خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت پنجم
بعد که آن نفر روی حرف خودش مجدداً تکیه کرد که نفر من همین الان دو پا در یک کفش کرده که می خواهم بروم من چطور او را تا سه سال دیگر نگه دارم. رهبری یک دفعه چهره اش عوض شد. به قسمت جلوی سن آمد. [ رجوی ] آستینش را بالا برد وگفت: قرارگاه اشرف کاملاً مستقل است همان طور که نوشابه سازی، نانوایی و بیمارستان دارید. سردخانه و قبرستان هم داریم. حذف فیزیکی می کنیم
گریه غزه خنده اورسورواز
مجاهدین این ابراز علاقه خود از نزدیکی به شر مجسمی مثل دولت غاصب اسرائیل هرگز پنهان نکرده اند و همیشه این همکاری وجود داشته و دارد تأیید هلوکاست و دسته گل گذاشتن بر سر قبور درست اندکی قبل از این تهاجمات و همزمان نفی کردن هلوکاست واقعی که در جریان است و دنیا را به خروش آورده واضح و مؤکد همین مبحث است.
تاریخ مصرف مجاهدین زیر پرچم بیگانگان به پایان رسید!
در زندان اشرف در این اسارتگاه که زیر پرچم بیگانگان است، زنان و مردان بی گناهی هستند که بنام ایستادگی و مقاومت روزگار خود را به تباهی سپری می نمایند و شما خانم قجر عضدانلو، شما آنها را از تماس با جدا شدگان در تیف تحت عنوان مزدور رژیم محروم کردید. خانم قجر عضدانلو، اسارت ذهنی و دیدگاه مالیخولیانی آقای رجوی بزرگترین مانع برای پذیرش نرم های یک جامعه آزاد و دمکراتیک می باشد.
مجاهدین اجازه نمی دهند فرد به جامعه بیرون فکر کند
سازمان خیلی حواس جمع کار می کند. یعنی یک چیزی که بحث سیاسی در آن باشد و از طرفی هم قیمتی هم برایش نداشته باشد از طرفی هم فرد با خانواده اش تماس پیدا نکند یعنی سازمان همه جانبه روی این موضوعات انرژی مکفی می گذارد که یک وقت فرد نتواند هوای جامعه عادی به ذهن اش بزند. یا در اصطلاح دیگر تشکیلاتی شان متوجه این هستند که فرد لب پر نخورد.
دروغ بزرگ فرقه مجاهدین در مورد قطعنامه پارلمان اروپا
پارلمان اروپا نه تنها قطعنامه ای بطور خاص درمورد مجاهدین صادر نکرده بلکه تنها گزارش کاری چهارساله در مورد وضعیت حقوق بنیادین در اتحادیه اروپا بوده است. حالا چگونه مجاهدین این خبر مشخص را با تیتر” قطعنامه پارلمان اروپا- محکومیت شورای وزیران بخاطر سرپیچی از احکام دادگاه” بدروغ تبلیغ می کنند تنها از مغز بیمار رجوی می تواند ساطع شود.
از اوج شرف تا حضیض ذلت
باری این روزها رجوی ها روبه صفت و گرگ خوی، در رنج ملت فلسطین با دم شان گردو می شکنند، غافل که گردوها چون کله خالی از عقل راهنما و قلب تهی از عاطفه ی بشری شان، پوچ و خالی ست! وجز ننگ و رسوایی بالاوپایین پریدن، نصیب نخواهند برد. آری، بر فلسطین مصیبت ها می رود دریغا که درغیاب « ادوارد سعید» و « محمود درویش » ها جای تحریرهایی چنان شورانگیز خالی ست.
داستان کشته شدن یاسر اکبری نسب
خانم مریم قجر عضدانلو واقعیت را بگویید یاسر را به قتل رساندید و جسدش را سوزاندید آن هم در ساعت ورزش که همه مشغول ورزش کردن بودند و این بهترین سناریو بود. می دانم اگر بگید یاسر را به قتل رساندید باید جواب گوی قتل نفرات دیگر باشید. خانم مریم قجر عضدانلو خوب خودتان میدانید که کسی بخواهد خودکشی کند در سنگری که هیچ کس در آن نیست نمی رود. مطمئن باشید یاسر می آمد داخل سالن یا یک جمعی که همه ببینند و اعتراض خودش را نشان میداد.
از تقدس خون تا تقدس سلاح
البته فکر جدائی از سازمان همیشه و همیشه وجود داشته منتها امکان بروز وجود نداشته و من همیشه در داخل هم با کارهای سازمان مشکل داشتم ولی همان تقدسها و خط قرمزها که در واقع خط تسلیم ها بودند مانع آزادی و رهائی من میشد و در واقع حلقات اسارت ذهنی و جسمی (روانی و فیزیکی) را تشکیل میداد این جدائی در سرفصلهای مختلف عمیقتر میشد مثل 30 خرداد و ترورها، ولی کنشهای سیاسی و شرایط آن دوره این امر و روند جدائی را توجیه و خنثی میکرد
فرقه مخرب رجوی ها، از زبان سرویس اطلاعاتی آلمان
رهبری مجاهدین، خواهان اطاعت و سرسپردن و آمادگی برای عمل در تمام دنیا از طرف هوادارانش می باشد، این روش دیکتاتوری همسر رجوی هم می باشد.در تبلیغات شورای ملی مقاومت مطالبی به عنوان شاخصه های دمکراتیک به بیرون ارائه می شود که به هیچ وجه در درون مناسبات، اجرایی نمی گردد.در یک دایره بسته، با یک شیوه رهبری فرقه گونه، جبر تشکیلاتی و رهبری استالینیستی مسعود و مریم رجوی و همچنین شکنجه های روحی و روانی که به اعضاء ناراضی اعمال می گردد، جاری است.
خانم مریم عضدانلو، کدام قلب نشاندهنده زندگی شماست؟
خانم مریم عضدانلو، فرقه ی مجاهدین که شما رهبری آن را هم اکنون در دست دارید در بیش از دو دهه به ترور افسار گسیخته و کشتار بیگناهان و شهروندان دو ملت ایران و عراق و شکنجه، آزار و قتل نیروهای خودی و تشکیلاتی که خواهان خروج از حصارهای ذهنی و فیزیکی تشکیلات شما بودند، پرداخته است. موضوعی که آقای تاد ویشن سخنگوی پنتاگون و نیز دیدبان حقوق بشر در سال 2005 میلادی طی گزارش مفصل و مبسوطی به آن اشاره داشتند
دروغی دیگر از رجوی – به قتل رساندن سهیل ختار
گفتم نوید برو جنازه سهیل را نگاه کن. سازمان سهیل را کشته است. نوید رفت و این اجازه را ندادند که ببیند چون اگر سازمان سهیل را نکشته بود حتما می گذاشت نوید چک کند. سازمان می گوید تیر زیر چانه سهیل اصابت کرده ولی 3 تیر از پشت به سهیل خورده بود پا و پشتش نه زیر چانه اش. حتی تشیع جنازه سهیل نوید را نبردند؟؟؟؟
نامه ی رجوی ها به رجوی ها
این عنوان کذایی همان قضیه خود نویسی و خود خندی است. هیچ سودی نداشته باشد غار نشین های شورای رهبری اشرف را که سرگرم می کند و همین برای رجویه ی قجریه کافیست. پول داده اند و اسم چهار تا وکیل را گذاشته اند تا بتوانند خودشان بخودشان نامه بنویسند آن هم نامه هایی که متن انگلیسی اش پر از غلط و غلوط املایی و انشایی و گرامری است و دست کاتبان وحی رجویه را رو می کند.

