مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت دوم
خانم ندایی راجع به یکی از سفرهایش به عراق، و رنج ها و مصیبت هایی که از جانب فرقه رجوی متحمل شده، چنین گفت:”پسرم فریدون ندایی، در گذشته هیچ قرابتی با جریان فرقه رجوی نداشت و برعکس خود را سرباز وفادار میهن می شمرد. در جنگ به اسارت درآمد و بعد از آن تحت جریان مغزشویی فرقه رجوی قرار گرفت و سر از فرقه آنان در آورد. در هر صورت من مادرم و تا جان در بدن دارم در پی او خواهم بود. این بار نیز بسان دفعات قبل، سران فرقه رجوی نگذاشتند پسرم را ببینم.
هفده ژوئن: بیم های بی شمار برای مجاهدین خلق
بدین ترتیب از سال 2003 افول سازمان رقم خورد. از سوی دیگر، مشعل های انسانی که پس از 17 ژوئن در خیابا ن های اروپا چشمان شهروندان اروپایی را خیره کردند به روشنی ماهیت فرقه ای و خطرناک مجاهدین خلق را به جامعه جهانی نمایاندند. به گواهی تاریخ و پژوهشگران خودکشی و خودسوزی رفتار طبیعی همه ی فرقه ها است در شرایطی که رهبرانشان در خطر قرار بگیرند و یا هر زمان که رهبرانشان دستور دهد. از این رو، خودسوزی ها برگ تاریک دیگری به تاریخ سراسر بدنامی و رسوایی مجاهدین افزود.
بهتر بود آقای محمدرضا ایران پور، این نامه را به رجوی مینوشت!
اختلاف فکری احیانا موجود بین شما وخواهرتان، سبب قطع دیدار نمیشود و درضمن خواهرتان قادر نبود که دریک ملاقات کوتاه، شما را ازمسیر راه راستی؟! که انتخاب کرده اید منحرف کند وبنابراین موضوع چیز دیگری است و” صورتی درزیر دارد آنچه دربالاستی”! ضمنا، خواهر شما دارای تحصیلات عالیه است و هرقدر هم که دارای محدودیت ازطرف شوهر و… باشد، دارای آزادی طبعا بیشتری در مقایسه با شما بوده و وضع ایران طوری است که کسی را بدون تمایل قلبی اش، نمیتوان به مسافرتی واداشت و…
خرداد؛ طالع بد رجوی
این 30 خرداد نقطه عطف منفی و مثبت تروریزم بنام رجوی شده که بیش از سه دهه این تصمیم غلط و کودکانه رجوی باعث ادامه خونریزی و ترور از فرزندان ایران شد و این آن چیزی است که رجوی به خاطرش باید مجازات و محاکمه شود. رجوی در 17 خرداد 65 همه ی دار وندارش را در اختیار صدام گذاشت و پای تعهد سرسپاری به صدام را در ورودش به بغداد امضا کرد و در همین خرداد ها بود که عملیات های متعدد ایرانی کشی را برای دیکتاتور عراق (صدام) انجام داد.
دیدار خانواده صبایی با اسماعیل فلاح رنجکش در دفتر انجمن نجات گیلان
آقای زعفر صباحی به مجرد بازگشت اسماعیل فلاح رنجکش عضو رها شده از مافیای رجوی به دیدارش شتافت تا از ایشان درباره وضعیت جبار کسب خبر بنماید. در دیدار انجام شده فی مابین این خانواده دردمند روستایی ازتوابع ماسوله ازاستان گیلان با آقای رنجکش بار دیگر نور امید و محقق شدن انتظار در راستای رهایی جگرگوشه شان ازچنگال رجوی دردل این خانواده بزرگوار روشن شد و بار دیگر برعزم واراده آهنین خود بر فعالیتهایشان مهر تاکید گذاشتند.
چرا رجوی زنان را وارد بازی کثیف خود کرد
در این اوضاع استفاده از زنان بهترین وسیله بود و اینبار زنان قربانی اصلی بودند آوردن آنان در سطح فرماندهی در تمامی سطوح.البته اینکار هم ریسگ داشت و هم احتمال یک هرج و مرج را می توان برایش تصور کرد ولی رجوی با شیادی کامل گام به گام پیش رفت و بحث ها و خواسته های خود را تحمیل نمود و زنان هم وسیله ای بودند برای همراهی وی و پیش بردن خط و خطوط رجوی پلید. رجوی می دانست زنان حتی قدرت اینکه بخواهند در مقابل وی موضع بگیرند و حرفی در باره تصمیم گیری وی داشته باشند همه چیز را بدون چون و چرا می پذیرند.
شعائر فرقه رجوی در ماه رمضان
اما جالب اینجاست که او از افطار تا سحر وراجی می کرد و آنتراکتی برای نماز صبح نمی داد و من نمی دانم که این چه نوع مسلمانی است که یک فرد باید مشخص کند دیگران چگونه و چقدر خداپرست باشند و یا تا چه حد عبادات و شعائر دینی را به جا آورند و یا اصلا آن فرد مجاز است هروقت دلش خواست تحت عنوان مصلحت، خداپرستی و انجام شعائر را کنسل و منتفی کند یعنی به زبان ساده یک حائل بین انسان و خدایش که مثل فیلتر عمل می کند و بنا به خواست خود افراد را شل و سفت اعتقادی نماید. دقیقأ من یک شیطان مجسم در رجوی دیدم و شاید هم او خود شیطان باشد.
کمپ لیبرتی یا مزار اسرای لیبرتی؟
افراد گرفتار در چنگال سرسپرده های خونریز رجوی در مکانی که شباهت زیادی به قبرستان دارد، اسیر و در درون کانکس های داغ و دلگیر زندانی کرده و آن ها را از دیدار با خانواده هایشان محروم نموده و بخاطر این که صدای خانواده هایشان که در پشت دیوارهای بتنی حتی برای لحظه ای دیدار با جگر گوشه هایشان به انتظار نشسته اند نشنوند و به آنان تحمیل شده که حق خروج از کانکس ها را ندارند، همان طور که در عکس مشاهده می شود.
رجوی اثر ضربه ی خانواده هایی مانند ایران پور را دیرتر دریافت!
خانم ماه منیر ایران پور دارای دوبرادر جوان درکمپ حادثه خیز عراق است ودلیلی برای به کشته شدن دادن برادران جوانش ندارد وبرعکس، تلاش او برای حفظ جان عزیزانش وکمک به اعاده ی حقوق ابتدائی آنهاست! تنها گناهی را که برای این خانم برومند و فداکار میتوان متصور شد، تعهدی است که نسبت به عزیزان وهمنوعان خود دارد که البته گناه کوچکی دردید باند ضد بشری رجوی نیست!
یکسال از مصیبتی که فرقه رجوی بر ما وارد آورد گذشت
یکسال دردناک بخاطر از دست دادن پدرم گذشت ولی رجوی جنایتکار باید بداند که یکسال به دشمنی من و خانواده ام با این دیو شیطان صفت افزوده شد و من وخانواده ام تا زمانیکه این جلاد بی یال و کوپال به خاک مالیده نشود از مبارزه اش خسته و درمانده نخواهیم شد و برای رهایی برادرم و امثال او که در چنگال این خبیثان گرفتار شده اند تلاش خواهیم نمود و برای افشاگری جنایتهای این گروه تروریستی از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنیم.
نامه سرگشاده خانم زهرا معینی فعال حقوق بشر به نخست وزیر آلبانی آقای ادی راما
این تجربه را ما جدا شدگان از این فرقه قبلاً شاهد بودیم و می دانیم و به اطلاع شما هم می رسانیم که تمام افرادیکه به کشور شما آمدهاند باز هم در کشور شما زندانی هستند زیرا سران فرقۀ رجوی نمیگذارند آن افراد حتی آنها که از تشکیلات این فرقه جدا شده اند با دنیای بیرون ارتباطی داشته باشند.
از هفدهم ژوئن ۲۰۰۳ تا هفدهم ژوئن ۲۰۱۶
در هفدهم ژوئن ۲۰۱۶همه دیدند که چطور فرقه رجوی بدون سر و بی دنباله شده است و رجوی هم خود که همواره فرار را بر قرار ترجیح داده و میدهد تا مبادا سر سوزنی پاسخگوی اعمال ننگینش باشد و در صحنه سیاسی این مریم قجر هست که یک تنه خودش را برای احیاء فرقه به آب و آتش میزند و اما در اوج شکست و بن بست گرفتار شده است و راه پس و پیش ندارد. آری هر روز و هر ماه و هر سال که میگذرد در درون خودشان فریاد میکشند دریغ از پار سال و این خود بیانگر شکست و خفت و خواری رجوی در صحنه حاضر می باشد.

