انجمن نجات کرمانشاه

گردهمایی خانواده های کرمانشاهی انجمن نجات این بار با دو میهمان ویژه

ماه مبارک رمضان و ضیافت افطاری، بهانه ای شد تا بار دیگر اعضای هم دل انجمن نجات کرمانشاه را دور هم جمع کند. خانواده های کرمانشاهی اعضای گرفتار در فرقه مجاهدین خلق ، گردهم آمدند تا علاوه بر دید و بازدید و همدلی به تبادل نظر برای نجات جان عزیزان شان بپردازند.

این گردهمایی دو میهمان ویژه هم داشت. آقایان جلال فیضیان و مسعود جوانبخت از اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق در جمع خانواده های دردمند حاضر شدند تا تجربیات خود را از سالها حضور در تشکیلات فرقه و زمینه های خروج شان از این مناسبات را با آنها به اشتراک بگذارند. تجربیاتی که می توانند چراغ راهی باشند برای خانواده های دردمند تا هر چه سریعتر به هدف شان که همانا آزادی عزیزان دربندشان است، دست پیدا کنند.

فبضیان و جوانبخت نیز همچون بسیاری دیگر از افرادی که بی خبر از همه جا به دام فرقه گرفتار شدند،  قبل از پیوستن به فرقه اساسأ فرقه را نمی شناختند. اما به هوای درآمد بیشتر و بهتر در خارج کشور و یا به قصد کاریابی در کشورهای همجوار به دام این فرقه افتادند.

عوامل فرقه یعنی همان قاچاقچیان انسان از عدم آگاهی این ها سوء استفاده کردند و به بهانه کار و شغل و درآمد ایده آل آنها را فریب داده و به عراق و اسارتگاه اشرف کشانده شدند.

خانواده های کرمانشاه

اعضای رهایی یافته از فرقه رجوی،  از مکانیزم های انسان کشی و مغزشویی و… در فرقه توضیحاتی دادند و همچنین از ترفندهایی که رهبران فرقه برای ممانعت از خروج افراد اعمال می کردند. از جمله تعهدگیری و اعتراف گیری و سایر موارد در رابطه با بستن و خراب کردن پل های پشت سر آنها که فرقه علیه آنها بکار گرفته تا نتوانند از فرقه خارج شوند.

به گفته این اعضای جدا شده، یکی دیگر از دلایلی که افراد در مناسبات فرقه در تصمیم به جدایی ناتوان هستند این است که این آدمها سالیان در یک فضای محدود و بسته وابسته به هم شده اند و به دلیل سرنوشت مشابه و رفاقت ها موقع تصمیم گیری برای جدایی این رفاقت ها و وابستگی مانع جدایی می شود. شاید باور نکنید که ما خودمان سال ها پشت همین یک مقوله گیر کرده بودیم و فکر می کردیم اگر جدا شویم و دوستان و رفقای خود را تنها بگذاریم خیانت به دوستی و رفاقت ها شده، لذا سال ها به همین دلیل ساده عمرمان را هدر دادیم.

جداشدگان در تاثیرگذاری فعالیت خانواده ها از بدو شروع دهه هشتاد گفتند و از صداها و شعارها و روشنگری و امیدی که مادران و پدران به افراد می دادند و اشاره به جداشدن های انبوه کردند که بعضا به صدها نفر در زمانبندی کوتاه می انجامید . در پایان جداشدگان برای خانواده اسرا آرزوی موفقیت کردند و خود را هم متعهد به هرگونه تلاش برای رهایی دوستان گرفتارشان در فرقه دانستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا