کار کرد آلیناسیون، نقش سرکوب و خشونت علیه زنان در بقای فرقه رجوی – قسمت چهارم

در سازمانِ رجوی موضوع بحث جنسیت و جنسی ترفندی برای بندهای انقلاب ایدئولوژیکِ مسعود شد و کاکل و نخ نبات آن را زنان قرار داد.
طی این بحثها می خواهم به خوانندگان اثبات نمایم که چگونه در سازمان مجاهدین خلق انقلابی که به نام یک زن آغاز شد و رجوی با حقه برای سفید سازی آن اعلام نمود:
“سر لوحه انقلاب ایدئولوژیک تبعیض مثبت به نفع زنان می باشد”. در عمل زنان در سازمان رجوی تنها ابزاری نوین برای استثمار و تحمیقِ هرچه بیشتر و سرکوب هر چه بیشتر بود و قابل توجه اینکه به شیوه ای پیچیده زنان راعامل خفه کننده برای مردان قرار داد.
یعنی رجوی زنان را برده خویش ساخت و در این سناریو و تئاتر و بازی، مردان را برده زنان قرار داد.

برایند آن مساوی بود با: “بردگان اسیر بردگان، هدف این بود: رجوی، علنی وارد این دعوا ها نشود!”
” وی برای پوشاندن شکست های استراتژیک خود، اعضاء سازمان از زنان و مردان را به جان یکدیگر انداخت. و با فریب رده برای زنان و انگیزه و سوء استفاده از جوشش و پتانسیل خاص زنان آنرا هزینه شکست های خویش قرار داد و انگلی بر این دعواها نظارت کرد و بر این حماقت قهقهه سر داد.
مهم داستان شور بختانه این بود که مسعود با همدستی مریم عضدانلو طی یک پروسهِ نیم قرنی تشکیلاتی، خشونت و ضربانت روحی و جسمیِ عقیم کننده و مقطوع نسل شونده را نرم و آرام و با تحمیق بر زنان تحمیل نمود.”
واقعیت اینست که در دنیای طبیعی نیازهای انسانی از تغذیه روحی و جسمی در تمام زمینه ها در حد معقول و انسانی موضوعی به رسمیت شناخته شده و نرمال می باشد .
“چرا در دنیای کنونی فقط مسعود رجوی تنها فردی است که در مورد بحث جنسی و جنسیتی آنرا معضل و مشکل اصلی وعمده در تشکیلاتِ سازمانش و روابط اعضاء مطرح می کند و آنرا ترفندی برای دگردیسی و فرقه کردن سازمان مجاهدین خلق می نماید.”
باید این سوال را بدرستی عنوان نمود که: “چرا فقط مسعود رجوی موضوع رابطه جنسی و سکس اعضاء سازمان مجاهدین خلق را مساله اول و مترادف با دشمن اول و نابود کننده خود و سازمانش معرفی می کند؟!”
چرا مسعود رجوی در ابتداء دگردیسی ضدانقلابی، در سازمان مجرد بودن و طلاق تمام اعضاء را بجز خودش و مریم بعنوان انقلابی در سازمان معرفی می کند؟
و از طرف دیگرمسعود خودش را تنها منادی برحق و ایدئولوژیک، برای تحقق اهداف آزادیخواهی و عدالت اجتماعی و دمکراتیک، درایران اعلام می کند.
و مریم عضدانلو ادعا را فراتر می برد، مسعود را منادی برحق درجهان معرفی می کند و تمام انسانهای جهان را در حریم مسعود می داند.
مسعود ترفند جنسی و جنسیت را در سازمان مجاهدین خلق تئوریزه و توجیه کرده و چندین بند برای استحکام و همخوانی آن در تشکیلات اعلام نمود:
1-بند “الف” = طلاق، تمام مردان و زنان باید از هم جدا شوند و حلقه های ازدواج خود را تحویل مسعود بدهند و اعلام نامشروع و ضد اخلاقی بودن روابط جنسی حتی برای زوج های قانونی و رسمی را بنمایند. حتی ممنوع است که زنان و مردان مجرد در ذهن خود عشق و عاطفه ای را جستجو کنند و در خاطره خویش و تصورات مجسم نمایند.
2- بند “ب” = زنان همه در حریم مسعود محسوب می شوند و زنان و مردان باید اینگونه ببینند و تنظیم عملی و روانی نمایند. و در پرسه مسعود اعلام می کند تمام زنان عالم در حریم وی هستند و مردان سازمان نباید به آنها نظر و تمایلی عاشقانه داشته باشند.
3- بند “جیم” = برای مردانِ سازمان طلاق علی الدوام یعنی تا پایان عمر و برای همیشه از ازدواج خبری نیست و برای مردان حتی تصورات و خاطرات عشقی و جنسی ممنوع اعلام شد. برای مردان در پروسه حتی نگاه عاشقانه به زنان بیرون سازمان ممنوع اعلام شد.
ممنوعیت عشق ورزی برای هم اعضاء مرد بجز شخص مسعود اعلام شد.
بعد از مدتی مسعود و مریم برای زنان بصورت مخفی و پنهانی اعلام کردند که عشق ورزیدن و هرگونه تصورات جنسی برای زنان، فقط با مسعود نه تنها مجاز است بلکه الزام مبارزه و هژمونی زنان بر مردان سازمان است، زیرا زنان بدلیل عواطف شدید باید نیازهای جنسی خود را با مسعود رجوی مرتبط کنند و این وسیله و ابزاری بود که مبادا در دام جدید از عواطف با مردان دیگر در سازمان دچار شوند و دقیقا شخص مژگان پارسایی به من گفت برای ایجاد رابطه نزدیکتر با مسعود از کلمات عاشقانه و عاطفی شدید استفاده کنم و خود را از بحث های فریبنده ایدئولوژیک با مسعود رجوی و رهبری رها و آزاد کنم وهمچون مریم باشم.
رجوی در تکمیل این ترفندها که همه برای فرار از پاسخگویی و ادامه زندگی خفیف و خائنانه خودش تحت پوشش سازمان و اپوزیسیون ایران بود، تا در برابر تمام شکست های استرتژیک و تاکتیک های نبرد مسلحانه برای براندازی حکومت وقت ایران گریزی جستجو کند.
4- بند “د” = هژمونی زنان، زنان به مرحله هژمونی و فرماندهی مردان منصوب شدند.
( ترفند و سرپوش شکست استراتژی سرنگونی نظام جمهوری اسلامی)
5- بند “ش” = برکناری کامل مردان از راًس سازمان (تاریخ اعلام توسط شخص رجوی 6 مرداد 1342 در قرارگاه باقرزاده در بغداد بود).
6- بند ” ر” = معرفی مریم زنِ مسعود بعنوان ریاست جمهوری.

  • همزمان با جدایی شخصیت ها از شورای ملی مقاومت، بویژه سید ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهوری ایران و بسیاری از شخصیت های معروف، بدلیل اینکه رجوی به عنوان مسئول شورا، کیش شخصیت را در شورا حاکم کرده بود و با نقض اساسنامه و خیانت به وطن در زمانی که عراق مشغول جنگ با ایران بود وی با حاکمان متجاوزعراقی دیدار و ملاقات انجام داد و پیمان همکاری بست.
    رجوی به بهانه بند “ر” کودتایی در شورای ملی مقاومت انجام داد و طی ِ آن 100 نفر از مردان و زنان عضو سازمان و مورد اعتماد تشکیلات را به عضویت شورا درآورد تا جلوی راًی احتمالی معترضین را بگیرد و رُکود و عدم استقبال مردمی از شورا و اوپوزیسیون را با این حرکت پوشانده و پنهان نماید.
    آری رجوی بعد از شکست های متعدد در استراتژی و تاکتیک های سرنگونی جمهوری اسلامی و با شکست تمام تعهداتش به هواداران و اعضاء سازمان، تصمیم می گیرد و برای بقاء خود راهی جز بشدت افراطی و ایدئولوژیک شدن و خشونت هرچه بیشتر در سازمان نمی بیند و طراحی می کند تا خشونت را به شکل و نوع نوین عرضه نماید و در این مسیراول مریم و در امتداد آن کل زنانِ سازمان را ابزارِ نوینی برای خودش به گروگان می گیرد.
    ادامه دارد…
دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.