چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
خاطرات قلعه اشرف – قسمت پانزدهم 26 دی 1386

خاطرات قلعه اشرف – قسمت پانزدهم

کسی اجازه نداشت به تنهائی قدم بزند یا در فکر فرو رود که بدترین نوع شکنجه روانی بشمار می رفت. افراد می بایست هر سه ماه یکبار و یا 6 ماه یکبار برگه ها و تعهد نامه هایی که مسئولان قرارگاه اشرف به آنها می دادند را بی چون و چرا امضاء کنند. برگه ها به شکل های مختلف و با متن های مختلف بود. برای مثال باید برگه ای را امضاء می کردی که در آن نوشته شده بود:” وقتی شکست خوردیم، خیانت نکنی، وقتی دستگیر شدی، عملیات انتحاری انجام دهی یا متعهد بشوی همه روزه در صبحگاه و شامگاه شرکت کنی، مطیع کامل دستورات تشکیلات و فرماندهان خود باشی و هر چه را آنها گفتند”

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت هفتم 26 دی 1386

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت هفتم

لینک به متن کتاب مشاهدات اعضای جدا شده علی قشقاوی 39 ساله _ متولد بابل من خیلی کم سن و سال بودم که انقلاب شروع شد و فعالیت های سیاسی اوج گرفت.سازمان مجاهدین خلق ایران شعارهای زیبایی داشت و موفق شد عده ی زیادی را نیز با استفاده از همین شعارها جذب کند. سازمان با […]

دیکتاتور کوتوله رفتنی است ؛تاریخ خواندنی است 25 دی 1386

دیکتاتور کوتوله رفتنی است ؛تاریخ خواندنی است

گفته ها ی محمد و تلاش ها ی فداکارانه مصطفی محمدی و محبوبه در عراق و فعالین حقوق بشری و مطالب جدا شدگان از تجارب شخصی خود باعث شد که مجاهدین نوار ویدئوئی مصاحبه سمیه را که هر بیننده ای را متاثر می کند از سایتها ی خود بردارند. و بجای آن در یک حرکت نمایشی و عوام فریبانه عکس سمیه را بارو سری قرمز و لباس های تمیز قرار بدهند.

ارتش ورشکسته – قسمت اول 25 دی 1386

ارتش ورشکسته – قسمت اول

مسلماً بروز این جنگ احتمالی تأثیر تاریخی بر سرگذشت و سرنوشت فرقه مجاهدین خلق می گذاشت به این دلیل که مسعود رجوی رهبر این فرقه تروریستی تمام تار و پودهای دیکتاتوری کوچک خویش را در اردوگاه کار اجباری اشرف و سایر مقرهای وابسته به این فرقه در خاک عراق بنا نهاده بود و عراق مرکز تمرکز نیروهای فرقه بود.

سیاهی لشگر شدن جوانان در استودیوهای مجاهدین از تورنتو تا بغداد 25 دی 1386

سیاهی لشگر شدن جوانان در استودیوهای مجاهدین از تورنتو تا بغداد

بغلش کردم. باهاش شروع به صحبت کردن کردم. حال همه خانواده را پرسید. بعد از مدتی جلوی آ ن دو زن که بعدا فهیمدم فرماندهان سمیه بودند گفتم چرا ای بهش گفتم سمیه چرا نمی آی برگردی. بیا بریم. در حالیکه به آن دو همراه نگاهی کرد با خنده ای گفت حرفش را نزن وقتی اومدی دیگه اومدی. دوزاری من کج بود اول نفهمیدم یعنی چه؟ ولی بعد ا فهمیدم که اگر خروج آسان بود که اینقدر کار و پول برای بچه های کم سن و سال خرج نمی کردند که از سیاست چیزی نمی دانستیم.

دیدار سران عشایر کربلا و نجف با دبیرکل کانون هابیلیان 25 دی 1386

دیدار سران عشایر کربلا و نجف با دبیرکل کانون هابیلیان

می خواهم برروی یک مساله اساسی تاکید کنم و آن نبرد همیشگی میان جبهه ی باطل به سرکردگی آمریکا و جبهه ی حق به رهبری شیعیان جهان می باشد. در حال حاضر شیعیان ایران و لبنان و عراق در راس این هرم مبارزاتی قرار دارند. از جمله گروه های تروریستی هم آهنگ با آمریکا، سازمان منافقین خلق می باشند که در جنایات بی شمار در عراق نماینده ی آنها هستند. ما برای مبارزه با آنها باید از دو جبهه ی سیاست و اقتصاد خود را تقویت کنیم تا

یادی از فراموش شدگان 25 دی 1386

یادی از فراموش شدگان

البته مجاهدین هم تمایلی به حل و فصل کار این افراد نداشتند،چرا که اگر اینها به اروپا و امریکا آورده شوند، مشکلاتی در خود اشرف پیش آمده و افرادی خواهان جدایی خواهند شد.چنان که همین الان هم یک کمپ از کسانی که نمی خواهند در روابط مجاهدین باشند و نمی خواهند به تیف بروند در همان اشرف تشکیل شده است.

سرنگونی هم به چشم 25 دی 1386

سرنگونی هم به چشم

امروزه مشکلاتی چه اینجا که ما هستیم یعنی در درون اشرف و چه بیرون وجود دارد و آن این است که بعضی ها میپرسند پس سرنگونی چه شد؟ عده ای هم که اینجا مسئله دار هستند و درحال بریده مزدور شدن میباشند میگویند که ما برای جنگیدن با رژیم و مبارزه به سازمان پیوستیم نه برای ترانه خواندن و فیلم بازی کردن و شعار دادن وگرنه میرفتیم برنامه کودک تلویزیون رژیم نه اشرف،هرچه هم برادر پیام میدهد و مسئولین میگویند که یکسال و خورده ای مانده راصبر کنید اگر نشد خودمان یک فکری میکنیم به خرجشان نمیرود، من میخواهم به این عده بگویم که به سرنگونی رژیم ایقان داشته باشید؛ بگذارید یک مثال بزنم که بفهمید ما چطور سرنگونی را محقق میکنیم.

ارتش ورشکسته (قسمت اول) 25 دی 1386

ارتش ورشکسته (قسمت اول)

محسن عباسلو14.01.2008رهبران فرقه تروریستی مجاهدین خلق همواره از ارتش به اصطلاح آزادی بخش به عنوان نماد قدرت فرقه یاد میکنند. اما خوب است نگاهی به وضعیت این ارتش پوشالی در حال حاضر بیندازیم تا ببینیم که چقدر ادعای مسئولین فرقه با واقعیت درونی این تشکیلات منطبق میباشد؟درستی هر مدعائی در عمل به اثبات میرسد. ارتش […]

سیاهی لشگر شدن جوانان در استودیوهای مجاهدین(از تورنتو تا بغداد) 25 دی 1386

سیاهی لشگر شدن جوانان در استودیوهای مجاهدین(از تورنتو تا بغداد)

ورود به اشرف وقتی اتوبوس وارد اشرف شد من تحویل پذیرش شدم. هنوز ساکم دستم بود که درخواست دیدن سمیه را کردم. و این در 3 هفته ای که من د ر پذیر ش بودم هر روز تکرار می شد و ماشا اله خدا در جواب دادن کم نمی آوردند. یک روز می گفتند مریضه. […]

کمپ آمریکائی ،‌راه نفس اعضای دربند فرقه رجوی درکمپ اشرف 25 دی 1386

کمپ آمریکائی ،‌راه نفس اعضای دربند فرقه رجوی درکمپ اشرف

روزگاران پیشتردرسازمان برای جذب نیرو و عضوگیری جدید شعاراین بود که : روزنه ورود به سازمان بسیارتنگ مثل سوراخ سوزن وخروج ازسازمان بسیارسهل و آسان مثل خروج از دروازه است.درگذرزمان وسخت شدن عرصه برسازمان ،‌جذب و دفع نیرو خلاف آنچه واقع شد که گفته میشد. خصوصا درایام بعد ازدهه 1370 ،‌فی الواقع رهایی ازشرسازمان برای […]

در حاشیه همایش رهایی 25 دی 1386

در حاشیه همایش رهایی

شعار محوری این همایش:” رهایی فرزندان از بندهای اسارت فرقه تروریستی مجاهدین و دیدار خانواده ها با آن ها در عراق” بود. خانواده ها ضمن نوشتن تقاضانامه های جداگانه و امضای آن، از جوامع صلیب سرخ جهانی و دولت عراق خواستند تا در اسرع وقت و با هزینه های خود بتوانند فرزندان شان را به طور آزادانه و بدون حضور نیروهای سازمان در عراق ملاقات نمایند. “

blank
blank
blank