فعالیت های انجمن نجات

“نجات” در هفته ای که گذشت – قسمت دوم

6 تا 11 شهریور 1400

*شنبه 6 شهریور

تلاش بی وقفه مجاهدین خلق برای ممانعت از ورود خانواده ها به آلبانی

نشریه انگلیسی زبان Albanian News در آلبانی به تاریخ 24 اوت 2021 مقاله ای سفارشی درج نموده و از قول سازمان CIA مدعی شده است که “آلبانی از جانب 65 سازمان تروریستی تهدید می شود”.

مقاله مربوطه به علیرضا نقاش زاده عضو نجات یافته از فرقه رجوی اشاره می کند که مدت ها پیش برای دیدار با مادرش که در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی گرفتار بوده و سال های سال خبری از او نداشته به این کشور سفر کرده بود. نویسنده سفر او به آلبانی که البته با توطئه مجاهدین خلق از این کشور اخراج شد را بخشی از این برنامه تروریستی معرفی می کند و لذا حضور خانواده ها را تهدیدی جدی می خواند.

چقدر باید یک فرقه ی خائن و جنایتکار، به حضیض ذلت افتاده باشد که این گونه از نزدیک شدن خانواده ها در وحشت فرو رود و آن را مترادف با ترور بداند و حضور فرزندی که مشتاق دیدار با مادر است را تهدیدی برای موجودیت خود به حساب آورد؟

مانور جدید مجاهدین خلق در کمپ آلبانی

مانور بردن خبرنگار به مقر فرقه مجاهدین خلق در آلبانی، از فلاکت مطلق رجوی هاست.
این مقاله همچون مقالات مشابه قبلی از لا به لای سطور گزارش سفارشی خبرنگار نشریه انگلیسی ساندی تایمز حقایق انکار ناپذیری را بیرون می کشد که ماهیت فرقه رجوی را به خوبی برملا می سازد و سپس نتیجه گیری می کند که رجوی ها در یک بن بست مرگ بار قرار دارند و در نتیجه تمام امیدشان به این است که با سیاست “از این ستون به آن ستون فرج است” شاید راه فراری بیابند. مقاله سپس می افزاید:
به نظر می رسد موج سهمگین کشیده شدن شکایت جداشدگان از سران این فرقه به دادگاه بین المللی و حمایت هزاران تن از خانواده ها و دیگر جداشدگان از این شکایت از یک سو و بی اعتبار شدن این فرقه در جریان دادگاهی که در سوئد برگزار می شود و در طی آن اربابان غربی رجوی ها یک پس گردنی محکم به آن ها زده و افرادی خارج از این فرقه را به عنوان شهود اصلی به کار گرفته اند و به این ترتیب به رجوی های مفلوک که روزی ادعای «تنها آلترناتیو» داشتند فهمانند که نزد اربابان اعتباری ندارند، حسابی اثر گذار بوده اند و رجوی ها را وادار نمودند تا دست به نا پرهیزی زده و خبرنگار به مقر خود ببرند.

درگذشت خواهر چشم انتظار آقای حاج سید سعیدفر

با نهایت تاثر و تالم با خبر شدیم که متاسفانه خانم مریم سعیدفر، خواهر حاج سید سعیدفر (گرفتار در سازمان مجاهدین خلق در آلبانی) از استان گلستان دار فانی را وداع گفت و بعد از مدت ها تحمل درد و ناراحتی و چشم انتظاری، به دیار باقی شتافت.
برای آن مرحومه آمرزش و مغفرت و برای بازماندگان صبل جمیل آرزومندیم.

درگذشت مادر چشم انتظار خسرو سلیقه دار

با کمال تأسف و تأثر مطلع شدیم که خانم شهربانو مرندی، مادر خسرو سلیقه دار گرفتار در فرقه رجوی در آلبانی، در استان گیلان بدرود حیات گفت. ضایعه دردناک کوچ مادر مرندی برای خانواده بزرگ “نجات” بسیار تأسف بار بود. برای آن مرحومه آمرزش و مغفرت و برای بازماندگان صبل جمیل آرزومندیم.

مادر خسرو سلیقه دار
خانم شهربانو مرندی درحین صدا کردن دلبندش خسرو در مقر اشرف درعراق

عقب گرد مفتضحانه فرقه مجاهدین خلق

این مقاله نیز به گزارش سفارشی هفته نامه ساندی تایمز پرداخته است و گوشه ها و زوایای پنهان آن را روشن نموده و نشان داده است که چگونه حتی یک تور هماهنگ شده اردوگاه گردی و یک گزارش تبلیغی هم ماهیت فرقه ای سازمان مجاهدین خلق را برملا می کند.

*یکشنبه 7 شهریور

هشدار! مراقب باشید! به مجاهدین خلق نزدیک نشوید

آقای غلامرضا شکری، یکی از اعضای سابق مجاهدین خلق در آلبانی که مدتی ناپدید شده بود، ماه گذشته دوباره ظاهر شد. او داستان خود را در مصاحبه ای با تلویزیون مردم بیان کرد و به صورت خلاصه به شکل آنلاین نیز منتشر نمود.
شکری بعد از شرح ماجرای خود با مجاهدین خلق و دسیسه هایی که علیه او به علاوه احسان بیدی و هادی ثانی خانی و دیگران به کار گرفتند و همچنین با اشاره به قتل امثال مالک شراعی در آلبانی و محمدرضا کلاهی در هلند نتیجه گیری می کند که:
بگذارید این یک هشدار برای دیگران باشد که مراقب باشید و به مجاهدین خلق نزدیک نشوید، زیرا ممکن است شما را فریب دهند و به دام بیندازند.

حمایت انجمن یاران ایران و انجمن نجات از فرقه ها از کمپین بین المللی شکایت از سران فرقه رجوی

انجمن های یاران ایران و نجات از فرقه ها در پاریس با امضای مسئولین خود علیرضا نصراللهی، همایون کهزادی، محمود سپاهی، سعید ناصری، و غفور فتاحیان از کارزار درخواست محاکمه بین المللی سران مجاهدین خلق که توسط خانواده ها و جداشدگان به اجرا در آمد حمایت نموده و جهت هر گونه همکاری اعلام آمادگی نمودند.

نامه مادر چشم انتظار ستار خیری از اسرای فرقه رجوی در آلبانی

خانم فرحناز مرادزاده از ایلام، مادر چشم انتظار ستار خیری گرفتار در فرقه رجوی در آلبانی، نامه ای خطاب به وی به این امید که به نظر پسرش برسد نشر داده است. او نامه خود را این گونه آغاز می کند:

سلام، پسر گلم، ستار عزیزم، عزیز دل مادر، سال هاست رنج دوری تو مرا پیر کرده است. دیگر طاقت و تحمل بی خبری از تو را ندارم. شب و روز زندگیم شده فکر کردن به تو و سرنوشت نامعلوم تو.
فرزند دلبندم، شب ها را با گریه به صبح می رسانم و با گریه و زاری زندگی می کنم. عزیز دل مادر، خواهرانت مهناز و مهتاب از غم دوری تو پیر شدند. . . برادرانت رضا، بهروز و فرزاد نگران آینده ی تو هستند. عمویت اسفندیار همیشه به فکر شما و آینده ی شماست.

*دوشنبه 8 شهریور

تولد دوباره در پی شکستن حصارهای فرقه رجوی

عضو جدا شده از تشکیلات مجاهدین خلق؛ علی هاجری که هم اکنون ساکن کشور آلبانی است، در سالگرد هنگامه خروجش از عراق و پرواز به کشور آلبانی، مطلب کوتاهی در حساب کابری خود در فیس بوک منتشر کرد که به نظر تامل برانگیز می آید.
برخی دیگر از اعضای جدا شده درباره مطلب هاجری نظراتی ارائه کردند که جالب توجه است. از جمله بخشعلی علیزاده، که بعدتر مطلبی نیز درباره تجربه خود پس از پرواز از عراق به آلبانی نوشت و در سایت انجمن نجات منتشر شد.
این مقاله بعد از اشاره به نوشته های هاجری و علیزاده، به نوشته هایی از پرویز حیدری و غلامرضا شکری هم استناد می کند و سپس این اظهارات را از بعد فرقه شناسی در خصوص فرقه رجوی مورد بررسی قرار می دهد که بسیار حائز اهمیت است.

در فرقه رجوی، چراغ ها برای چه کسی خاموش می شوند؟!

این مقاله به خاموش کردن چراغ ها در شب واقعه عاشورا توسط امام حسین (ع) و مخیر کردن هر کس که می خواهد برود اشاره می کند و سپس عنوان می دارد که در سازمان مجاهدین خلق هم در مقاطعی چراغ ها خاموش می شوند اما این کار صرفاً برای فرار رهبر فرقه مسعود رجوی صورت می پذیرد.

خانم رجوی مگر زندان و شکنجه های درون سازمانی تان را فراموش کرده اید؟!

این مقاله به “جنایت علیه بشریت” در درون سازمان مجاهدین خلق می پردازد که اتفاقاً بیشترین داعیه حقوق بشر را دارد. در این مطلب خطاب به مریم رجوی که نسبت به نقض حقوق بشر در زندان اوین شاکی است آمده است:

خانم رجوی! آیا زندان ها و شکنجه های سال های 1373 و 1374 که بر سر اعضای سازمان خود در زندان های اشرف انجام دادید را فراموش کرده اید، که باعث کشته شدن قربان ترابی و خیلی های دیگر شد که به طرز فجیعی زیر شکنجه های وحشیانه عوامل فرقه جان دادند؟ آیا فراموش کرده اید که اکنون بیانیه صادر می نمایید؟ اگر شما زندان های اردوگاه هایتان را فراموش کرده اید. اگر شما به زندان انداختن اعضا را به هزار و یک جرم نکرده فراموش کرده اید. اگر شما شکنجه های قرون وسطایی اعضا در زندان های مخوف تان را از یاد برده اید، شاهدین عینی هنوز نفس می کشند و حاضرند در هر دادگاهی علیه تان شهادت بدهند. پس هر کس حق داشته باشد در مورد زندان های ایران اظهار نظر کند شما یکی به هیچ عنوان لایق اظهار نظر نیستید.

مقاله بعد از پرداختن به دیگر ابعاد جنایات فرقه رجوی، در پایان می افزاید که هزاران سؤال در مورد سازمان ضد مردمی مجاهدین خلق و سرکرده خائن آن وجود دارد که متاسفانه ارگان های بین المللی که داعیه حقوق بشری دارند نیز نتوانسته اند از سرکرده مفلوک این فرقه بپرسند و در واقع تاکنون به غیر از خانواده های عناصر گرفتار در این فرقه که ماهیت این شیطان صفتان را برملا نموده اند کسی نتوانسته پی به ماهیت منحوس آن ها ببرد .

ترورهای شهریور و نمایش های حقوق بشری مریم رجوی

از مریم رجوی باید پرسید آیا وقتی از اعدام ها سخن می گویی و اشک حقوق بشر سرازیر می کنی، به دلایل آن احکام هم اشاره داری؟
این مقاله در خصوص ترورهای مجاهدین خلق در ماه شهریور از بمبگذاری در دفتر نخست وزیری در 8 شهریور (درست 40 سال پیش) تا ترور اسدالله لاجوردی در 1 شهریور 1377 (23 سال پیش) است که به شرح آن ها می پردازد.
مقاله در پایان نتیجه گیری می کند که مسعود و مریم رجوی، خیلی سال پیش از ظهور جریان های خشونت طلب، متحجر، تروریستی و آدمکش فعلی، نقش کلیدی در تروریسم خاورمیانه داشتند و خود بنیانگذار بدترین نوع خشونت علیه زنان و کودکان بوده اند و هموطنان عزیز و خانواده های محترم باید روی این نکات تمرکز زیادتری داشته باشند تا مریم رجوی نتواند به راحتی خود را با نمایش های خیابانی، دمکراتیک جلوه دهد و با فریب، جوانان دیگری را جذب خود کند.

*سه شنبه 9 شهریور

پیام خانم صدیقه عباسی به همسرش رضا علی میرزائی

خانم صدیقه عباسی از استان گلستان که همسرش رضا علی میرزایی بیش از 36 سال است که در فرقه تروریستی رجوی گرفتار است پیامی خطاب به وی نشر داده است تا شاید به گوش او برسد.
خانم عباسی با وجود تمامی مشکلات زندگی، همچنان به پای همسرش نشسته و فرزندانش را با مشقت بزرگ نموده است. او همراه با پسر و عروس و نوه اش برای رضا علی میرزایی پیام تصویری می دهند.
آیا سران مجاهدین خلق اجازه رسیدن این پیام به رضا علی میرزایی را خواهند داد؟

رضا علی میرزائی

به بهانه مرگ یک نفر دیگر در فرقه جهنمی رجوی

تشکیلات مجاهدین خلق ابزار رجوی ها برای انهدام و نابودی روانی و فیزیکی اعضای گرفتار است.
این مقاله ای نسبتا جامع در خصوص نقض اولیه ترین حقوق انسانی اعضا، خصوصاً بیماران، در سازمان مجاهدین خلق است که مطالعه کامل آن توصیه می شود. در این مقاله از جمله آمده است:
حاصل این تشکیلات چیزی جز مرگ و نابودی نیست. اعضای گرفتار یا با کمک یک عامل بیرونی (مثلاً خانواده) به خودشان آمده و برای رهایی تلاش می کنند، یا آن که در نهایت مسیر شومی که رجوی ها برای آن ها رقم زده اند، و بعد از آن که به صورت ابزار مورد سوءاستفاده های گوناگون قرار گرفتند، به اشکال مخلتف به سمت مرگ سوق داده می شوند.

بازدید خبرنگار ساندی تایمز از قلعه فرقه رجوی در این شرایط، چرا؟

این سؤالی است که پاسخ دقیق به آن بسیاری از مسائل را در خصوص مجاهدین خلق روشن می کند. عبدالکریم ابراهیمی از جداشدگان در اروپا تلاش نموده تا در مقاله خود در سایت ایران فانوس به این سؤال اساسی و مهم پاسخ بدهد. او مقاله را این گونه آغاز می کند:

بعد از شکایت عده ای از جدا شدگان فرقه رجوی از سران و رهبری آن در دادگاه های داخل کشور و ارجاع پرونده به دادگاه بین المللی لاهه و همایش حمایت خانواده های اسیران در چنگال رجوی از این ابتکار و نفرت آن ها از سران و رهبری فرقه رجوی به خاطر جنایات این شیاطین در حق مردم ایران و منطقه و اعضای اسیر در چنگال ایدئولوژی منحط رهبری این فرقه و نیز . . . ، رهبری فرقه رجوی طناب دار تاوان جنایات بی شمارش را بر گردن خود حس می ‌کند، به همین دلیل ترس و وحشت سر تا پای رهبری و مسئولین جانی این فرقه را فرا گرفته است به صورتی که در مقابل دادخواهی از رهبری فرقه مدتی است که تمام تبلیغات رجوی به صحنه آوردن افراد خود به عنوان شاهد شکنجه و قتل در زندان های ایران روی آورده است که این نشان دهنده زبونی و ترس رجوی از شرایط پیش آمده در وضعیت خاورمیانه و جهان و نیز فشار و افشاگری جدا شده ها و خانواده اسیران این فرقه است.

نویسنده همچنین در راستای بحث تن دادن مریم رجوی به مصاحبه با یک خبرنگار البته منتخب، به بخشی از خاطرات خود در پادگان اشرف در عراق و نحوه آوردن خبرنگار و صحنه چینی های معمول می پردازد و در پایان عنوان می دارد:
مریم رجوی هیچ وقت حاضر نشده با یک خبرنگار مستقل مصاحبه داشته باشد چون از عواقب آن و جنایاتی که جوابی برای آن ها نداشت به شدت بیم داشت و در این مورد گاردی بسته گرفته بود و مصاحبه با یک خبرنگار غیر خودی مرز سرخ بود اما همین مرز سرخ مریم رجوی هم به علت تحمیل شدن آن بر گرده پوسیده و شکسته فرقه حاضر به تن دادن اجباری به مصاحبه شد و خودش را جلو انداخت که شاید از فشار این وضعیت بر گرده فرقه بکاهد و خودی نشان دهد، غافل از این که تیری بر پیکر فرسوده تشکیلاتش فرود آورده و هر چه جلوتر برویم تاروپود آن بیشتر از هم می گسلد.

*چهارشنبه 10 شهریور

میزگردی با حضور 3 تن از شاکیان پرونده شکایت از سران فرقه مجاهدین خلق

بررسی واکنش های درد آلود فرقه رجوی در پی طرح دعوی 42 نفر از اعضای جدا شده
سه تن از شاکیان پرونده اتهامی علیه سران سازمان مجاهدین خلق، طی یک گفتگو در میز گردی کوتاه، واکنش های درد آلود فرقه رجوی را مورد بررسی قرار دادند. قطعاًسران فرقه رجوی باید در یک دادگاه بین المللی پاسخگوی جنایات گسترده و سیستماتیک خود علیه اعضا باشند.

جداشده های زنجان

بیگانگی از والدین حربه رجوی برای به دام انداختن اعضای خانواده مجاهدین خلق

مقاله ای بسیار آموزنده و در عین حال دردناک در خصوص کودکان فرقه مخرب رجوی که نشان می دهد چگونه کودکان نیز در برابر جنایات ضد بشری مجاهدین خلق مصون نبوده اند. در این مقاله به هفتصد کودکی اشاره می شود که به بهانه جنگ خلیج فارس به دستور مسعود رجوی از والدینشان جدا گردیدند و به کشورهای سوم فرستاده شدند، صدها تن به طرق مختلف به عنوان نیروی میلیشیا به درون تشکیلات در عراق بازگردانده شدند و بیگانه تر از گذشته در واحدهایی جدا از والدین در فضای فرقه‌ای تشکیلات مجاهدین خلق پرورده شدند.

این مقاله ادامه می دهد که والدین در تشکیلات مجاهدین خلق چنان از فرزندان خود بیگانه شده‌اند که دیگر به هیچ عنوان نقش حمایتی برای آن‌هایی که درون تشکیلات هستند ایفا نمی‌کنند، چه رسد به فرزندانی که بیرون تشکیلات ماندند و به زندگی عادی برگشتند. فرزندان مجاهدین خلق به هنگام نیاز به هیچ عنوان نمی‌توانند به حمایت والدین خود تکیه کنند.

در این مقاله به چندین نمونه مشخص از این دست پرداخته شده و سپس عنوان گردیده است که:
سکوت نکنیم. سرگذشت کودکان و والدینی که قربانی جاه‌ طلبی‌های سران مجاهدین خلق شده‌اند را نشر دهیم. جامعه را نسبت به سوابق و تهدیدات فرقه‌ ها و به ویژه فرقه مجاهدین خلق آگاه کنیم. مطالبه ‌گر باشیم. از حقوق انسانی قربانیان مجاهدین خلق حمایت کنیم. باشد که هیچ خانواده‌ای گرفتار فرقه های مخرب نشود.

ورود جداشدگان فرقه ی رجوی از فاز تدافع به تهاجم

بیش از 5 سال است که جداشده ها در آلبانی فقط در مقابل ضربات سازمان دفاع می کردند! همه ی جداشده ها که از سازمان جدا شدند سعی می کنند سراغ یک زندگی آرام و بی دغدغه بروند، کاری هم به سازمان ندارند و در مقابل ضربات سازمان هم فقط سرگرم دفاع هستند! اما گویا این کار جداشده ها، روزبروز سردمداران فرقه را جری تر و پررو تر کرد!

از چندی قبل اما، شاهد هستیم که جداشده ها با مصاحبه های افشاگرانه ی خود با رسانه ها، وارد فاز تهاجم شدند و تسلیم مستمری ناچیز سازمان نشدند. گرچه این مستمری هم حق مسلم هر جداشده و جدانشده است و باید مستقیماً به اعضای سازمان داده شود، تا زمانی که سر و سامان گرفته و مجوزات لازم برای کار و اقامت را کسب کنند.

این مطلب سپس به مورد آقای سرافراز رحیمی می پردازد که از لاک دفاعی خود بیرون آمده و جواب اذیت و آزارهای این مدت فرقه رجوی را داده است. این مقاله در پایان می افزاید:

جداشده ها، چه کسانی که به ایران برگشتند و چه دوستانی که به کشورهای دیگر رفتند، همه بعد از جدائی، تمایل داشته و دارند که سراغ زندگی شخصی خود بروند ولی این سازمان است که دست از سر این نفرات برنمی دارد و آنان را مجبور کرده است که علیه سازمان به پاخیزند ودست به دادخواهی بزنند.
اکنون، جداشدگان در جای جای جهان، اراده کردند که پوزه رجوی ها را به خاک بمالند، دادگاه عالی کیفری لاهه نیز شکایت جداشدگان را در دستور کار خود قرار داده است و دور نیست روزی که جنایتکاران فرقه ی رجوی به سزای اعمالشان برسند .

10 شهریور سال 92، خیانت بزرگ سران سازمان ضد انسانی مجاهدین خلق

بعد از قبول شکست سنگین سران فرقه رجوی در برابر تجمع خانواده ها در عراق که به مدت بیش از چهار سال در برابر پادگان اشرف حضور داشتند و اخراج به سمت پادگان نظامی لیبرتی، اقدام به یک حرکت کاملاً غیر انسانی در برابر عناصر مخالف قوانین نانوشته خود کردند و آن ها را که تعدادشان حدودا 100 نفر بود در پادگان اشرف به بهانه نگهبانی از برخی ماشین های از دور استفاده خارج شده و تکه آهن پاره هایی که حتی بعداً نیز هیچ کارایی نداشتند نگه داشتند، تا بتوانند با یک برنامه مهندسی شده آن ها را از بین ببرند. نهایتاً نیز بعد از اخراج فرقه رجوی به لیبرتی و باقی ماندن برخی عناصر معترض، در روز دهم شهریور، گروهی که هیچ وقت ماهیت آن ها برملا نشد و تنها سرکرده فرقه رجوی از آن مطلع بود، به داخل اشرف وارد شده و 52 نفر از عناصر معترض فرقه رجوی را کشتند و بسیاری از آن ها را زخمی کردند .
این مقاله بعد از پرداختن به ابعاد مختلف فاجعه انسانی ذکر شده و نقش مسعود رجوی در زمینه سازی این کشتار، در پایان نتیجه گیری می کند که خیانت دهم شهریور سال 92 هیچ وقت از ذهن خانواده هایی که فرزندانشان به خاطر هیچ و پوچ سرکرده فرقه رجوی کشته شدند فراموش نخواهد شد و آن ها هر زمان و در هر دادگاه صالحه ای که باشد از سران فرقه رجوی به خاطر این جنایت و خیانت شاکی خواهند بود .

مژگان ها، بی حاصل و بی نتیجه، در سینه ی سرد خاک غربت

باز هم زنی دیگر به دنبال کاروان بی انتهای مرگ در اسارتگاه اشرف 3 در آلبانی بر خاک افتاد! امثال این بیگناهان زخم خورده در آلبانی و در اقامتگاه اجباری رجوی ها، فراوان است. بیش از 40 سال می گذرد و امروز فرقه ی ضد بشری رجوی ، ضعیف تر از همیشه در بدترین نقطه ی تشکیلاتی با موجی از مخالفان تشکیلاتی، مواجه است و در آلبانی زمین گیر شده است.

این مطلب بعد از این مقدمه سپس به فوت مژگان کوکبی در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی می پردازد. این مقاله در پایان می افزاید:
امروز اگر در آلبانی تک تک اعضا، به دنبال هم بر خاک های سرد غربت می افتند، مقصر اصلی یک نفر بیشتر نیست، یک نفری که الآن هم گم و گور شده است! امروز تنها اوست که باید پاسخگو باشد، اما او هم غیب شده است! از پاسخگویی فراری است !
اما خانواده های این عزیزان، خانواده های کشته شده ها در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی، می توانند به صف شاکیان علیه این سازمان بپیوندند، می توانند به خونخواهی عزیزان خود به پاخیزند، امروز می توانند سران سازمان جنایتکار رجوی را به پای میز محاکمه بکشانند و آنان را وادار به پاسخگویی بکنند! هرگز برای خونخواهی و دادخواهی دیر نیست .

جنگ روانی مجاهدین خلق با موضوع “نقض حقوق بشر”

در این مقاله وضعیت اسفبار مجاهدین خلق و تلاش های بی حاصل برای کمرنگ نشان دادن آن از جهات مختلف مورد بررسی قرار گرفته است و این که چگونه با آویختن به مسائلی مانند نقض حقوق بشر در ایران تلاش می کند تا اذهان را از روی مصائب خود منحرف نماید.

قوانین مریم رجوی برای زندانی، همان است که من تجربه کرده ام، نه آنچه او می گوید

یکی از نجات یافتگان از فرقه رجوی از استان کرمانشاه با عنوان “عباس” مقاله ای افشاگرانه در مورد وارونه گویی های مریم رجوی در خصوص زندان و زندانی، در مغایرت با آنچه خود او در پادگان اشرف در عراق تجربه کرده است، مقاله ای ارزشمند نوشته است.
او نهایتاً بعد از ذکر موارد نقض اولیه ترین حقوق انسانی در درون فرقه مجاهدین خلق نتیجه گیری می کند که مریم رجوی به هیچ وجه صلاحیت و حتی لیاقت دم زدن از حقوق بشر و حقوق زندانی را ندارد .

اگر مژگان کوکبی درخواست جدایی می داد باز هم از زحمات چندساله اش تشکر میکردید؟!

البته که نمی کردند. در این مقاله به تعریف و تمجید مجاهدین خلق از مژگان کوکبی از مازندران، که سال های سال در فرقه مخرب رجوی اسیر و گرفتار بوده است، و تشکر و قدردانی از زحمات چندین ساله اش بعد از فوتش می پردازد. این مقاله همچنین به تناقضات مرگباری که فرقه رجوی در تبلیغات بیرونی خود گرفتار آنست اشاره دارد. در این مقاله آمده است:

اما جالب تر این که در نوشته های مژگان کوکبی برخلاف روال گذشته حرفی از نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی به عنوان پایه اصلی تشکیلات و انقلاب طلاق مریم قجر دیده نمی شود! این کار البته عمدی است چون اگر در نوشته های وی این گونه مطرح می شد زیرآب حرف فرزین هاشمی در مصاحبه با خبرنگار ساندی تایمز که این حرف ها را تبلیغات حکومت ایران علیه فرقه رجوی نسبت می داد، زده می شد.
اکنون می توان درک کرد که مریم قجر چقدر بدبخت و ذلیل است که حاضر نیست بهای گفته های خود را که سالیان با آن به سرکوب درون تشکیلات می پرداخت بپردازد و در اوج خواری منکر همه چیز می شود و این یعنی یک خاک برسری دیگر برای مریم قجر که مشخص است دیگر توان اداره تشکیلات پاره و از هم گیسخته خود را ندارد و اکنون مانند حمار در گل مانده که نفرات جدا شده که مستمری بگیر تشکیلات هستند را چگونه جمع کند .

*پنجشنبه 11 شهریور
خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق – روزهای سیاه – قسمت چهارم

سلسله مطالبی با عنوان خاطرات آقای شکری از زندان های فرقه رجوی در سال های 1373 و 1374 که در سایت نجات یافتگان در آلبانی درج می گردد حائز اهمیت بالایی است. او یک شاهد عینی است که پرده از جنایات گسترده و سیستماتیک رجوی در پادگان اشرف علیه نیروهای جان بر کف خودش بر می دارد. البته خیلی های دیگر از شرایط پادگان اشرف خصوصا در اوایل دهه 70 شمسی پرده برداشته اند که سران فرقه رجوی باید در یک دادگاه بین المللی پاسخگوی آن باشند.
لازم به ذکر است که فرقه رجوی تلاش کرد تا با توطئه چینی و دسیسه های حقوقی و به زندان انداختن آقای شکری و سپس با ارائه پیشنهاد همکاری در قبال آزادی از زندان، وی را ساکت نماید، اما او مقاومت کرد تا بالأخره بی گناهی خود را ثابت نمود و اکنون دست به افشاگری می زند. مطالعه این خاطرات و قسمت های قبلی توصیه می شود.

این رجزخوانی ها، با قطع پول عربستان تمام خواهد شد – قسمت اول

این پول چه معجزه هایی که نمی کند. به خصوص این که از نوع عربستانی (از بابت گزاف بودن) باشد و بادآورده و زحمتی در تحصیل آن کشیده نشده باشد! اما عمر این پول ها هم مانند عمر امپراطوری ها کوتاه است و سیر دائمی ندارد.
این مقاله به ولخرجی های مریم رجوی در امور تبلیغی و سیاسی می پردازد که فعلاً با پول سعودی که همه از جریان آن مطلع هستند ادامه دارد اما شواهد امر نشان می دهد که عمر آن کوتاه است.

قابل توجه هفته:
فرقه ضد بشری رجوی که در برابر همایش بزرگ خانواده ها خفقان مرگ گرفته است، به هر خس و خاشاکی متشبث می شود تا سرش را از زیر این موج سهمگین بیرون بیاورد.

وقتی سایت موسوم به “ایران افشاگر” که بیشتر نقش “خود افشاگر” را ایفا می کند، حرفی در برابر اتهامات “جنایت علیه بشریت” ندارد، و همچنین ترفند های سازمان مجاهدین خلق مانند آویختن به دادگاه استکهلم و مقالات سفارشی نشریات انگلستان و آلبانی هم به عکس خود عمل کرده اند، به این نتیجه می رسد که مجدداً به بازنشر جعلیات نخ نمای مربوط به بیش از یک دهه پیش علیه مدیرعامل انجمن نجات متوسل شود.

آنچه جالب و قابل توجه است این است که آنقدر دست سازمان مجاهدین خلق در برابر خانواده ها خالی است که مجعولات تکراری تاریخ مصرف گذشته مربوطه، کل توان و بضاعت فرقه رجوی در واکنش به اقدامات حقوقی و تبلیغی انجمن نجات را تشکیل می دهد.

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

یک دیدگاه

  1. با سلام ، نجات درهفته ای که گذشت ، خوشبختانه با سرعتی روز افزون ، نسبته به هفته ی قبل ، روبجلو حرکت کرد و از میزگرد گرفته تا مقالات متنوع و پربار محصول تلاش یک هفته ای تلاشگران این عرصه بوده است ، من هم به نوبه ی خود این موفقیت را خدمت تمامی جداشدگان و خانواده ها تبریک عرض می کنم ، همیشه پیروز باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا