راه حل سوم خانم مریم رجوی!!؟

خانم مریم رجوی در بیانیه ای که امروز۲۰آبان ۱۳۹۰برابر با ۱۱نوامبر ۲۰۱۱ از طریق دبیرخانه شورای ملی مقاومت دست ساز مجاهدین تحت عنوان: «تحریمها ضروری است اما جواب بمب اتمی نیست» صادر کرده و سعی بر جلب خواننده به « راه حل سوم» مورد نظر خود نموده است. ایشان در این بیانیه توضیح نداده است که منظور از «راه حل سوم» چیست، اما بوضوح ګفته است که: « نه فقط به خاطر مردم ایران بلکه به خاطر بشریت و صلح و امنیت در خاورمیانه، هشدار می‌دهم که تحریمها در مورد این رژیم ضروریست اما جواب بمب اتمی نیست». ایشان تلاش نموده تا با سوء استفاده از بکار بردن زیرکانه ی احساسات خانمانه،انسان دوستانه، نه تنها خود و رهنمود هایش را مرحم مشکلات مردم ایران بداند، بلکه به ظنّ خودش به حال نزار مردم کل خاورمیانه و کل بشریت دلسوزی فرموده و برای حفظ جان آنها مرز درخواست هایش را بین «تحریم ها تا رها نمودن بمب های اتمی» توسط دوستانش بر سر مردم ایران محدود کرده است. هر فردی که فقط به الفبای سیاست آشنا باشد می فهمد که در بین مرز بندی ایشان، در خواست حمله نظامی و اقدام به هر نوع جنایت دیګری نیز خوابیده است. حال ایشان با کدام منطق و روش نظامی می خواهد تمامی این صدمات را فقط به رهبران حکومت اسلامی و نه به مردم ایران وارد کند؟ این چه رییس جمهور منتخبی است که می خواهد با جنګ و آدم کشی بر تخت ریاست بنشیند و خود را پیام آور صلح و آزادی هم مینامد؟ در قسمتی دیګر همین خانم بیان فرمودند: « گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی جای تردیدی درباره پروژه مخفیانه رژیم برای تولید سلاح اتمی و صحت دو دهه افشاگریهای مقاومت ایران در این خصوص، باقی نگذاشت». با اینکه هنوز هم جامعه جهانی با تاکید و اطمینان از تولید بمب هسته ای در ایران صحبت نمی کند، خانم رجوی پزش را میدهد که «مقاومت ایران» – که یکی از القاب شرمګینانه مجاهدین میباشد- مفتخر به جاسوسی برای بیګانګان ګشته و این اطلاعات را در اختیار آنها قرار داده است. لذا بلافاصله درخواست اجرت نموده است که مزد درخواستی ایشان همانا: «تحریم حداکثر و استفاده از تمامی ګزینه ها بجز بمب اتم میباشد». مریم رجوی به وضوح میدانسته که آن کشورهایی که ایشان از آنها درخواست بکار ګیری راه حل مورد نظرش را دارد، به اندازه کافی بمب اتم و دیګر سلاح های اتمی و غیر اتمی را در اختیار دارند اما ایشان هیچګونه اشاره ای نکرده و مقایسه ای به عمل نیاورده است که: «آیا در واقع، آن کشورها بوده اند که تا کنون از نقاط دور و نزدیک کره خاکی آمدند و صلح و آزادی در خاورمیانه را به خطر انداخته اند یا ایران»؟ عبارتی دیګر از بیانات ایشان هم این است: « شوک ناشی از مفاد گزارش آژانس، جامعه بین‌المللی را به فکر انداخته است که چگونه و با کدام گزینه ی میتوان صلح و امنیت بین المللی را در قبال بمب اتمی در دست رژیم، تأمین و تضمین کرد».
در اینجا وقتی که خانم رجوی – به ظنّ خودش ونه جامعه بین المللی – صلح و امنیت بین المللی را فقط از طرف ایران در خطر می بیند، سعی می کند تا بطور زیرکانه به شنونده و خواننده تفهیم نماید که تنها راه برای از کار انداختن ساخت بمب اتمی توسط ایران، بکار ګیری همان نوع بمب توسط دیګران است. قانونمندی جنګ نیز، بکاربردن سلاح برتر در مقابل هر نوع سلاحی را تجویز می کند. مشکل اصلی خانم و آقای رجوی آنجاست که خواننده و یا شنونده پیام هایشان را ناآګاه و احیاناً کودن فرض کرده و خودشان را بسیار زیرک و با هوش میدانند، چرا که همیشه سعی بر بیان اهداف و نظراتشان در لفافه مینمایند. آنها فکر میکنند که فقط پیامګیر حامیان جنګ طلبشان است که آنتش تیز و بسوی مجاهدین زوم شده است. امّا به نظر می آید که بیشترین عّلت در لفافه صحبت نمودن رهبران مجاهدین از آنجا سر چشمه می ګیرد که نهایتاً فهمیدند: خودشان،اهداف و رفتارشان مورد تنفر مردم ایران قرار ګرفته است و سعی میکنند با جامعه ایران بیش از آن که بودند فاصله بګیرند و بطور دربست چشم به افروخته نمودن جنګ توسط جناح های جنګ طلب داشته باشند. از جمله دلایل واضح و مبرهن برای تشدید انزوا ګزینی مجاهدین موارد زیر هستند: ۱- چندی بود مجاهدین سعی میکردند تا بطور سازمان داده شده و به روش فرقه ګرایانه خودشان را در رسانه های مجازی ایرانیان مثل سایت های بالاترین، دنباله، فیس بوک و غیرو مطرح نمایند. آنها بجای اینکه در این رسانه ها به طور منطقی و روش انسانی و مسالمت آمیز رفتار و مقاله وارد نموده و یا نظر بدهند، بطور ګله ای و وحشیانه به دیګران حمله و به کاربران توهین نموده و تهدید روا می داشتند. وقتی با مقاومت، عکس العمل و تنفر دیګر کاربران مواجه شدند، فهمیدند که دوران استفاده از روش فرقه ګرایانه جواب ندارد، و اکنون چند هفته ای می شود که کلاً دمشان را روی کولشان ګذاشته و این رسانه ها را ترک کرده اند. ۲- علاوه بر آن سعی میکردند تا از ته مانده آبروی اعضای ظاهراً غیر مجاهد شورآیی و بسیج آنها در رسانه ها و نوشتن مقالات، برای مجاهدین کسب آبرویی کنند، که آنهم با عکس العمل کاربران و ترد این افراد مواجه ګردید. آنها نیز برای حفظ تتمه آبروی نداشته شان به درون روابط و سوراخ های مجاهد ساخته بازګشتند. آبروی مجاهدین تا آنجا رفته است که آقای علی ناظر- مسؤل سایت دیګاه – تا یک هفته پیش برای مجاهدین نقش کاسه داغتر از آش را به عهده ګرفته و سرتاسر سایتش را به مجاهدین اختصاص داده بود، ایشان به یکباره به اشتباهات خودش پی برده و از آنها روبرګردانده و سایتش را مجاهد زدایی نموده است. ۳- مجاهدین به نقش منفی و بی ثمر مسعود رجوی نیز پی بردند و عکس ها و آثار او را از دید بیننده در رسانه های مجازیشان پاک سازی نمودند. ۴- و فهمیدند که مریم رجوی توانایی بیش از بازی کردن در نقش یک عروسک بزک کرده خیمه شب بازی را ندارد، اما وجودش و ندانم کاری هایش طوری مجاهدین را در باتلاق و فساد سیاسی غرق نموده است که نه راه پس و نه راه پیش برایشان باقی ګذاشته است. لذا تنها راه نجات رهبران مجاهدین از این سرنوشت نکبت بار این است که دست از حیله ګری، کلک و حقه بازی بر دارند. به شعور و آګاهی مردم کم بها ندهند. اعضا را برای انتخاب راه کاملاً آزاد بګذارند و خودشان را به دادګاه های صالحه معرفی کنند. در غیر این صورت همچنان که خود می بینند بطور مداوم و از طرق مختلف حلقه برچیده شدن بساط شامورتی بازی آنها در اشرف تنګ تر و در کشور ایران و دیګر نقاط جهان نیز رسواتر و منفورتر از آن که هستند خواهند ګردید.
رضا اسدی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.