت انفجار و حادثه هفتم تیرماه را به عهده نگرفت و این ملاحظات داخلی بوده چرا که هنوز افرادی مانیپوله و مغزشویی نشده بودند و رجوی آن ها آماده میکرد اما سال 1382 درقرارگاه اشرف سابق، ترورهای هفتم تیر و هفتم شهریور سال های1360 و 1362 را از افتخارات سازمان و فرقۀ منحوس خود نام برد.
پاسخ علی مرادی به ادعاهای نخ نما شده ایران افشاگر
فرقه رجوی در این مطلب با برشمردن آمار و اطلاعاتی از فعالیت های اینجانب علیه خود، بنده را به این استدلال و منطق واداشت تا با مروری برکارنامه خود پس از بازگشت به ایران دریابم که در مقابل آنهمه جرم و جنایت، خیانت و وطن فروشی، شکنجه های روحی و جسمی علیه خودم و سایر دوستان و هموطنانم که توسط سران رسوای فرقه صورت گرفته بنده کوتاهی و کم کاری کرده ام و جادارد ضمن انتقاد از خودم به فعالیت هایم برای احقاق حق و حقوق پایمال شده خودم در خلال 15 سال، رنج و شکنجه سربازان و نیروهای اسیر در چنگال فرقه رجوی، خیانت ها و همدستی های رجوی با دولت صدام در جنگ هشت ساله، همپیمانی های کنونی با اسرائیل و آل سعود علیه میهنم ایران،و هزار جرم و جنایت دیگر هرروز به فعالیت هایم بیافزایم و تا آخرین قطره خون به افشای این فرقه بپردازم.
باوجود جلوگیری از ملاقات ها، حضور صرف خانواده ها، رجوی را جان بسر کرده!
اینکه فرد مورد اتهام به چه دلیل ومدرک مزدوراست، معلوم نیست وچرا باید مراجعه ی او به ملاقات شکنجه تلقی شود بازهم معلوم نیست وتنها موضوع روشن عبارت ازاین است که رجوی تداوم حاکمیت بلامنازع بر جان ومال ناموس این اسرا را درمنزوی کردن آنها وقطع هرگونه ارتباط عاطفی میداند ومردانه؟؟ برروی حرفش ایستاده است!!
خانواده های چشم انتظار گیلک از انتقال عزیزانشان به آلبانی خشنود میشوند
خانواده های اسماعیل چمنی و ابراهیم نورنیا درپس سالیان بیخبری به مجرد اطلاع ازجابجایی عزیزانشان ازلیبرتی به آلبانی بسیارخوشحال وشادمان شدند وآرزو کردند که عزیزانشان بتوانند با تاملی تحسین برانگیز بندهای مریی و نامریی خود ازیک فرقه مخرب تروریستی را گسسته و به دنیای آزاد خاصه وطن زیبای خود ایران وکانون پرمهرخانواده بازگردند.
طلاق ایدئولوژیک رجوی، ازدواج و شروع دوباره زندگی – قسمت پایانی
برای رسیدن به واقعیت های خارج ازمناسبات فرقه ی رجوی می بایست تمامی ریسک ها را به جان خرید وخطر کرد وباید به باور ازدرون رسید که می توان دنیای دیگری خلق کرد ومن با پذیرش این ریسک ازیک فرصت بدست آمده استفاده کرده وازمناسبات رجوی گریختم.
تا آخرین نفس برای رهایی برادرم از چنگال رجوی ایستاده ام
آقای اسماعیل فلاح رنجکش که طرف حساب ملاقات با این خانواده دردمند بودند متعاقب شنیدن درد دل غمبار آنان گفتند:” ازقضا برادرتان را بخوبی میشناختم وسالیان دریک قسمت با هم بودیم. ایشان خود همواره مشوق سایرین بودند که درلحظه ضروری بتوانیم مناسبات فرقه گرایانه رجوی را ترک کرده و به آغوش خانواده هایمان بازگردیم.
پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده خرمالی
انجمن نجات گلستان این ضایعه اسفناک را به خانواده آن مرحوم و بخصوص بهرام خرمالی که در چنگال فرقه تروریستی رجوی گرفتار امده تسلیت گفته و برای باقی خانواده ان مرحوم صبر جمیل آرزومند است.
کنترل اپوزیسیون برانداز، کار هر دولت و در هر کجای جهان است!
فرقه ی رجوی که از فرط بیکاری مزمن، دچار دلتنگی وافسردگی است، به هردری میزند که انظار عمومی – اعضای خود وخانواده هایشان را- از خیانتی که به کشور کرده، منحرف کرده وآنها را پی نخود سیاه جاسوس بازی بفرستد! این فرقه ی منحرف که افکار عمومی مردم را نمی شناسد، نمیداند که مردم ابدا توجهی باین مسائل نداشته وبلکه وقتی یک نقشه ی خرابکاری و… توسط همین نیروهای امنیتی کشف می شود، خوشحال شده وافتخار هم بدان میکنند.
ماه مبارک رمضان در فرقه رجوی
یکی از سخت ترین ایام در سازمان ماه مبارک رمضان بود.خصوصا در سالهایی که ماه رمضان در فصل تابستان بود و با توجه به گرمای گاها بیش از 55 درجه بیابانهای عراق٬ و ساعات طولانی روزه بودن٬ حقیقتا سخت میگذشت! به جرات میگویم که اکثریت مسئولین رده بالای سازمان ٬روزه نمیگرفتند. اتفاقا این افراد کسانی بودند که راحت ترین کارها را هم انجام میدادند و در واقع اصلا کاری نمیکردند. تمام وقت زیر کولرهای گازی و پشت میزشان نشسته بودند. باوجود این به جرات میگویم که بالای 90 درصد این افراد روزه نمیگرفتند.
طلاق ایدئولوژیک رجوی، ازدواج و شروع دوباره زندگی – قسمت اول
آن شب ما ازنقشه آنها خبر نداشتیم تا اینکه روز بعد تصویر خودمان را در تلویزیون فرقه دیدیم که اعلام می کردیم به انتخاب خودمان به سازمان مجاهدین آمدیم.سازمان خواست بدینوسیله تمام راه های بازگشت ما را به ایران خراب کند.علیرغم این ما باز درخواست بازگشت به ایران را کردیم تا اینکه مسئولین فرقه برای ما جلسه گذاشته و با شیادی تمام گفتند با توجه به قوانین جنگ پیوستن شما به دشمن جرم وخیانت محسوب می شود به همین دلیل در صورت بازگشت به ایران بدلیل پیوستن به سازمان محاکمه و اعدام خواهید شد
نامۀ گروهی از خانواده های اسرای فرقۀ رجوی در آلبانی به کمیساریا در آن کشور
این افراد بعداز سالها اقامت در قرارگاه سابق سازمان در عراق به نام «اشرف» و کشته و زخمی و معلول شدن بسیاری از آنان در حملات و عملیات نظامی مختلف با بدترین شرایط به کمپ سابق آمریکایی ها در نزدیکی فرودگاه بغداد به نام کمپ «لیبرتی» منتقل شده وبه دور ازهر گونه ارتباط با جهان بیرون از لیبرتی دور ازخانواده و بدون امکان دسترسی به وسایل ارتباطی مثل تلفن و اینترنت و ممنوعیت هر گونه دیدار با افراد خانواده حتی در داخل تشکیلات سازمان از سوی رهبری، زندگی دردناکی داشته و دارند.

