مریم رجوی

خانم مریم عضدانلو، ایران سوریه نیست

در خبرها آمده بود که مریم قجر رئیس جمهور برگزیده شوهر فراریش مسعود رجوی در ادامه سورچرانی ها و پارلمان گردی هایش (البته بخوانید سالن های اجاره ای در حاشیه پارلمانها) به اسپانیا رفته است.ایشان در این سورچرانی هایی که در آنجا ترتیب داده بود افاضاتی کرده اند بسیار مضحک و خنده دار که در زیر به نکاتی از این اراجیف اشاره می کنم: یکم:
ایشان گفته اند که من از جانب مردم و مقاومت ایران آمده ام ؛ که باید از این خانم پرسید کدام مقاومت همان مقاومتی که رهبرش فراری و در سوراخ موش قایم شده و رئیس جمهور برگزیده این رهبر هم در اروپا به خوشگذرانی مشغول هست و نیروهایش هم در بیابانهای عراق منتظر دریافت پناهندگی از کشورهای اروپایی هستند؟
و باز از این خانم می پرسم از جانب کدام مردم همان مردمی که به آنها خیانت کرده اید وهمان مردمی که نه تنها حامی شما نیستند بلکه به شدت مورد انزجارشان هستید؟ دوم:
ایشان در این اراجیف خود دم از حقوق مردم ایران زده اند؛ باید به این خانم گفت شما که اولیه ترین حقوق را نسبت به نیروهای خودتان در مناسبات قرون وسطایی خود رعایت نمی کنید با چه رویی دم از حقوق مردم ایران می زنید ؛ مردم ایران نیاز به قیم ندارند و خودشان بلد هستند که چطوری از حقوق شان دفاع کنند. سوم:
ایشان گفته اند که طرفدار برابری زن و مرد و رهایی زنان هستند که واقعا باید به این درجه از شیادی و دروغپردازی و وارونه گویی های این خانم احسنت گفت؛ چرا که ما شاهد بودیم که چگونه تحت عنوان رهایی زن زنان را از مردان جدا کرده و برای شوهر فراری خود حرمسرا باز کرده و هر زنی هم که مقاومت کرده او را سر به نیست کرده اید و شما نقش خانم رئیس را برای مسعود بازی می کردید و در این باره بهتر هست به افشاگری های زنان جدا شده بخصوص خانم میرباقری که از زنان کاندیدای شورای به اصطلاح رهبری تان بوده است نگاهی بیندازید تا روشن گردد که شما چقدر طرفدار رهایی زنان هستید. چهارم:
همچنین ایشان از کثرت گرایی صحبت کرده اند. این در حالی هست که نه تنها هیچ گروه دیگری را قبول ندارند بلکه همه را ضد انقلاب می نامند و خودشان را تنها آلترناتیو می دانند و در بین گروهها هم از هیچ جایگاهی برخودار نیستند و همه گروهها این فرقه را یک گروه انحصار طلب و خودخواه می دانند و خود شما که بدون هیچ انتخاباتی به ریاست جمهوری برگزیده شده اید و مثل صدام معدوم و قذافی که به هلاکت رسید و مبارک که سرنگون شد و بشار اسد که مادام العمر هم هستید گواه خوبی بر این مدعا هستید. پنجم:
هم چنین ایشان دم از جامعه ای بر اساس حقوق بشر زده اند این در حالی هست که به بدترین کارهای ضد انسانی و ضد حقوق بشری در مناسبات مخوف شان علیه نیروهای ناراضی دست می زنند ؛ کارهای ضد انسانی مثل: کشاندن نیروهای زیر هیجده سال با فریب و نیرنگ به اشرف و عراق و استفاده از آنان در عملیات نظامی ؛ راه اندازی طلاق اجباری و جدا کردن بچه های خردسال از پدر و مادر شان و فرستان آنها به خارج کشور ؛ راه اندازی زندان و شکنجه و اعدام در سازمان ؛ ممانعت از دیدار خانواده ها با فرزندانشان؛ ایجاد سانسور و خفقان و سرکوب شدید ؛ راه اندازی نشستهای مغزشویی تحت عنوان نشستهای عملیات جاری و غسل هفتگی ؛ و جنایات بی شمارتان در عراق از مغزشویی تا پول شویی گرفته واز سرباز کشی تا کردکشی که اخیرا پارلمانترهای سوئدی هم آنرا تائید کرده و محکوم کردند. ششم:
ایشان در حالی دم از تصمیم به لغو اعدام می زنند که خودشان در مناسبات استالینی خودشان زنان و مردان ناراضی را اعدام می کردند. هفتم:
همچنین ایشان خواستار آن شده اند که سازمان ملل کمپ موقت لیبرتی را از موقعیت کمپ پناهندگی برخوردار نماید ؛ میگویند آدم دروغگو کم حافظه هست ایشان انگار فراموش کرده اند که می گفتند لیبرتی زندان هست ؛حالا چی شده که خواهان این هستید آنجا را سازمان ملل به عنوان یک کمپ پناهندگی به رسمیت بشناسد و آنجا بمانید؟ حتما لابد به اتفاق شوهر فراری تان تصمیم گرفته اید که این قربانیان فرقه تان را همچنان در آنجا در اسارت نگه دارید تا شما به مسافرتها و خوش گذرانی های تان در کشورهای اروپایی ادامه دهید. هشتم:
و اما مهمترین چیزی که این خانم در این سورچرانی که راه انداخته بودند در خواست کرده اینکه این فرقه را همانند اپوزیسیون سوریه به رسمیت بشناسید که دیگر واقعا خیلی مضحک و خنده دار هست ؛ چون از یک طرف می گویند تجربه سوریه این است که یک اپوزیسیون آلترناتیو ندارد و از طرف دیگردر یک خیال بافی ابلهانه خود را آلتر ناتیو می پندارند وخواستار به رسمیت شناخته شدن مثل اپوزیسیون سوریه می شوند و می گویند ما را به رسمیت بشناسید و موانع را از سر راه ما بردارید که این اسم مستعار ش این است که ما را همانند اپوزیسیون سوریه مسلح کنید تا به اقدامات تروریستی خود همانند گذشته ادامه دهیم. نهم:
باید به این خانم و آن شوهر فراریش بگویم که اولا اینرا هر آدم غیر سیاسی هم می تواند تشخیص بدهد که وضعیت ایران با کشور سوریه زمین تا آسمان فرق دارد و شما نمی توانید شرایطی را که در سوریه حاکم هست برای ایران در نظر بگیرید و ثانیا اصلا کی گفته که شما اپوزیسون هستید ؛ مگر شما در بین مردم ایران و اپوزیسیون داخل و خارج کشور جایی دارید؟ ومگر کشورهای اروپایی شما را به عنوان اپوزیسیون قبول دارند؟ نه اینها فقط توهمات ابلهانه شما و آن شوهر فراری تان هست ؛ و بهتر هست شما بجای این کارها بیایید جواب این همه جنایاتی که تا بحال مرتکب شده اید را بدهید و شما بیایید لطف کنید موضع خودتان را در قبال افشاگریهای خانم زهرا میرباقری و دیگر زنان جدا شده از مناسبات فرقه ای خود در مورد تجاوزات جنسی را بدهید که اکنون بعد از گذشت مدت طولانی هنوز خفه خون گرفته اید و سکوت پیشه کرده اید. نکته آخر اینکه چرا حتی نمی توانی در یک کنفرانس مطبوعاتی با خبرنگاران مواجه شوی و به سوالات آنها پاسخ دهی، راستی چرا به سوالات خبرنگار اسپانیایی جواب ندادی؟!!
البته دیر یا زود مجبور می شوید که به مردم ایران پاسخگو باشید و آنروز هم دیر نیست. به امید آنروز
و به امید رهایی همه اسیران گرفتار در لیبرتی و اشرف

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا