درد رجوی چیست؟

بعد از سرنگونی صدام حسین پدرخوانده و ارباب مسعود رجوی وضعیت فرقه مجاهدین در عراق در هاله‌ای از ابهام مواجه شد. تعدادی از اعضای مجاهدین از سازمان جدا شدند که برخی از آن‌ها به ایران برگردانده شده و برخی دیگر به کمپ دیگری در شمال عراق و بعد ها به اروپا رسیدند، تعدادی در کمپ تیف آمریکایی ها ماندند؛ اما سایر اعضای سازمان در قرارگاه اشرف حضور داشتند تا اینکه قلعه اشرف نیز در چند ماه قبل فروپاشید و حدود ۳۴۰۰ نفر از اعضای اسیر و قربانی در کمپ لیبرتی مستفر شدند و هر روز در انتظار اجازه مسعود رجوی و مریم رجوی برای خروج از لیبرتی می باشند.

این سئوال برای هر ناظری بوجود می آید که چرا با وجودی که یکسال از خروج افراد از اردوگاه اشرف به لیبرتی می گذرد ولی تاکنون خبری از انتقال آنها نیست و چرا سازمان و سران آن اقدامی انجام نمی دهند و حالا که کشوری اعلام پذیرش کرده جواب سازمان منفی می باشد و درخواست آنها را رد می کند. در یک تامل بر نقش سازمان و عملکرد رجوی به خوبی می شود به این جواب رسید که:

اولا: رجوی به هیچ عنوان خواهان خارج شدن از عراق نیست و این بازی موش و گربه را فقط برای گمراه کردن افکار انجام می دهد.چرا که درد رجوی آزادی ساکنین کمپ لیبرتی نیست و نبوده و او فقط به منافع خود و بقاء خودش فکر می کند و اینکه چطور زنجیر اسارت افراد را محکم بگیرد و با یک مشت مزخرفات تحویل عناصر سازمان بدهد که مشکل ما نیستیم بلکه کشورها هستند که خواسته ما را قبول نمی کنند.

دوما: رجوی می گوید یا آمریکا همگی ما را بپذیرد و یا ما را به اشرف بر گردانند این حرف مرغ پخته را هم به خنده می آورد و چیزی است نشدنی فعلا این بازی که راه انداخته و نمایندگان سازمان ملل و کمیساریای پناهندگی را سرگرم کرده دوام نخواهد آورد بهانه تراشی و مانع ایجاد کردن هم تا زمانی می تواند این روند را عقب انداخت. البته نا گفته نماند که انتخابات عراق و نتیجه آرا و اینکه چه کسی و چه حزب یا گروهی برنده انتخابات باشد بسیار برای رجوی مهم است تا ببینیم نتیجه چیست!

سوما: الان چه کسی مانع خروج شما می شود ایران, کشور عراق ,مگر اینکه ریگی به کفش مبارک خودتان باید باشد و از هراسی که بابت این دارید اگر افراد را رها کنید و این و تشکیلات کثیف که از آن به نام بهترین مناسبات دم می زنید متلاشی شود چون می دانید آنقدر نا گفته ها در رابطه با این مناسبات وجود دارد که خودتان هم از آن هراسانید و وای بر آن روز که این اتفاق بیفتد چهره واقعی شما و تمامی حامیانی که از شما حمایت می کنند مثال بمب می ماند و درد رجوی هم همین هست که کجا می تواند یه مشت افرادی را داشته باشد که سراپا گوش و مطیع باشند و رجوی که دلش به حال کسی نسوخته و خودش بارهای بار گفته حاضر است عاشورا گونه همه را به مسلخ بفرستد قیمت که از جیب خودش نیست برای چه باید این ول خرجیها را نکند.

و خلاصه این افراد باید عمرشان و جانشان را هر طور که او می خواهد بگیرد و شاهد هستیم به بهانه های مختلفی چند روز یکدفعه اعلام می شود یکی مرده است و از نظر شخص رجوی پا نهادن در دنیای بیرون یعنی مرز سرخ رد کردن چون رجوی حاضر نیست این چتر ایدئولوژیکی که بیشتر شبیه ورد و جادو مثال رمال ها خوانده از سر افراد بر داشته شود. و بیچاره اسیران در دست رجوی و فرقه اش که اینطور برایشان جا افتاده که دنیای بیرون تشکیلات فرقه ای رجوی دنیایی عاری از انسانیت و آزادیست و آزادی را بمثابه ابتدایی ترین آزادیهای شخصی و زندگی خصوصی میگویم و در این مورد حاضر است همه کادرها و حتی هواداران را چه ایرانی و چه غیر ایرانی را از دم تیغ جاه طلبیهایش بگذراند همانطور که همیشه میگوید که من با خون راه باز میکنم!

یکی از نکاتی که در رابطه با رجوی خیلی برجسته بوده و هست و اکثر آنهاییکه این موجود را میشناسند به خودخواهی و خود پرستی و جاه طلبی و شهوت رانی او اذعان دارند و این را هیچ جدا شده و منتقدی از سر دشمنی و سمپاشی این حرف را نمیزند و البته که دلایل و مستند های بسیاری در اثبات این واقعیت انکارناپذیر است و در انتها باید بگوییم و بپرسیم و رجوی باید به این ابهام و سوال پاسخ دهد که آقای رجوی دردت چیست؟

مهدی سجودی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.