خانواده ها

رجوی را مقصر اصلی کشته شدن برادرم می دانم

آقای عباس اسدی پس از اطلاع از کشته شدن برادرش ابراهیم اسدی در حمله روز 10 شهریور به پادگان اشرف به دفترانجمن نجات خوزستان مراجعه و با اعضای انجمن دراین باره گفتگو کرد. وی با بیان اینکه مقصراصلی مرگ برادرش را رجوی می داند توضیح داد که دو برادرم بنام اسماعیل و ابراهیم سالها پیش با شعارهای دروغین رجوی جذب این فرقه شدند وهر کدام به طریقی به عراق برده شدند.اسماعیل قبل ازانقلاب برای تحصیل به آمریکا رفت اما حدود 20سال پیش وی وهمسرش توسط عوامل رجوی به عراق برده می شوند وازآن تاریخ به بعد تماس وی با ما قطع شد الان دختری  بنام زهرا دارد ودرکشور آلمان بدون سرپرست زندگی می کند وتاکنون موفق نشده با پدر و مادرش تماس بگیرد. ابراهیم هم که درایران بود سال 62  به بعد بطور قاچاق از مرز کردستان به عراق و به کمپ اسیرکش اشرف برده شد.البته سالها ما ازاین موضوع خبری نداشتیم فقط می دانستیم که نیستند. تا اینکه چند سال پیش از طریق افراد جداشده متوجه حضورآنها درکمپ اشرف شدیم.واقعا سران این سازمان نمی گفتند اینها خانواده ای دارند که الان نگران سرنوشت آنها هستند؟ سران این سازمان به چه دین و مذهبی اعتقاد داشتند که نمی گذاشتند برادرانم حداقل تماسی با ما داشته باشند؟ تا اینکه سال 88 متوجه شدیم خانواده ها به قصد ملاقات با عزیزانشان به درب کمپ اشرف می روند، ازشنیدن این خبر خیلی خوشحال شدیم!! ومن هم ازطرف خانواده ام چند بار تا سال 90همراه خانواده ها به عراق و تا پشت درب کمپ اشرف رفتم اما متاسفانه  نه تنها به هیچ یک ازخانواده ها اجازه ملاقات ندادند بلکه هربار با پرتاب سنگ و به کار بردن الفاظ رکیک از ما استقبال می کردند. واقعا مایه تعجب بود ما فقط قصد دیدن عزیزان خود را داشتیم اما متاسفانه هر بار دست خالی به ایران برمی گشتیم.

گذشت تا اینکه بالاخره شنیدیم همه را ازاشرف به کمپ لیبرتی منتقل کردند وگفتند که به زودی ازعراق به کشورهای دیگر فرستاده می شوند واین باعث خوشحالی ما شد که عزیزان ما ازجهنم عراق و پادگان اشرف نجات پیدا می کنند و به هرکشوری که بروند حداقل میتوانند به تلفن دسترسی پیدا کنند و با خانواده خود تماسی بگیرند تا بعد ازسالیان صدای آنها را بشنویم،امکانی که سالها ازآنها دریغ شده بود بهر حال ما دوست داشتیم که آنها به جای امن و به دنبال زندگی عادی خود بروند.اما طولانی شدن استقرار آنها در لیبرتی وبه دنبال آن چند حمله ای که به این کمپ شد و عده ای درآن کشته شدند بیشتر ما را نگران وضعیت آنها  کرد. واقعا چرا رجوی و زنش به جای امنی فرار کردند ولی برای خروج بقیه افراد اسیراز عراق این همه سال تعلل کرده و می کنند؟ چه چیز دیگری ازجان بچه های ما می خواهند تازه با کمال پررویی می خواست دوباره همه را به کمپ اشرف برگرداند!! عراق کشور امنی نیست بخصوص برای اعضای سازمان، اگر بود چرا خود رجوی درعراق نماند. باز وقتی هم شنیدیم تعدادی به آلبانی منتقل شدند خوشحال شدیم اما همین هم متوقف شد! چرا؟! چرا این تعداد را این همه مدت دراشرف نگه داشت؟چرا به هشدارهای دولت عراق برای اینکه هرچه زودتر افراد باقی مانده را از اشرف خارج کند توجه نکرد؟ حالا خود رجوی کجاست که پاسخ دهد برای چی بچه های ما را قربانی اشتباهات و لجبازی های خودش کرده.من  مقصر اصلی کشته شدن کسانی که دراشرف بودند ازجمله برادرم را شخص رجوی و دار و دسته اش می دانم  ولاغیر. وازتمامی مجامع بین المللی خواهانم که هرچه زودتر برای نجات بقیه افراد اسیر از جمله برادر دیگرم،اقدام عملی انجام دهند وگرنه رجوی با این لج بازی اش بقیه را هم بیهوده به کشتن خواهد داد .

اعضای انجمن ضمن ابراز تاسف از کشته شدن برادر ایشان در پادگان اشرف گفتند چون رجوی زمینه سازاین حادثه بوده به همین دلیل مقصر اصلی است، واین نکته را یادآورشدند که رجوی برای رسیدن به رویاهای پوچش تا انتهای خیانت وجنایت با صدام پیش رفت ابتدا به مردم ایران خیانت کرد، وبعد درجنایاتی هم که صدام درحق ملت خود مرتکب می شد شریک شد که نمونه شاخص آن شرکت درسرکوب وکشتار اکراد و شیعیان درانتفاضه سال 1991بود. واقعیت این است که رجوی بعد ازسقوط ومعدوم شدن سید الرئیسش شاخ جنگی اش شکسته شد و دیگرهیچ دلیلی برای ماندن اعضایش درعراق وجود نداشت، اما اینکه چرا تاکنون برماندن آنها درعراق اصرار داشته  فقط به این دلیل است که می دانست اعضایش با آن همه اطلاعاتی که از جنایات رجوی ها دارند اگرازعراق خارج شوند و واقعیت های دنیای بیرون را ببینند خواهند فهمید که چگونه این همه سال رجوی آنها را بازیچه خودش کرده بود واین همان مسئله ای است که رجوی از آن وحشت دارد، ازطرف دیگر کشورعراق بعد ازسقوط صدام برای اعضا فرقه بدلیل کینه ای که مردم عراق ازرجوی داشتند امن نبود دولت عراق هم بارها به او هشدار داده بودکه باید کلیت فرقه اش را ازعراق بیرون ببرد اما او بجای تلاش برای حل مسالمت آمیزاین مسئله دنبال دردسر وایجاد درگیری بود و برایش مهم هم نبود که چنین رفتاری می تواند پیآمدهای خطرناکی برای اعضایش داشته باشد البته رجوی همین را می خواست چون عهد کرده که  با هر بهایی نباید اعضا پا به دنیای آزاد بگذارند. بنابراین اگر رجوی درقبال خواست دولت عراق حسن نیت نشان می داد و ارزشی برای جان نیروهایش قائل بود می توانست با پول های کلانی که این چند سال خرج چرب کردن سبیل شخصیت های بی خاصیت اروپایی کرد تا آنها از او و فرقه اش حمایت کنند که تاحالا هم هیچ نتیجه ای نگرفته! درمسیرتلاش برای جلب رضایت کشورهای اروپایی برای پذیرش اعضایش درکشورشان خرج می کرد کار به این همه قربانی شدن اعضا نمی کشید اما متاسفانه این قانون رجوی بوده وهست که اعضای نگون بخت درهرحال باید تاوان خیانت وجنایات اورا پس بدهند تا او بتواند ازخون و رنج آنها برای بقاء فرقه اش ارتزاق کثیف سیاسی کند.

بنابراین براساس تفکر شیطانی رجوی برای نگه داشتن افراد درعراق به هر قیمت شکی نیست که مقصر اصلی حادثه 10 شهریور در اشرف و حوادث گذشته شخص رجوی است و بایستی که مجامع بین المللی برای خارج کردن بقیه اسیران ازعراق اقدام فوری وعملی کند وگرنه هربار رجوی عده ای از آنها را بیهوده قربانی خواهد کرد.

در پایان آقای اسدی از زحمات و سعی و تلاش اعضای انجمن  برای نجات اسیران تشکر و قدردانی  و ابراز امیدواری کردند که با ادامه این تلاش ها حداقل برادر دیگرم نجات پیدا کند.

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا