مسعود رجوی

37 را از این 53 سال کم کنید

همه ساله سران فرقه رجوی، در سالگرد تاسیس سازمان)15 شهریور سال 1344)، ویژه برنامه هائی به همین مناسبت در سیمای آزادی کذائی خود، جعل و ارائه می کنند.
امسال هم در برنامه ای تحت عنوان” 53 سال مبارزه برای آزادی” به جعل و تحریف در این مورد پرداختند. واقعیت این است که بنیانگذاران سازمان اگر می دانستند که فقط چند سال بعد، یار مرکزیت سازمان، مسعود رجوی، با ننه من غریبم بازی های خاص خودش، به عهدش با خدا، وفا نکرده و خود را کنار خواهد کشید! هرگز این تشکل اولیه که حتی اسم هم نداشت را، تاسیس نمی کردند.
خیانت و ننگی که مسعود رجوی به بار آورد، هرگز در مخیله بنیانگذاران سازمان نمی گنجید.
بنیانگذار اصلی سازمان مجاهدین، آقای محمد حنیف نژاد معروف به محمد آقا! طبق شنیده ها و مستندات، در زمان سلطنت پهلوی، کسی بود که قبل از شروع جلسه در منزل مخفی، وقتی دیده بود، که نظافت آن خانه رعایت نشده، نشست و آموزش را تعطیل و سراغ تمیز کردن دستشوئی می رود. برای آموزش این نقطه که اگر از لحاظ تشکیلاتی از همه سرتر است، اما در انجام مسئولیت ها از همه پائین تر است. همین یک مورد برای شنونده و بیننده کافی است که شخصیت محمد آقا را درک کند.
اما آقای مسعود رجوی، دقیقا در نقطه مقابل او به لحاظ ارزش های انسانی قرار داشته و دارد! دهها سال در کنار مسعود رجوی و در تشکیلات مجاهدین بودم. اما هرگز به گوشم نرسید که او نیز یک بار چنین کاری کرده باشد. همه را به تجرد اجباری، واداشته بود اما خود در نشست جمعی روی سن، با مریم شوخی های زن و شوهری می کرد. یک بار در نشستی که حضور داشتم، مسعود ایستاده از سرنگونی و انقلاب ایدئولوژیک صحبت می کرد، در میان صحبت بود و مریم نشسته گوش می داد. گفت این خواهرمریم تان را می بینید، او را اجبارات سرنگونی به ما تحمیل کرد! وگرنه…
اینجا بود که مریم تکانی به خود داد و با نگاهی حاکی از خشم و ناراحتی به مسعود نگریست.
از آنجا که مسعود رجوی شم تیزی در تجربه با زنان داشت. معنی نگاههای مریم را به خوبی و به سرعت گرفت. بلافاصله بدون اینکه بفهمد که چند هزار نفر نظاره گر این صحنه هستند، سعی در جمع و جور کردن” گاف” (حرف ناجور و بی ربط زدن) خود کرد و ادامه داد: البته نه، خواهر مریم سرچشمه همه برکات (زنان دیگر) است و منظور من هم این است که ما در پروسه مبارزه انقلابی به جائی رسیدیم که ادامه راه فقط با انقلاب خواهر مریم میسر بود. خواهر مریم، سمبل وفاداری و از خود گذشتگی است، خواهرمریم نمونه صدق و وفاست! و…
خلاصه افتضاح و نازکشی های مسعود از مریم در جمع چند هزارنفره ما مجردان، به جائی رسید که خیلی از ما، دچار تناقضات استراتژیک شدیم.
مقایسه عملکرد محمد آقا با مسعود رجوی، خطایی بزرگ و اشتباهی فاحش است.
چسباندن مجاهدین و سازمان امروزی به بنیانگذاران، یک حقه بازی بزرگ و یک شارلاتان بازی است، که فقط از عهده فرقه استبدادی مجاهدین و رجوی برمی آید. محمد آقا، وقتی پای دفاع از سازمانش به میان آمد، بر چوبه تیرباران بوسه زد و به دشمن نه گفت! اما درست در نقطه مقابل مسعود رجوی در سربزنگاه ها، فرار کرد و میدان را خالی نمود. از فرارش از اعدام، فرارش از ایران، فرارش از بحبوحه جنگ در عراق، همه و همه شاخص هائی است که می توان به شخصیت بزدلانه وتن پروری مسعود رجوی پی برد. سازمانی که تعداد جداشدگانش از اعضایش بیشتر است، نمی تواند آن سازمان سابق باشد. به هر صورت نمی توان اعضای فعلی سازمان را اعضای همان سازمان مجاهدین حنیف نامید.
سازمان حنیف، زمانی متلاشی شد که مسعود رجوی شعبده باز، خود را” رهبر” نامید. سوابق همکاری مسعود با ساواک که مستندات آن به راحتی از اینترنت در دسترس است، شروع خیانتی بود که بعدها به آغوش صدام حسین دشمن مردم ایران و امپریالیسم آمریکا! در عراق فرو غلطید.
پخش این نوع برنامه های کذائی و مضحک، شاید چند نفر آدم چشم و گوش بسته در درون تشکیلات را بفربید. اما اطمینان دارم که هرگز محلی از اعراب، در میان روشنفکران میهن دوست نخواهد داشت…
فرید

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا