کتاب” گسستن بند و زنجیرها” – قسمت پنجم
نویسنده: Steven Hassan ترجمه: پروین حاجی فرقه های مخرب اکثرا در جامعه نا شناخته میمانند و یا زمانی شناخته میشوند که متاسفانه برای کمک به قربانیان آن بسیار دیر است. در 26 مارچ 1997 پیکر 39 مرد و زن همه ملبس به یک رنگ و نوع لباس بی جان در عمارت بسیار مجلل و بزرگ […]
خانم رجوی ؛ مسعود رجوی چگونه مرد ؟
مسعود چمن بهار 87 هم رسید و مسعود رجوی فرمانده نابغه ؛ بزرگترین فرمانده نظامی عالم وجود کسی که توانست 1500 نیرو را در ظرف 24 ساعته در عملیات فروغ جاودان به کشتن بدهد و بعد هم دلیل پیروزنشدنش را بر عدم ارتباط کشته شدگان و مجروحان با خود و عدم اعتقاد تمام عیار بخود […]
خانم مرضیه قرصی، نظریه انتقادی و رهبران مجاهدین
همه ی اعضای جدا شده ی مجاهدین معتقدند که رهبری مجاهدین بایستی ارزش های مشمئز کننده ی حاکم بر مناسبات فرقه ای مجاهدین را مورد بازنگری عمیق و همه جانبه قرار دهد تا بتواند ارزش های دیگر را جایگزین آن سازد. ارزش هایی که فلسفه ی وجودی حیات سیاسی و یا تشکیلاتی آنها را تضمین کند.
بزرگداشت تراژدی حلبچه و تشریح وضعیت اسیران اشرف
ایشان شرح کوتاهی از تاریخچه مبارزات خلق کرد داد و سپس به تشریح مسائل روز در عراق پرداخت. در طی اجرای این مراسم آقای مسعود جابانی از سوی کانون رهائی ضمن تقدیم کتاب فرقه به ایشان به تشریح وضعیت اسیران پادگان اشرف پرداخت. آقای ربرت زوتریک در مورد مجاهدین و عملیات مشترکی که آنان با صدام علیه خلق کرد داشتند، مسائل مهمی را مطرح نموده وآن را ریشه یابی نمود و تاسف خود را از شرایط کنونی که اسیران پادگان اشرف به عنوان مردان و زنان پرشوریکه برای آزادی و عدالت اجتماعی وارد صحنه مبارزه شده اند، ابراز نمود.
نامه ابراهیم خدابنده به آقای اسماعیل وفا یغمائی
نمیخواهم سرتان را درد بیاورم. گفتنی زیاد است و امیدوارم فرصتی بشود تا تاریخ شفاهی سازمان مجاهدین خلق و آنچه برای جذب، حفظ و کنترل نیرو و همچنین پول انجام دادند و آنچه که بر سر کسانی که میخواستند جدا شوند آوردند نوشته و تنظیم گردد. در این خصوص صدها و بلکه هزاران شاهد زنده در داخل یا خارج از کشور وجود دارند که هر کدام داستان ها دارند. اگر وزارت اطلاعات توانسته باشد تمامی این افراد را به دروغ گفتن مجبور نماید واقعا شاهکار تاریخی کرده است.
نوروز برای ایرانیان آزاده
سال گذشته در مطلبی با عنوان” نوروز در شب تیره ی اشرف” نوشتم” عید امسال نیز آمد و سازمان و نیروهایش در آرزوهای بر باد رفته خویش ماندند و با سیلی رقص و آوازی بی روح و فرمایشی صورت خود را سرخ نگه داشتند.امسال هم سران سازمان نیروهای خسته و درمانده سازمان را با عنوان های بی رنگ و لعاب فریب خواهد داد:”
سازمان مجاهدین- نفی مبارزه مسلحانه- ادامه حیات درعراق
“حقوق مسلم پناهندگی مجاهدین پس از 22 سال اقامت در عراق, بر طبق قوانین بین المللی انکار ناپذیر است و مجاهدین هم کسانی نیستند که چه در عراق یا فرانسه و انگلستان و دیگر کشورهای جهان از حقوق مسلم خود و خلق شان کوتاه بیایند. دربرخی از کشورهای اروپایی پس از 5 سال اقامت, حقوق شهروندی هم به پناهندگان تعلق میگیرد”
دو استراتژی متفاوت
استراتژی مجاهدین با تکیه به خشونت بیش از دو دهه در همکاری تنگاتنگ با سیستم مخوف پلیسی امنیتی صدام حسین تحت نام مبارزه برای مردم ایران جز رسوایی چیز دیگری از خود به یادگار نگذاشته است. در ظرف استراتژی مجاهدین با پشتوانه عظیم مالی، تسلیحاتی و سیاسی از طرف صدام حسین و دولتهای هم پیمان دست به چند رشته عملیات مشترک نظامی به خاک ایران زدند که همگی با پاسخ سخت نظامی متقابل همراه بود. رهبری مجاهدین برای سرپوش گذاشتن شکست های پی در پی نظامی و برای توجیه آن و برای ادامه سرسپردگی خود به سیستم صدام حسین و باقی ماندن در خاک عراق دست به سیستم نوینی از مغزشویی در درون خود زدند که اولین قربانیان این سیستم مغزشویی انسانهای بودند که از بدی روزگار به مجاهدین پیوستند.
عیدی پدرانه
او اظهار می داشت برای بار دوم نیز فقط بخاطر مادر مرحومش به اشرف رفته بودم که او هم مثل من همه این گرفتاریهای ملاقات در قرارگاه اشرف را کشید و او هم بعد از 20 سال فقط 4 ساعت ملاقات داشت که همین هم باعث مرگ مادرش شد. او در ادامه اظهار داشت:در کجای دنیا رسم بر این است که اسیری برای تماس با مادر در حال احتزار در بیمارستان بایستی چند صد دلار (فقط 3 دقیقه) هزینه ارتباط آن را بپردازد.
هیچ آدابی و ترتیبی مجوی، هر چه میخواهد دل تنگت بگوی
موضوع دیگر اینکه من مطالبی که خود دیده و شنیده بودم و در نامه قبلی هم هست در مورد عملکرد سازمان مجاهدین از شما که سالها در این سازمان عمر گذرانیده اید پاسخ خواستم که با جواب شما مطالب تا اندازه ای برایم روشن گردد. مثلاً در مورد جدائی دسته جمعی زوجین و یا اینکه چرا در ارتش صدام رودر روی برادران خود در جبهه صدام جنگیدند شما فقط نوشتید که خود مجاهدین پاسخ آنرا خواهند داد مگر شما که سالها با آنها بودید و با شم سیاسی و آگاهی که از عملکرد سازمان مجاهدین دارید نمی توانستید پاسخ قانع کننده به من داده و مرا به اصطلاح از گمراهی بیرون آورید. در نامه نوشته اید نقادی برای سازمان مجاهدین یا هر سازمان دیگری در کفایت انجمنی چون انجمن نجات نیست. برادر جان نه من این حرف شما را قبول ندارم هر حرفی هر چند بزرگ یا کوچک از دهان هر شخصی چه کوچک و چه بزرگ حتی طفل دبستانی باید قابل جواب و تحلیل باشد.
نامه آقای امیر صفائیان به بنیاد خانواده سحر
در ابتدای امر آنها به بهانه های مختلف طول میدادند و میگفتند مسیر بیابانی است و طول میکشد تا حسین را بیاوریم. به این بهانه ها داشتند حسین را توجیه و به لحاظ ذهنی آماده میکردند و به همین دلیل حسین به محض دیدن من شروع به توهین کرد. آنها تلاش میکردند که من و اکبر را به داخل ببرند و بتول را از ما جدا کنند که معلوم نبود قصدشان چیست.
مجاهدین خلق و دشمن اصلی
احتمالا شماری از مردم عراق و النهایه حضور و حمایت انبوه تشکل های سیاسی عراقی از مجاهدین پر کرده است. از انتشار بیانیه های حمایت آمیز و سیمنارهای مختلف گرفته تا میهمانی های پرخرج و تشریفاتی در اشرف و یا در هتل های چهار ستاره بغداد. علی الظاهر همه این اخبار و اطلاعات حکایت از نزدیکی مردم عراق به مجاهدین می کند و بالعکس خبر از عشق و مسئولیت مجاهدین به مردم عراق و این ادعا که مردم عراق متحد استراتژیک مجاهدین خلق هستند و بالعکس.

