فعالیت های انجمن نجات

نجات در هفته ای که گذشت – شماره 41

مروری بر مطالب 14 الی 19 خرداد ماه 1401 درج شده در سایت نجات

*شنبه و یکشنبه 14 و 15 خرداد تعطیل رسمی

*دوشنبه 16 خرداد
در این روز کلاً 8 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:

نامه مدیر عامل انجمن نجات به نخست وزیر آلبانی

به دنبال هک شدن سامانه های شهرداری تهران و اختلال در “تهران من” و شبکه های دوربین های نظارتی، که منشأ آن بعد از تحقیقات انجام شده کشور آلبانی گزارش شد، مدیرعامل انجمن نجات نامه ای خطاب به نخست وزیر دولت آلبانی در این خصوص نوشت.
… میزان نفوذ سازمان مجاهدین خلق در دولت آلبانی، که از ابتدا ظاهراً به دلایل بشر دوستانه به کشور شما آورده شدند، غیر قابل تصور است و ظاهرا صرفا به امتناع از دادن ویزا به ایرانیان محدود نشده بلکه اعمال خرابکارانه علیه منافع و مصالح ملت ایران را هم در برگرفته است.
… توصیه دوستانه خانواده ها به دولت آلبانی اینست که به منظور نشان دادن حسن نیت به مردم ایران اعلام نمایند که صدور ویزا برای اتباع ایرانی جهت دیدار با بستگانشان در آلبانی، که سالیان سال است از آنان بی خبر هستند، بلامانع است، و به این شکل عدم وابستگی خود به یک گروه تروریستی که منفور تمامی ایرانیان است را مشخص نمایند.

به مناسبت سالگرد فرار رجوی به عراق – قسمت اول

… یک روز همه را در سالن عمومی جمع کردند و فیلمی از رجوی پخش کردند که عنوان شد این نوار تودیع وی از فرانسه به عراق بوده است. رجوی در این پیام برای این که رفتن خود را مشروع جلوه بدهد گفت: “توطئه ای در کار بوده تا وی را به ایران استرداد کنند و به همین خاطر برای این که در کنار نیروهای خودش باشد به عراق می رود تا از نزدیک مبارزه مسلحانه را دنبال کند. وی در ادامه گفت می رود بر فروزد آتش بر کوهستان ها ، مقاومت انقلابی را وارد یک کوره دیگر کند و …”
رجوی برای این که فرار خود را توجیه کند آن را حرکت عاشورایی نامید. البته این القاب برای توجیه فرار چیز جدیدی نبود و در گذشته و بعد از آن هم شاهد این گونه اراجیف در مورد خودش بودیم. همیشه در مناسبات افراد در مورد فرار رجوی باید به گونه دیگری فکر می کردند. اما این همه داستان نبود. رجوی از همان ابتدا سعی داشت خودش را به اربابش یعنی صدام نزدیک کند. در دی ماه سال 1361 در جریان جنگ ضد میهنی خودش را طرف حساب دولت عراق قرار داد و با طارق عزیز نایب رئیس جمهور عراق، قرار داد صلح امضا کرد. البته این ظاهر قضیه بود چون رجوی از زمان فاز سیاسی همکاری همه جانبه ای با دولت عراق داشت و به همین خاطر با این کار سعی کرد به گروهش مشروعیت سیاسی بدهد …

اعضای انجمن آسیلا رهایی محمود دهقان از بند سازمان مجاهدین خلق را جشن گرفتند

… اوایل خردادماه 1401 بود که محمود دهقان توانست با فرار از اردوگاه مانز رجوی، اسارت 34 ساله خود در تشکیلات فرقه رجوی را پایان دهد وبه دنیای آزاد پا بگذارد. او اکنون در میان جمع صمیمی دوستان همدلش در انجمن آسیلا زندگی را با طعم امنیت و آرامش و آزادی تجربه می کند.

سالگرد 17 ژوئن ضربه به دژ شیطان، مبارک – قسمت دوم

خودسوزی ها و شانتاژ تشکیلاتی به دستور مسعود رجوی

… حدود ۲۴ تن از اعضا و هواداران در اعتراض به دستگیری مریم رجوی و جمعی از همراهان وی در طی دو هفته اقدام به خودسوزی علنی کردند که نتیجه امر منجر به کشته شدن دو زن جوان (ندا حسنی و صدیقه مجاوری) و جراحات و معلولیت های ماندگار در حدود ۲۲ تن دیگر (از جمله مرضیه باباخانی، نادر ثانی، محمد ایمانی و حمید عرفا با نام مستعار صالح) شد. تصور رهبری سازمان این بود که این اقدام وحشتناک باعث تأثیرگذاری روی افکار عمومی در اروپا و آمریکا و… خواهد شد و دولت فرانسه را به تجدید نظر وادار خواهد ساخت….
… بنا به نقل روزنامه پاریسین، قبل و بعد از خودسوزی، از سوی عناصر مجاهدین با تلفن همراه چند خبرنگار تماس گرفته شد و سخنگوی روابط خارجی «شورای ملی مقاومت» (محمد سیدالمحدثین) هم نام شخص خودسوزی کننده را اعلام کرده است.
زمانی که این اقدام نتیجه معکوس داد و برخلاف پیش ‌بینی و گمان رهبران گروه، افکار عمومی و مردم اروپا و دیگر کشورها واکنش منفی نشان دادند و موجی از انزجار و تنفر و تعجب برانگیخته شد، سازمان و رهبر آن مدعی شدند که این حرکت ‌ها به صورت خودجوش و خود به خودی صورت گرفته و اعضای آن ها با دستور تشکیلاتی دست به خودسوزی نزده‌ اند….

غم مردم آبادان و سوءاستفاده های فرقه رجوی

… رهبر فاسد و بدنام این فرقه طوری برای مردم ایران و آبادان پیام می ‌فرستد که گویی هنوز کسی هست که از او حمایت کند. در حالی که او به خاطر چندین دهه خیانت و جنایت و وطن فروشی تحت تعقیب مردم ایران است. با توجه به این که فرقه رجوی مجبور است به حامیان مالی و سیاسی خود از عملکرد های خود گزارش بدهد به همین دلیل باید هر اعتراضی را در ایران رصد کند و با پوشش رسانه ای این اعتراضات و پیام های کاذبی که از طرف رهبران فرقه رجوی در این اعتراضات صادر می شود با این کار آن اعتراضات را به نام خود تمام می کنند تا برای حامیان خود گزارشی از عملکرد خود داشته باشند.
مردم استان خوزستان و شهر آبادان به خوبی می دانند عزای آن ها باعث شادی و دلگرمی گروه های معاند منجمله فرقه رجوی می باشد به همین دلیل سال هاست که در برابر خائنین به وطن ایستاده اند. قبل از هر موضوعی مریم و مسعود رجوی باید به این سؤال پاسخ بدهند که چرا مردم ایران را در سختی ها و جنگ تنها گذاشتند و علیه آن ها فعالیت کردند و امروز چطور می توانند برای این مردم پیام صادر کنند؟ فرقه ای که از کشتار مردم ایران در هر زمانی حمایت کرده حال چطور می شود دلسوز مردم ایران باشند؟…

چه کسی به آمریکایی‌ ها مشاوره غلط می ‌دهد؟

… دادن اطلاعات غلط به دشمن با هدف ایجاد فشار داخلی و خارجی بعد‌ها باز هم تکرار شده؛ گراهایی چون خالی بودن خزانه، آمادگی ایران برای گفتگو با امریکا بدون واسطه با اسم رمز کدخدا و سقوط اقتصاد کشور بدون FATF از جمله مواردی است که خسارت‌های فراوان پیش پای کشور گذاشته که به مراتب خطرناک ‌تر از اقدامات اشرار مسلح ضد انقلاب در تاریخ معاصر کشورمان بوده است. اگر ضد انقلاب با دادن اخبار فیک به مقامات امریکایی سبب طراحی چند عملیات پوشالی و خفیف علیه جمهوری اسلامی ایران شده است، شبکه‌ای از کارشناسان دو تابعیتی در پوشش کارشناس در گذشته‌ای نه چندان دور سعی داشت اقتدار نظام را تحت تأثیر قرار دهد. تاوان خیانت این دست افراد کمتر از عملیات مجاهدین در تنگه چهار زبر نیست، آنچه رهبرانقلاب درباره خیانت مشاوران خائن در سخنرانی در حرم امام به آن اشاره کردند لایه‌ هایی عمیق دارد….

حضور هیأتی از اعضا جدا شده از فرقه رجوی در پارلمان اروپا

طی روزهای پنجشنبه و جمعه دوم و سوم ژوئن ۲۰۲۲ به دعوت گروه سوسیال دموکرات پارلمان اروپا یک هیات سه نفره از جداشدگان از فرقه رجوی شامل آقایان عیسی آزاده، رضا جبلی و غفور فتاحیان در کنفرانس حقوق بشر حزب سوسیال دموکرات پارلمان اروپا شرکت کردند. در این کنفرانس تعداد زیادی از انجمن های غیردولتی و سازمان های حقوق بشری از سرتاسر اروپا و شمال افریقا و خاورمیانه و همچنین تعدادی از نمایندگان پارلمان اروپا در این کنفرانس شرکت داشتند از جمله:
آقای DNacho Sánchez Amor نماینده پارلمان اروپا و از مسئولین کمیسیون حقوق بشر حزب سوسیال دموکرات و نمایندگان Giuliano Pisapiaو Andrea cozzolimo از اعضا کمیسیون خارجی حزب حضور داشتند.

*سه شنبه 17 خرداد
در این روز 6 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:

به مناسبت سالگرد فرار رجوی به عراق – قسمت دوم

… رفتن به عراق برای رجوی یعنی شکست و به همین خاطر پیمودن راهی اشتباه، سازمانش را به نقطه ای رساند که دیگر راه بازگشتی برای آن متصور نبود و در نهایت با سرنگونی صدام این رجوی بود که مانند حمار در باتلاق عراق گیر کرده بود. رجوی هیچ وقت گوشش به انتقادها و مواضع منتقدین باز نبود چون همه گروه های سیاسی به وی انتقاد کردند که رفتن به عراق یعنی سوختن! رفتن به کوری که در حال جنگ و تعرض به خاک وطن است و ایستادن در کنار نیروهای متخاصم یعنی خیانت آشکار به وطن و هم میهنان….
بعد از سالیان اکنون در آلبانی و با ایجاد اشرف سه که محل اهدایی آمریکا است باز لغز سرنگونی می خوانید و اشرف اشرف سر می دهید! دیگر آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت . دیگر کسی برای شما تره هم خرد نمی کند. راستی خبری از ارتش کاغذی تان نیست؟ شعار بر فروزم آتش بر کوهستان ها چه شد؟! چقدر رقت بار است که این گونه در چاهی که خودتان کندید فرو رفتید….

تصورات ابلهانه فرقه رجوی بعد از فوت آیت الله خمینی

همزمان با اعلام خبر فوت آیت الله خمینی در 14 خرداد 1368 مسعود رجوی سرکرده فرقه مجاهدین خلق که استراتژی خود را حول دو محور فوت آیت الله خمینی و پیروزی صدام در جنگ علیه ایران بنا گذاشته بود با اعلام آماده باش به کلیه نیروها آن را مرحله دوم عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) و فرا رسیدن مرحله سرنگونی اعلام کرد و از تمامی فرماندهان یگان های رزمی خواست که با تعطیل کردن کارها تمامی وقت و انرژی خود را به آماده سازی برای شرکت در عملیات سرنگونی معطوف کنند.
بعد از صدور دستور آماده باش توسط رجوی اکثریت نیروهای ستادها و بخش های سیاسی و پشتیبانی از محل کار خود آزاد و برای آموزش نظامی و شرکت در مانورهای نظامی در یگان های رزمی سازماندهی شدند و تمرینات و مانورهای نظامی آغاز شد. فرماندهان و مسئولین بخش های مختلف آنچنان تبلیغاتی به راه انداخته بودند و اذهان نیروها را مشغول کرده بودند که گویی ظرف چند روز آینده عملیات بزرگ آزاد سازی ایران انجام خواهد شد!…

هفت سال تجربه، برای سال ها زندگی – قسمت چهارم

خط و نشان کشیدن های تشکیلات برای من شروع شد

… در پذیرش در یگان هادی لاری سازماندهی شدم. تعدادی از بچه هایی را که قبلاً دیده بودم نیز آنجا بودند و همگی خود را به سرنوشت نامعلوم و سیاه خود سپرده بودیم، دیگر از این به بعد همه چیز اجباراتی بود که ما را در آنجا نگه داشته بود، ما دیگر نیروی داوطلب نبودیم، اسارت ما به همین سادگی در فرقه ی ضد بشری رجوی شروع شد.
روزهای نامعلوم و بی آینده ما شروع شد، آموزش های نظامی ابتدا با مشق نظام جمع و آموزش های کلاشینکف و آموزش های تشکیلاتی شروع شد، بعد از مدت زمان کوتاهی آموزش های انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین هم شروع شد و ما باید کاملاً تن به اجبارات بنده ساز رجوی می دادیم.
طی این مدت کوتاه تقریباً فضای تشکیلات اجباری مجاهدین برایم واضح شده بود و همین بس باید بگویم که دلم به حال نیروهای قدیمی که این همه سال به اسم مبارزه ، در این حصارهای تشکیلاتی محصور بودند می سوخت. من هم چاره نداشتم و سعی می کردم با صحبت های دوستانه و نزدیک با سایر اسیران خودم را مشغول کنم، اما در سازمان به این دوستی ها “محفل” می گفتند و ما حق نداشتیم صحبت های دوستانه داشته باشیم…

سلسله گفتگوهای انجمن نجات با اسیران پیوستی به سازمان مجاهدین خلق – قسمت اول

… آقای علی مرادی از پرسنل نظامی نیروهای مسلح بود که در عملیات های گسترده اولیه جنگ به اسارت نیروهای عراقی در می آید. او به مدت 9 سال در اردوگاه اسرای جنگی به سر می برد و سپس توسط عوامل سازمان مجاهدین خلق فریب می خورد و به قرارگاه اشرف منتقل می شود و اسارتی 15 ساله را در درون مناسبات مجاهدین خلق تجربه می کند.
… آقای علی بیگلری در سن نوجوانی در جریان جنگ ایران و عراق اسیر نیروهای بعثی می شود و به اردوگاه اسرا در عراق منتقل می گردد. او بعد از تحمل چندین سال اسارت در شرایط سخت و طاقت فرسای اردوگاه، توسط عوامل سازمان مجاهدین خلق فریفته و به پادگان اشرف در عراق منتقل می شود. او که بعد از انتقال به کمپ اشرف متوجه اشتباه خود می شود با فرقه رجوی علیه ملت خود همراه نمی شود و به این دلیل به زندان ابوغریب در بغداد فرستاده می شود….

* چهارشنبه 18 خرداد
در این روز مجموعاً 6 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:

کانون گرم خانوادگی، گویا ترین پیام پیروزی اعضای جداشده بر فرقه رجوی

چند تن از اعضای جداشده ساکن استان مازندران از دورهمی صمیمانه شان در دل طبیعت و در کنار خانواده هایشان ویدئویی منتشر کردند و گفتند: “هدفمان این بود که نشان دهیم ما جدا شده ها به دور از تبلیغات مسموم فرقه رجوی همچنان در کنار هم بوده و زندگی خوبی برای خود درست کردیم و از این بابت بسیار خوشحال هستیم و این پیام را به فرقه رجوی و دار و دسته تهی مغز او برسانیم که با وجود تبلیغات گسترده و مسموم علیه ما، ثابت قدم در مقابل توطئه های آنان ایستادیم. همچنین به دوستان اسیر خود در فرقه رجوی یادآور شویم که فرقه رجوی جز دروغ چیز دیگری نمی تواند به نیروهای خود بگوید. ما جدا شدگان تمام فریب و دروغ های رجوی را افشا کردیم و کلیه خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی به این اشراف رسیدند که ترس رجوی از ملاقات خانواده ها فروپاشی تشکیلاتش می باشد. جای همه دوستان گرفتار در فرقه رجوی خالی بود….”

تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت سی و نهم

… وقتی آمریکایی ها برای تحویل جعبه های مهمات آمدند، مشاهده کردیم خیلی راحت با چند ماشین آلات ساده صندوق ها را بسته بندی و بار کمرشکن کردند بدون این که به هیچ سربازی فشار جسمی وارد شود. آن وقت بود که فهمیدم در این سالیان چه بلایی بر سر افراد آمده و چرا بسیاری از نفرات مستمر دچار دیسک کمر، زانو درد و هرنیا می شدند و از پا درمی آمدند. چون به عمد همه کارهای سنگین را روی دوش نفرات می گذاشتند تا زمان طولانی تر شود و کسی بیکار نماند… در طی چند هفته یک گردان از نیروهای آمریکایی برای حفاظت از مجاهدین در بخش شمالی قرارگاه مستقر شدند (جایی که پیش از آن اصطلاحاً هتل نامیده می شد و یک گردان لجستیکی ارتش عراق ساکن بودند و کارهای تعمیراتی مجاهدین مثل تعمیر خودروهای نظامی را انجام می دادند). آمریکایی ها به این محل فاب FOB می گفتند و آنجا را کاملاً بازسازی نمودند و یک سکو هم برای نشست و برخاست بالگرد ایجاد کردند….

آلنا دوهان اسرار هویدا کرده و رجوی ها اگر دست شان برسد او را می کشند

… در نوشته ای که رسانه های رجوی به نقل از رسانه های آمریکا منتشر کرده اند درمورد خانم دوهان نوشته است که وی که در سال۲۰۲۰ از سوی شورای حقوق ‌بشر سازمان ملل به‌عنوان گزارشگر ویژه در امور تحریم‌ های یکجانبه تعیین شد یک مقام تخصصی و مستقل است که نظرات و گزارش های او موضع رسمی سازمان ملل نیست.
بله ماهم این موضوع را می دانیم که تنها گزارش هایی مورد توجه این ارباب اعظم رجوی قرار می گیرد که نفعی برای انحصارات آمریکایی که نماینده نیم درصد از مردم آمریکا – اقلیتی به غایت ثروتمند- داشته باشد و خانم دوهان شانس آورده که به خاطر این حقیقت گویی و تاباندن روشنایی مختصر به تاریکی ها، ترور نشده و تنها به دریافت رشوه متهم شده است….

بررسی ابعاد فرار محمود دهقان از زندان اشرف 3 و گستره تأثیرات آن

… متعاقب هر فرار، سران تشکیلات سراسیمه به دست و پا می افتادند و به فکر چاره جویی بودند بدون این که به علت و انگیزه فرار افراد فکر کنند فقط به فکر ایجاد موانع و غل و زنجیر، ایجاد حصارهای فیزیکی و تشکیلاتی ، ضوابط و قوانین سخت و دست و پا گیر و جاسوس پروری و ایجاد تیم های دو و چند نفره، افزایش ضوابط و قوانین سخت ترددات و تقویت تیم های حفاظتی و حراستی بودند.
… موضوع مهمی که با تمام اصول حفاظتی در ارتش ها مغایرت داشت و مورد سؤال همه بود، نحوه نصب و استقرار سیم خاردارها و فنس های حفاظتی و به اصطلاح دستک ها و نبشی های دیواره حفاظتی بود که در اصول حفاظتی این مدل و طرح دیوار و فنس و سیم خاردار کشیدن برای جلوگیری از نفوذ به داخل محوطه نظامی بود اما در اطراف پادگان اشرف برعکس، سمت و جهت دیواره های حفاظتی برای جلوگیری از خروج نیروهای داخل قرارگاه و فرار آن ها بود که برای بسیاری از خبرنگاران و بازدیدکنندگان خارجی سؤال برانگیز بود و خود دلیلی بر کذب بودن ادعای سران تشکیلات مبنی بر داوطلب بودن نیروهای آن ها محسوب می شد.
… فیلم استقبال از محمود دهقان و در آغوش گرفتن وی توسط هم بندهای رهایی یافته اش قطعاً امید را در دل محمود و محمودهای دیگر صد چندان می کند که افراد فقط باید زحمت بکشند و خود را به بیرون از تشکیلات رجوی رسانده و خود را به انجمن آسیلا برسانند. همچنین این اقدام ستودنی محمود دهقان موجب ایجاد انگیزه و امیدواری برای خانواده هایی می باشد که سال هاست در پی رهایی عزیزانشان از هیچ کوششی فروگذار نکرده اند و نور امیدی در دل های بی قرار آن ها روشن خواهد شد که به لطف خدا و تلاش خود اسرای در بند تشکیلات رجوی دیر نیست که سایر خانواده ها به آرزوی دیرینه خود یعنی در آغوش گرفتن عزیزانشان برسند.

آنانی که از مردم بریدند و آنانی که با مردم ماندند

کسانی که از مجاهدین بریدند با مردم ماندند و کسانی که با مجاهدین ماندند از مردم بریدند.

… در میانه همین خیانت ها و جنایت ها مردان و زنانی بودند که در برهه ای از تاریخ به ندای درونشان که آنان را به پرهیز از خیانت به مردم شان نهیب می زد پاسخ داده و از قطار پر سرعت و بی بازگشت رجوی خارج شدند. البته این جداشدن ها هم به همین راحتی نبوده است. چه توهین هایی که این افراد نشنیدند و چه تحقیرهایی که نشدند. چه زندان هایی که نکشیده و چه شکنجه هایی که نشده اند و چه مرگ های ناگواری که در این مسیر نصیب آنان نشد.اما علی رغم تمامی این سختی ها و فراز و فرودها آنچه که اصالت داشته و دارد همانا خروج از صف خائنین و پیوستن به صف مردم بوده است.
حال باید گفت: خوشا به حال آنانی که در زمان حیات شان توانستند از این فرقه وطن فروش خائن و جنایت پیشه جدا شوند و باقی عمرشان را در کنار خانواده و مهم تر از همه در کنار مردم شان سپری کنند.
بنابراین جنگ بین جداشدگان با رهبران مجاهدین و عوامل آنان، جنگ بین حلال زادگی و حرامزادگی است. جنگ بین خیر و شر است و فراتر از هر دین و آئینی جنگ بین وطن پرستی و وطن فروشی است. مرز سرخی که امروزه تعیین کننده صف دوستان و دشمنان مردم ایران زمین به حساب می آید. این که زود جدا شد یا دیر، زیاد مهم نیست و در بحث کلان ما هم جایی ندارد. مهم این است افراد در نقطه ای مسیر زندگی خود را از مسیر خیانت و وطن فروشی مجاهدین تغییر داده و دوباره به سوی مردم شان بازگشتند و بدا به حال آنان که همچنان در وادی خیانت به مردم و کشورشان پیش می روند.

حادثه متروپل آبادان و بور شدن فرقه رجوی

رسانه های فرقه مجاهدین خلق از روز اول حادثه متروپل آبادان شروع به نشر اخبار دروغ و انتشار آمار غیر واقعی از کشته شدگان این حادثه تاسف بار نمودند. آن ها مستمراً و به دروغ اخباری مبنی بر عدم امداد رسانی دستگاه های دولتی و وارونه جلوه دادن اخبار عزاداری مردم به شورش و درگیری با نیروهای دولتی می نمودند. نمونه بارز انتشار این اکاذیب در مورد حضور عشایر و قومیت های مختلف استان در آبادان به منظور شرکت در مراسم های عزاداری و ابراز همبستگی با خانواده های داغدار آبادانی بود که از آن به عنوان شورش عشایر و یا اخطار عشایر به دولت در زمینه اعلام مبارزه مسلحانه تبلیغ کردند.
… شکست تبلیغات دروغین سرکردگان فرقه مجاهدین خلق در جریان حادثه متروپل یک بار دیگر آن ها را بور و سرخورده کرد و نشان داد که مردم آبادان به هیچ وجه تحت تاثیر تبلیغات فریبنده فرقه رجوی قرار نخواهند گرفت و به همین دلیل سران فریبکار مجاهدین خلق مجبور شدند بعد از چند روز مجدد خفه خوان گرفته و درب دکان تبلیغات دجالگرایانه خودشان را گل بگیرند.

*پنجشنبه 19 خرداد
5 مطلب حاصل آخرین روز کاری هفته در سایت نجات است. مروری کوتاه بر برخی از آن ها به قرار زیر است:

جرمتان این است که مناسبات سازمان را شخم می زنید!

… بعد از کف زدن، مهوش سپهری شروع کرد به سخنرانی و در ادامه گفت می دانید این نشست را برای چه برگزار کردیم؟ همه گفتند خیر. در ادامه گفت سازمان از دست شما خسته شده است. سازماندهی خوبی ندارید و فرمان تشکیلاتی را انجام نمی دهید. مناسبات ما را شخم می زنید! چرا این کارها را می کنید؟ از جان سازمان چه می خواهید؟ به دستور برادر این نشست را برای شما برگزار کردم. برادر از دست شما خیلی ناراحت است. طبق لیستی که مسئولین شما به من دادند شما را جمع کردیم و طبق معمول یک سری از سران رجوی که از قبل توجیه شده بودند به پشت میکروفن رفتند و شروع کردند به بد و بیراه گفتن. یکی می گفت این ها ضد سازمان هستند. دیگری می گفت این ها در مناسبات ما شعبه سپاه پاسداران را باز کردند و …..
مهوش سپهری همان لحظه چند نفر را صدا کرد و بدون مقدمه شروع کرد به بد و بیراه گفتن به آن ها….

هفت سال تجربه، برای سال ها زندگی – قسمت پنجم

دو نفر دیگر از بستگانم را نیز به عراق کشاندند.

… در اواخر حضورم در پذیرش تعدادی زن سراغم آمدند و گفتند که اگر نیرو سراغ داری از آن ها دعوت کن تا به سازمان ملحق بشوند. من هم بی خبر از همه جا و ترفند هایی که هواداران سازمان در ترکیه برای ربودن ایرانی ها انجام می دهند ، به آن ها جواب مثبت دادم به این امید که لااقل بتوانم وضعیت خودم را به خانواده گزارش کنم.اما تصمیم جدی برای جذب آن ها نداشتم، در تماس اول فقط آن ها را باید به ترکیه دعوت می کردم ونباید هیچ چیز اضافی به خانواده می گفتم چون در این موقع تماس من قطع می شد، من از دو نفر دعوت کردم که به ترکیه بیایند، ا.ر برادر زنم و ح.ر پسرعموی زنم.
… من در تماس دوباره به آن ها گفتم و تاکید کردم متن نامه هایی را که می خواهید امضا کنید را دقیقا بخوانید و اگر نخواستید نیایید که تماس مجدداً قطع شد و من با جر و بحث از ساختمان مربوطه خارج شده و راهی پذیرش شدم. متأسفانه آن مزدور سازمان در ترکیه، با بیان این که در عراق شرکت دارد و شما نگران هیچ چیز نباشید، آن ها را فریب داده و آن ها در اواخر سال 1381 وارد عراق شدند…

شرح مختصری از محاکمه نصرالله مجیدی توسط سران فرقه رجوی

… رجوی ها افراد خواهان جدایی را به بهانه این که «طعمه» هستند مورد سرکوب وحشیانه قرار داده و مانع از خروج اعضای ناراضی می شدند.
… یکی از این نمونه ها مربوط به فردی به نام نصرالله مجیدی است. وی از اعضای قدیمی فرقه بود. در یکی از روزهایی که برای نشست طعمه در قرارگاه باقرزاده بودیم. به ما گفتند که برای نشست به سالن میله ای برویم. در آن ایام در سالن موسوم به سالن میله ای جلسه افراد خواهان جدایی برگزار می شد و برای این که از بقیه زهر چشم بگیرند، افراد دیگر را هم به آن نشست می بردند. در نشست های طعمه هر چند همه را سوژه کرده و خیلی اذیت کردند اما بر سر تعدادی از افراد که درخواست جدایی خود را اعلام کرده بودند، بلاهای بیشتری می آوردند.
… مشخص بود که از قبل سناریوها را چیده بودند. محور اصلی که مسئولین فرقه در آن نشست دنبالش می کردند این بود که نصرالله را علی رغم این که سالیان طولانی در بخش های مختلف فرقه کار کرده بود، یک فرد ترسو معرفی کنند که از ترس جان خواهان جدایی شده و به این ترتیب بگویند که رجوی و مناسبات فرقه هیچ مشکلی ندارد و این فرد به دلیل ترس از مرگ خواهان جدایی شده است. یعنی اول از همه تمام حرف ها و انتقادهای او را لگدمال کرده و مسکوت بگذارند و در قدم بعدی با تحقیر او و معرفی اش به عنوان یک فرد ترسو او را یک خائن جلوه دهند نه یک عضو معترض که به دلیل انتقادات مشخص خواهان جدایی است….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا