سوء استفاده از نوجوانان، جنایت علیه بشریت
زمانی که خواهر و برادر نمی توانند با یکدیگر دیدار و گفتگوی بدون حضور مقامات امنیتی سازمان داشته باشند چگونه می توان پذیرفت که سمیه محمدی که تنها کانال خبریش مجاهدین هستند از آنچه که د رپیرامون وی می گذرد و فداکاری پد ر و مادر و خانواده اش خبر د اشته باشد. سکوت معنی دار مجاهدین در مورد نوشته های محمد محمدی که از ایران خاطره ای ندارد و در کانادا هم زندگی می کند دلیلی آشکار بر درستی روایت وی از شکنجه های روانی و نگهداشتن نوجوانان و جوانان علیرغم میل خود درسازمان مجاهدین می باشد.
چرا مشی مسلحانه مجاهدین تردیدبردار نیست
با چنین مولفه هایی که به وفور در تمامی منابع فکری و سیاسی و… مجاهدین یافت می شود، اتکا صرف به پاره ای ادعاهای غیرمستقیم و غیر رسمی و عمدتا فریبکارانه مبنی بر کنار گذاشتن مشی مسلحانه و توسل به آنها برای برون رفت از شرایط موجود حداقل برای کسانی که ماهیت مجاهدین را فراتر از ژست های سیاسی و رسانه ای می شناسند، فاقد وجاهت قانونی و محکمه پسند است. همین کتاب جمع بندی یکساله مقاومت مسلحانه سند قابل ارائه و محکمه پسندی برای رد ادعاهای مجاهدین محسوب می شود.
گفتگو با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین – قسمت چهارم
آخر کجای این سازمان انقلابی و مردمی است تعدادی آدم عقده ای در سازمان مجاهدین جمع شدند و با سرنوشت بچه های مردم بازی می کنند و از ین طریق عقده های خودشان را خالی می کنند و برای کسب قدرت به هر روش غیر دموکراتیک و غیر اخلاقی متوسل می شوند.
جدید ترین خبر از وضعیت افراد جدا شده از مجاهدین در عراق
امروز 2008/01/16 خبرنگار ایران سبز مصاحبه ای تلفنی با تعدادی از افراد جدا شده در شهرهای سلیمانیه و اربیل داشته که خلاصه آن به اطلاع هم میهنان عزیز، ارگان ها و سازمان های حقوق بشری و مراجع دست اندرکار میرسد:
گفتگوی صمیمانه با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی (قسمت چهارم)
مکان گفتگو : دفتر انجمن نجات آذربایجانغربی آرش رضایی : آقای غلامرضا شیردم ، کی وارد ارتش به اصطلاح آزادیبخش شدید؟ غلامرضا شیردم : اواخر سال 81. آرش رضایی : سازمان مدعی است ارتش آزادیبخش مناسباتی بر اساس الگوهای ارتش های انقلابی و رهائیبخش طرح ریزی کرده است که بی بدیل و منحصر به فرد […]
چرا مجاهدین خلق غیر قابل اعتمادند
رفع محدودیت های قانونی از مجاهدین اگر چه محصول چالش های قضایی و حقوقی میان حامیان و مخالفان مجاهدین است، اما حقیقت امر آن است که کیس و موضوع مجاهدین بسا فراتر از این جنبه ها و بسیار غامض تر و پیچیده تر از ابعاد حقوقی و قانونی نیازمند یک نگاه جامع، کارشناسانه و غیرمصلحت جویانه در ماهیت ایدئولوژیک – فرقه ای مجاهدین است. نتایج حاصله از این ضرورت ما را به دور اندیشی توام با واقع بینی درباره مجاهدین متقاعد خواهد کرد.
دست مریزاد به محبوبه ومصطفی
برای نجات سمیه البته که اگر لازم باشد ۹بار که سهل است ۹۰۰بار هم باید رفت ودرب اسارتگاه فرقه رجوی را از پاشنه درآورد ؛اما بنظر من ابتدا باید در مقابل این همه تلاش از خودگذشتگی ونثار بی دریغ عواطف به پای فرزندی که اسیر اختاپوسی فرقه رجوی شده تعظیم کرد وبه مصطفی ومحبوبه درود فرستاد وچنانچه نمیتوانیم با آنان همراه شویم با آنان همدل شویم.
” چشم انداز سازمان مجاهدین خلق” و مسئله تعهد دوساله
کانون آوا در نظر دارد این بحث و تاثیرات آن و دلایل مطرح کردن تعهد دو ساله در سازمان مجاهدین را با همه هموطنان درمیان بگذارد و برای آگاهی مردم از خطرات احتمالی، آنرا موشکافانه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
پروژه ی ایران هراسی
علاوه بر این، با توجه به تغییرات چشمگیری که خاورمیانه طی چندین سال گذشته متحمل شده، و از بین رفتن مانع عراق برای پیشبرد نفوذ ایران، اینکه بتوان شاهد انزوای ایران بود، کاری دشوار است. در زمانی که مقام های ایرانی در پایتخت کشورهای عربی مورد استقبال قرار گرفته اند و تجارت بین ایران و همسایگان آن در حال افزایش است؛ یک موافقت منطقه ای برای انزوای ایران وجود ندارد.
نامه سرگشاده به آقای حسیبی درباره جداشدگان سازمان مجاهدین
اینها انسان های درمانده ای هستند که در حال حاضر به ابزاری در دست رهبران مجاهدین برای تضمین بقای نباتی خود تبدیل شده اند. درک این معنی با لحاظ شرایط و مناسباتی که شما هم به آن اذعان دارید کار دشواری نیست. می ماند اینکه برای نجات این قربانیان چه باید کرد. اطلاعات پراکنده حاکی است افرادی که به ایران بازگشته اند، سوای هر موضعی که ما درباره جمهوری اسلامی داشته باشیم حداقل اینکه نگران کننده نیست.
خاطرات قلعه اشرف – قسمت پانزدهم
کسی اجازه نداشت به تنهائی قدم بزند یا در فکر فرو رود که بدترین نوع شکنجه روانی بشمار می رفت. افراد می بایست هر سه ماه یکبار و یا 6 ماه یکبار برگه ها و تعهد نامه هایی که مسئولان قرارگاه اشرف به آنها می دادند را بی چون و چرا امضاء کنند. برگه ها به شکل های مختلف و با متن های مختلف بود. برای مثال باید برگه ای را امضاء می کردی که در آن نوشته شده بود:” وقتی شکست خوردیم، خیانت نکنی، وقتی دستگیر شدی، عملیات انتحاری انجام دهی یا متعهد بشوی همه روزه در صبحگاه و شامگاه شرکت کنی، مطیع کامل دستورات تشکیلات و فرماندهان خود باشی و هر چه را آنها گفتند”
اسیر در زنجیر دروغ – قسمت هفتم
لینک به متن کتاب مشاهدات اعضای جدا شده علی قشقاوی 39 ساله _ متولد بابل من خیلی کم سن و سال بودم که انقلاب شروع شد و فعالیت های سیاسی اوج گرفت.سازمان مجاهدین خلق ایران شعارهای زیبایی داشت و موفق شد عده ی زیادی را نیز با استفاده از همین شعارها جذب کند. سازمان با […]

