رهبری فرقه مجاهدین و “تاکتیک استفاده از واژه ها “

فرقه تروریستی مجاهدین با توجه به نیازهای روز خود برای توجیه و مشروع نمودن خیانت، جاسوسی، جنایات و وابستگی به دشمن ملت ایران در دوران جنگ هشت ساله عراق با ایران و بعد از آن تاسرفصل سقوط دیکتاتور عراق ( صدام ) از این تاکتیک استفاده می نمود .
شاید اعضای جدید سازمان و هر آنکه به درون سازمان اشرافی ندارد معنی عملیات مهندسی در گذشته فاز سیاسی و شروع فاز نظامی واژه نامانوسی باشد و یا شاید خیلی عادی . اما این یک کد بین مناسبات سازمانی بود به معنی شکنجه وکشتن مهندسی افراد خود یا بدلیل مشکوک بودن فرد و یا برای توجیه و مظلوم نمایی . این درصورتی بود که فرد شکنجه شده فکر می کرد از سوی رژیم ایران شکنجه میشود اما جوخه های ترور و سرکوب فرقه ای با وصل مستقیم به رهبری معنی واقعی عملیات مهندسی را خوب می دانستند . این یک نمونه در فاز قدیمی فرقه بود . اما در دوران وصل به صدام واژه سید الرئیس یعنی چه ؟ و چرا اصلا به کار برده می شد ؟
از آنجاییکه رجوی به طور روزانه و هفتگی در نشست ها و جلسات ستادی صدام در کادر یک فرمانده سپاه و لشگر ویژه در چارت نظامی عراق سازماندهی شده بود شرکت می نمود لذا از دید صدام ارتش رجوی ارتش خصوصی او و از لحاظ سرسپردگی چپ گارد ریاست جمهوری بود و از قانون و ضوابط حاکم بر جلسات تبعیت می نمودند که شاخص و رسم فرماندهی خطاب صدام بنام سید الرئیس بوده که رجوی برای پاچه خواری هر چه بیشتر واژه سید الرئیس را حتی در داخل مناسبات خود هم  ساری و جاری کرد و بکاربردن این واژه یعنی نشان دادن میزان سرسپردگی و گوش به فرمان بودن مطلق . اما رجوی با بیان غیر جدی
می گفت ما چون شهروند عراق محسوب می شویم و عراقیان به رهبرشان سید الرئیس می گویند مجاهدین هم برای نشان دادن نزدیکی خود به ملت عراق از واژه سید الرئیس استفاده می کنند .
واژه عارفی یعنی چه و چرا رهبری فرقه آنرا در مناسبات خود ساری و جاری کرد ؟
عارفی به هر نیروی ارتش و نظامی صدام گفته می شد رجوی برای اینکه تظاهر کند که اسم عراقی کمتر در تشکیلات مطرح شود و خود را مستقل جلوه دهد عارفی را جایگزین عراقی نمود رجوی آنقدر ارتباط  تنگاتنگ با ارتش و استخبارات صدام برقرار می کرد و بطور روزمره این بده بستان در زمینه های اطلاعاتی و عملیاتی بروز می شد و در جریان بود برای تظاهر به استقلال پوشالی و ترس از اینکه یک روز همه چیز از دست برود و چیزی جز عراقیزاسیون شدن مجاهدین باقی نماند از همان ابتدا واژه عارفی را وارد کرد .
واژه اهالی چیست و چرا وارد دستگاه رجوی شد؟
اهالی به هر شهروند عراقی گفته می شد که سر دشمنی با رجوی ندارد و مزدور و جیره خوار صدام و عضو استخبارات است و روزانه در بده بستان اطلاعاتی با مجاهدین در قبال پول هستند . اهالی از نظر رجوی مرز بین دوست و دشمن در خاک عراق از لحاظ مرزبندی عراقیان با فرقه رجوی بود رجوی چون نمی خواست خودش را از لحاظ دشمنی با شهروندان عراقی افشاکند لذا با کد اهالی دوستان عراقی خود را نام گذاری میکرد و مابقی دشمن محسوب می شدند  و خط قرمز مجاهدین در داخل خاک عراق بودند .
این موارد گوشه ای از تاکتیک بکارگیری واژه بود . رجوی در ریزترین مسائل خود از این واژه ها برای تفهیم به مریدان خود و لاپوشانی بیرون از تشکیلات استفاده می کرد .
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.