سی خرداد، ناکامی منطق جنگ مسلحانه – قسمت چهارم

تاثیرات مخرب عملیات تروریستی، مسخ هویت آدمی(بخش دوم)

" در تضاد عقلانیت با تروریسم چیرگی از آن عقلانیت است" – نگارنده

درهم آمیختگی قدرت طلبی محض با تفکر فاشیستی و عملیات تروریستی در فرقه رجوی انگیزه ای است که به انسان و" فرد تشکیلاتی" از یک ساحت می نگرند و این نوع نگرش در تمامی شئون زندگانی "فرد تشکیلاتی" راه می یابد. لذا ادامه تنفس در فضای فرقه مذکور چون و چرای ذهن "فرد تشکیلاتی" را بیهوده و ناچیز شمرده و او را چون وسیله و ابزاری تلقی کرده که به ناچار مجبور است " شناخت نادرست و ستیزه جویانه " ذهن خود را قطعیت پندارد و بر مبنای آن در مسائل زندگی و جامعه خویش به قضاوت بپردازد.

این یک تحلیل روانشناختی است که پس از پرورش ذهن و روان انسان در مناسبات فرقه ای به فرض آنکه واقعیت زندگی و فضای سیاسی جامعه آزاد، هر گونه اندیشه ایدئولوژیک تمامیت خواه و نگرش فاشیستی را از میان برده باشد این امر دلیل آن نخواهد بود که اندیشه از محتوای ایدئولوژی فاشیستی و معطوف به تروریسم، بی نصیب باشد. در حقیقت تاثیرات مخرب و ویرانگر اندیشه و رفتارهای ستیزه جویانه و خشونت گرایانه در ذهن و روان اعضاء و افراد گروههای تروریستی و فرقه ای بسیار عمیق و ریشه دار است. بنابراین رهایی از آن نیاز به تنفس مستمر در فضای دموکراتیک و تفکر ژرف در انگاره های اندیشه مدرن و جوامع توسعه یافته دارد.

در حقیقت رهبری فرقه مجاهدین با تحمیل جنگ مسلحانه به جامعه ایرانی رها شده از استبداد سلطنتی و همچنین به افراد تشکیلات خویش، در حقیقت در رایطه با فرآیند تثبیت اندیشه و نهادهای دموکراتیک در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران نفش بازدارنده و تخریب کننده ایفا کرد. سران فرقه رجوی با تشدید فضای اختناق آمیز در تشکیلات مخوف خویش با توجیهات نامعقولی چون اقتضائات و الزامات جنگ چریک شهری و ملاحظات امنیتی باعث محدودیت فکری و توسعه نیافتگی سیاسی افراد فرقه خود شدند. آنان کاملا از محیط پیرامون خویش جدا شده و بدور از هر گونه آمیختگی با تحولات پر شتاب دنیای بیرونی و همسازی با تکامل اجتماعی، در لاک خویش فرو رفته و به شکلی تک بعدی و فیلتر شده به واقعیات و حقایق از زاویه دید رهبری فرقه می نگرند.

رهبری فرقه با بهره گیری از شرایط به وجود آمده در هیاهوی عملیات تروریستی و تاثیرات خاص آن بر فضای مناسبات فرقه ای، شناخت نادرستی را از واقعیات پیرامونی به کادرهای تشکیلاتی تحمیل کرد بی آنکه آنان از نادرستی و غیر منطقی بودن آن با خبر باشند. این بود و است روش مستبدانه ای که نسبت به افراد فرقه رجوی اعمال می شود.

مفهوم آزادی از نظر رهبری فرقه(مسعود رجوی) عبارت است از پذیرش سبک و راه و رسمی تروریستی و خشونت گرایانه که او پیشنهاد می کند و گریختن از اینگونه آزادی به هر صورت از جانب سران فرقه مجاهدین جانبداری از رژیم، بریدگی و مزدوری تلقی می شود. زیرا که در ایدئولوژی فاشیستی فرقه رجوی اندیشه های محدود و جامد، هیچگاه سازشکار و مخرب قلمداد نمی شوند و اندیشه های نو در حصار موانعی که چون مرزهای خرد آدمی به نظر می رسند از جنبش باز ایستاده اند.

آرش رضائی

مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی

8/3/1387

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.