نشست های موسوم به “غسل”، دومین اهرم سرکوب در مناسبات فرقه رجوی

در مطلب قبل خدمت شما دوستان عزیز عرض کرده بودم که در مناسبات فرقه ای رجوی دو اهرم مهم وجود دارد که نفرات را توسط آن شستشوی مغزی میدهند. در آن مقاله به نشست های موسوم به “عملیات جاری” به مثابه مهمترین عامل سرکوب در سازمان مجاهدین خلق پرداختم و بصورت فشرده گفتم که از سال هفتاد و چهار نشست های سرکوب روانی تحت عنوان “عملیات جاری” شکل گرفت و بصورت بی وقفه تغییر حالت پیدا کرده و متناسب با شرایط روز ارتقا یافت که توسط آن بر روی عمده عملکرد های روزانه افراد کنترل پیدا میکردند.
یعنی مسعود رجوی طی آموزشهایی به عناصر کنترلی خود نحوه کنترل نیرو را از طریق نشست های کنترل روانی “عملیات جاری” یاد میداد.
اما در گذر ایام شخص مسعود رجوی متوجه موضوعی در میان نیروها شد که به وی گزارش کرده بودند و وی میدید که از آن گریزی ندارد و آن چیزی نبود جز پدیده غرایز جنسی و عواطف میان زن و مرد و همچنین عواطف خانوادگی.
این را من در خودم حس میکردم و در بقیه هم می دیدم، ولی این تضاد را به سختی تحمل میکردیم، اما گویا همه در توانشان نبود که کنترل کنند و مواردی از روابط پنهانی وجود داشت که کنترل تشکیلاتی را برای مسعود رجوی سخت کرده بود و به ناچار دست به تنبیه و سرکوب از یک طرف و سرپوش گذاشتن بر مشکلات از طرف دیگر میزد.
دیدند که پدیده در حال فراگیر شدن و در حال گسترش است، بر خی زوج ها که به اجبار طلاق داده شده بودند ارتباط مخفی داشتند. تعدادی قرار گذاشته و فرار کردند و قضیه بعد سیاسی بخود گرفت. تا قبل از آن بالاخره داخل قرارگاه اشرف همه چیز از بیرون مخفی بود ولی بحث فرار راه به مطبوعات و رسانه‌ها میکشید و خواهی نخواهی سیاسی می شد و این چیزی نبود که رجوی بدنبالش باشد. گویا عملیات جاری شکاف هایی داشت که نتوانسته بود همه چیز را تحت کنترل در بیاورد.
در سال هشتاد رجوی در قرارگاه باقرزاده مجموعه نشست هایی را تحت عنوان “طعمه” براه انداخت. آن نشستها در زمانی رخ میداد که تحولاتی در جهان در حال رقم خوردن بود که شرایط خوبی برای برگزاری نشست عمومی نبود ولی وضع آنقدر در مناسبات سازمان افتضاح و بد بود که چاره ای جز اجرای این نشست ها نداشتند. مهمترین رخ داد حمله یازده سپتامبر در ایالات متحده آمریکا بود که در شهر نیویورک برج های دوقلو توسط بن لادن و القاعده مورد حمله قرار گرفت و تمام جهان در شوک فرو رفت، همچنین حمله اسرائیل به مقر یاسر عرفات اگر اشتباه نکنم در همان دوران بود.
میخواهم حساسیت اوضاع و احوال آن ایام را خدمت شما عرض کنم که شرایط در داخل سازمان هم دست کمی از شرایط جهانی نداشت و ظاهرا یک سونامی در حال درنوردیدن از بالا تا پایین سازمان بود. انتخاب بین خوب و بد نبود، انتخاب بین بد و بدتر بود که مسعود رجوی انجام میداد.
در این نشستها مسعود رجوی روی کریه و ضد بشری خود را بارها به نمایش گذاشت و با آوردن تعدادی از نفرات سازمان به نشستهای عمومی و با براه انداختن محاکمه برای آنان حکم اعدام صادر می کرد و مجددا آنان را عفو می نمود و می بخشید.
اما در پایان این سلسله نشستها وی مدعی شد که هدیه ای برای کل نفرات دارد. آن هدیه شروع نشست هایی تحت عنوان نشست های “غسل” بود، این نشستها قرار بود در هر مقری توسط ارشدترین مسئول مرد انجام گیرد تا بقول آنها حرمتی ریخته نشود. حالا نشست های غسل چه بود؟
در اصل و اساس نشست های غسل مکمل نشست های عملیات جاری بودند و این مجموعه نشست ها از جمع بندی های رجوی و اعوان و انصارش در آمده بود تا میزان کنترل روی افراد بیشتر و بیشتر گردد. در ظاهر گویا برای حفظ حریم و حرمت خواهران مجاهد خلق بود ولی در اصل بعد از عملیات جاری اهرم کنترل تشکیلاتی بود که حائز اهمیت بود.
در شکل ابتدایی بیان لحظاتی بود که حاکی از نگاههای آلوده مردان به زنان پیرامونمان بود که بر اساس حرفهای رجوی نباید نگاه میکردیم، اگر نگاه میکردیم نقض عهد کرده و بر مجاهدت خودمان خیانت میکردیم زیرا زنان حول ما کسانی نبودند بجز زنان موجود در مناسبات فرقه رجوی که همه در حریم رهبری دیده می شدند. بنابراین اگر که هر مردی نگاه آلوده به آنان میکرد عبور از مرز سرخ محسوب میشد.
بنابر اصل انقلاب ایدئولوژیک درونی فرقه رجوی، در بندهای “الف و ب و ج” تمامی زنها در حیطه رهبری بودند، چه همسرانی که طلاق داده شده بودند و چه سایر زنان در جامعه. با توجه به این قانون هر برادر مجاهدی که از این خط سرخ عبور میکرد یا حتی به آن نزدیک می شد باید موارد خودش را مکتوب میکرد و در جمع میخواند تا به احساس شرم و حیا برسد، در صورتیکه بر عکس قبح و حیا ریخته می شد و روی افراد نسبت به هم باز می گردید. من شاهد موارد بسیار زیادی بودم که خیلی ها سر این موضوعات شوخی میکردند و کلی می خندیدند و به تمسخر میگرفتند.
این نشستهای غسل هم دقیقا مثل نشست های عملیات جاری دچار دگرگونی و تغییر بود و این تغییرات از طریق بریف و یا نشست های جانبی به اطلاع سایر اعضا میرسید و همه موظف به رعایت آن موارد بودند تا انقلابشان بقول مسعود رجوی هر چه بیشتر آب بندی شود (یعنی که کنترل روی افراد بیشتر گردد).
کد نمونه هایی که نوشته می شد یا بعد بیان میگشت “جیم” بود. بنابراین هر جا که گفته می شد مورد “جیم” داشتم یعنی که نگاه آلوده یا تصورات آلوده نسبت به جنس مخالف داشتم.
وضعیت در آلبانی بقدری برای سازمان خطرناک بود که نشستهای غسل از هفتگی به روزانه تغییر پیدا کرد، و برای کسانیکه به بیرون از پایگاه تردد داشتند به نشست های میدانی و لحظه ای تبدیل شده بود و افراد موظف بودند در خیابان به یکدیگر تناقضات جیم خود را بیان کنند تا اصطلاحا ذهنشان پاک شود و آرام بگیرد و شب مجددا آنها را ثبت کرده و در جمع بزرگ تر بیان کنند تا بیشتر دچار شرم شوند.
یعنی یک کمدی درام شده است، بیان نمونه های نشست غسل در خیابانهای آلبانی. فکر کنم تصورش برای خوانندگان محترم راحت نباشد ولی عین واقعیت است. این چنین است که کنترل اعمال میشود. خنده دار است ولی دقیقا به همین وسیله کنترل اعمال میگردد.
یکی از موضوعاتی که همواره باعث اعتراض در مناسبات بود و هنوز هم هست جمع آوری و نگهداشتن گزارشاتی است که افراد در رابطه با نشست های غسل نوشته و میخوانند. حرف افراد این است که برای چه گزارشات را نگه میدارید؟ به چه درد شما میخورد مگر اینکه بخواهید از این گزارشات علیه افراد بعدا استفاده نمایید (بویژه علیه نفرات جدا شده که دست به افشاگری میزنند).
همانطور که خدمت شما دوستان عزیز عرض کردم به مرور زمان و بعد از انتقال به آلبانی بدلیل شرایط بوجود آمده، نشست های غسل از هفتگی به روزانه و از روزانه به میدانی و لحظه ای ارتقا پیدا کرد زیرا موارد “جیم” بیشتر شده بود و اوضاع از کنترل سازمان و مسئولین و رجوی خارج می شد. این زنگ خطری برای رجوی و سازمانش بود. وقتی میگویم کنترل یعنی همین. اگر افراد این موارد خود را بیان نکنند از کجا میخواستند بفهمند که ذهنشان دنبال زندگی عادی در بیرون است و از مبارزه بی هدف و بیهوده خسته و کوفته شده اند. از این رو تصمیماتی گرفته می شد، از جمله افراد از نظر آنها ضعیف تر را کمتر به بیرون اعزام نمایند تا کمتر دچار تناقضات “جیم” شوند. بعد با افرادی که در گزارشاتشان از تناقضات “جیم” فاکت میگویند صحبت شود و مستمر به آنها انقلاب و وفاداری به رهبری تذکر داده می شود تا دست از پا خطا نکنند و هوس زندگی عادی خارج از سازمان به سرشان نزند.
شاید توانسته باشم که در این فشرده، منظور از نشست های غسل را بیان کرده باشم. در یک کلام رجوی با دجالگری خاص خود در مطرح کردن عملیات جاری و غسل، گویا قصد عاقبت بخیر کردن افراد را داشت غافل از اینکه فقط و فقط هدف کنترل ذهن افراد بوده و هست. تا تشکیلات ننگین و خود ساخته شان فرو نپاشد. این همان کارکردهای فرقه میباشد که برای کنترل ذهن افراد رهبر فرقه دست به هر کاری میزند تا اوامر وی توسط افرادش بی چون و چرا اجرا گردد.
بخشعلی علیزاده

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.