تمامی این آجر چینی ها را من و برادرم انجام دادیم

درخواست خانواده های گلستانی از مجامع بین المللی
خانواده حاج سید سعیدفر گرفتار در فرقه رجوی

خانواده از جمله کانونهایی است که نقش بسزایی در رشد و تعالی فرد دارد و اعضاء خانواده نیز عوامل اصلی این کانون هستند که متاسفانه در دنیایی که هر لحظه روبه رشد بوده و آزادی و انسانیت در آن پر رنگتر میشود ، فرقه ای بنام سازمان ضد خانواده مجاهدین وجود دارد که در این شرایط اقدام به حصر انسانها نموده و ذهن آنها را تحت فشارهای بسیار شدید روانی قرار داده تا بتواند از آنها برای امیال پست خود سوءاستفاده نماید .
خانواده حاج سید سعیدفر و بخصوص برادر وی از جمله خانواده های فعالی میباشند که همکاری نزدیک و صمیمانه ای با انجمن نجات دارند و در بیشتر اعزام ها به عراق و اطراف قلعه الموتی اشرف به همراه دیگر خانواده ها حضور داشته تا بتواند با برادرش که بیش از 30 سال در سازمان تروریستی مجاهدین گرفتار شده ملاقاتی هر چند کوتاه انجام دهد. متاسفانه شقاوت و سنگدلی سرکرده این فرقه منحوس چنین اجازه ای به او نداد که البته بیشتر ترس سرکرده فرقه رجوی از ایجاد جرقه در دل زندانی خود بود که مبادا با دیدن برادرش دل پوسیده اش هوای خانواده را کند. چون این حرکت برای آنها همانند پتکی خواهد بود که منجر به جدایی فرد میشد .

آقای سعیدفر در مورد برادرش و گذشته او می گوید که حاج سید فردی بسیار رئوف و خداشناس بود و فردی مردم دوست که اهالی محل همیشه به نیکی از او یاد میکنند و فردی بود که اصلا نامی از سازمان مجاهدین را نشنیده بود و هیچ کدام از خانواده اهل سیاست نبودند که در مورد فرقه رجوی مطلبی شنیده و یا خوانده باشیم و من تعجب میکنم که حاج سید گرفتار چنین بلایی شد و حدود 33 سال است که نتوانسته خود را از این منجلاب نجات دهد. با توجه به آنچه در مورد فرقه رجوی از افرادی که توانسته اند از ان رهایی یابند شنیده ام فشار روانی بسیار زیادی بر روی او وارد نموده و او را خیلی از بازگشت ترسانده اند که نتوانسته حتی یک تماس کوتاه با ما بگیرد .
او با اشاره به دیوارهای منزلش میگوید که تمامی این اجر چینی ها را من و برادرم انجام دادیم و من بعد از آنکه برادرم اسیر فرقه رجوی شد تا 4 سال منتظر بودم و به منزل جدیدم کوچ نکردم تا او بیاید و با هم در این خانه زندگی کنیم .
وی با بغضی که در تن صدایش مشخص بود ادامه میدهد که متاسفانه سران سازمان مجاهدین باوری از خدا ندارند و برادرم اسیر فرقه ای شده که مسئولین ان تنها بفکر لذت دنیوی خودشان هستند و اصلا به انسانیت و خداشناسی اعتقادی ندارند و دلیل این حرفم پدر و مادرم میباشد که با چشمان منتظر ورود برادرم چشم از این دنیا بسته اند و اکنون ما نیز مانند آنها منتظر هستیم ولی هیچ گونه خبری از برادرم بدستم نیامده .
وی ضمن محکوم نمودن خانواده ستیزی سازمان ضد بشری مجاهدین، از تمامی جوامع حقوق بشری بخصوص کمیساریای پناهندگی درخواست رسیدگی فوری به وضعیت برادرش و امثال او که گرفتار ذهنی و ایدئولوژی غلط سران فرقه رجوی شده اند دارد و از آنها میخواهد تا شرایط انسانی بوجود آورند تا خانواده ها بتوانند فرزندانشان را در شرایط انسانی و با حضور نمایندگان نهادهای حقوق بشری و صلیب سرخ ملاقات نمایند .

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.