خدا ریشه رجوی را بسوزاند که این چنین دل مرا سوزاند

روز یکشنبه مورخ 26/8/92 هیئت انجمن نجات شاخه خوزستان آقایان حمید دهدارحسنی وعلی اکرامی و یوسف جرفی به دعوت خانواده آقای شمس الله کنعانی که فرزندش اقبال قریب به 20سال است دراسارت فرقه رجوی است در یک دیدارصمیمی درمنزل ایشان حاضر شدند.
درابتدای این دیدار مادر و پدراقبال از اعضای انجمن استقبال گرمی کردند. طوریکه مادر اقبال به همراه آقای کنعانی علیرغم بیماری تا جلوی درب منزل برای استقبال از اعضای انجمن آمد.
بعد از صرف پذیرایی اعضای انجمن از مهمان نوازی این خانواده بخصوص از مادر اقبال تشکر کردند و ابتدا ساعتی را پای شنیدن درد دل های مادر اقبال کنعانی نشستند که واقعا رنج ومصیبتی که این مادر کشیده دل هر انسانی را به درد می آورد.
وی با آه و ناله می گفت دل خوشی من این بود که اقبال رفته هندوستان درس بخواند و برگردد تا هم آینده خودش را درست کند و هم اینکه برای کشورش مفید باشد اما نمی دانم چی شد که فریب افراد از خدا بی خبر رجوی را خورد، چند سالی تماس می گرفت اما مدت زیادی گذشت و دیگر خبری از او نشد و همین به شدت ما را نگران کرده بود وشب و روز گریه می کردم که چه بلایی سر بچه ام در کشور غریب آمده؟ تا اینکه چند سال بعد متوجه شدیم که گفتند رفته عراق. درغم دوری او بودم که پسر دیگرم هم بنام وحید را دریک سانحه تصادف از دست دادم. خودم هم همراه او بودم و به شدت آسیب دیدم  وتا چند ماه که بستری بودم به من نگفتند که وحید فوت کرده، بعد ازاین جریان برادر و خواهرم هم رحمت خدا رفتند حالا بعد از این همه مصیبت، تنها آرزویم این است که قبل از مرگم یکبار دیگر اقبال را ببینم. چون قلب من با باطری کارمی کند وامید زیادی برای زنده ماندن ندارم.خدا ریشه رجوی را بسوزاند که این چنین دل مرا سوزانده است.
آقای شمس الله کنعانی ضمن تشکر از حضور اعضای انجمن در منزل ایشان اضافه کرد، که اقبال فردی مذهبی ومتدین بود و هیچگونه آشنایی با سازمان مجاهدین نداشت.وی سال 65 برای تحصیل به هند رفت تا 5 سال هم آنجا بود اما بعد ازآن متوجه شدیم که خبری از وی نیست تا اینکه بعد ازپیگیریهای زیاد متوجه شدیم درکمپ اشرف درعراق است وتا امروز ما تماس و یا نامه ای از اقبال نداریم نمی دانم این که بچه ما را ببرند ولی اطلاعی به خانواده اش ندهند درکدام مرام انسانی می گنجد یعنی چگونه کسی مثل رجوی باید اینقدر سنگدل و شیاد باشد که به این فکر نکند که پدرومادراین افرادی که فریب داده و برده عراق نگران عزیز خود هستند. واقعا این رجوی کجا بزرگ شده که به این مسئله فکر نمی کند؟ حالا هم که می گویند خودش رفته جایی که کسی خبر ندارد، این مردک که فرار کرد پس چرا بچه های ما را درعراق نگه داشته، جایی که هیچ امنیتی ندارد؟
اعضای انجمن ضمن ابراز همدردی با پدر ومادر اقبال، تاکید کردند که رجوی از روز اول به دنبال امیال خود بوده ودراین مسیر تعداد زیادی را فریب و به قربانگاه عراق برد و خانواده های آنها را درغم و ناراحتی فرو برد. و دل خیلی از مادران و پدران را سوزاند.مسئله ای که در قاموس رجوی نبوده و نیست، انسانیت است.
اعضای انجمن همچنین درباره روش های عضوگیری ازافراد ایرانی درخاج کشور بخصوص درکشورهای همسایه توسط عوامل فرقه و بعد انتقال آنها به عراق به بهانه کاریابی، رفتن به اروپا ودرباره وضعیت فعلی افراد اسیر که رجوی بدترین رفتار ضدانسانی از جمله همین مسئله اخیر به راه  انداختن مسئله اعتصاب غذا در حق آنها روا می دارد و کارشکنی هایی که در مسیرخروج همه آنها به کشورهای ثالث می کند را برای اشراف این خانواده بطور کامل توضیح دادند.اما تاکید کردند که تلاش و افشاگریهای اعضای جداشده از یک طرف و تلاش و پیگیری های خانواده های اسیران برای نجات فرزندانشان فرقه رجوی را به نقطه پایان دوران شیادی اش رسانده است.
در پایان این ملاقات که به مدت 2 ساعت طول کشید اعضای انجمن ضمن آرزوی طول عمر و سلامتی برای پدر و مادر اقبال کنعانی، ابراز امیدواری کردند که هرچه زودتر همه اسیران از جهنم رجوی خلاص خواهند شد ودل خانواده و مادروپدران آنها به نقطه آرامش خواهد رسید.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.