فعالیت های انجمن نجات

نجات در هفته ای که گذشت – شماره 65

مروری بر مطالب 28 آبان الی 3 آذر 1401 درج شده در سایت نجات

*شنبه 28 آبان

در روز شنبه جمعاً 9 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود:

مستند از تیرانا تا تهران رونمایی شد

… این مستند، ضمن نمایش تصاویری که بیانگر ایدئولوژی و افکار سازمان مجاهدین است، جمعی از اعضای این سازمان که از آن جدا شده اند، در برابر دوربین حاضر شده و درباره اتفاقاتی که بر آن ها گذشته است، سخن می‌ گویند. تلاش‌ های انجمن نجات و خانواده‌ ها برای آزادی اعضایشان بخش دیگری از این مستند را تشکیل می ‌دهد.به بررسی تلاش ‌های چند ساله خانواده‌ قربانیان برای ارتباط با اعضای خانواده‌ شان که در پایگاه سازمان مجاهدین خلق در تیرانای آلبانی اسیر هستند، می ‌پردازد. در این مستند، ضمن نمایش تصاویری که بیانگر ایدئولوژی و افکار سازمان مجاهدین است، جمعی از اعضای این سازمان که از آن جدا شده‌ اند، در برابر دوربین حاضر شده و درباره اتفاقاتی که بر آن ها گذشته است، سخن می ‌گویند. تلاش ‌های انجمن نجات و خانواده‌ ها برای آزادی اعضایشان بخش دیگری از این مستند را تشکیل می دهد….

دادخواهی رسانه‌ ای علیه سازمان مجاهدین خلق – از تیرانا تا تهران

سه فعال حقوق بشر آلبانیایی که شاهد مسائل و معضلات اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق در این کشور و به انحای مختلف در تماس با رفتارهای ضد انسانی این گروه با اعضای خودش قرار گرفته‌ اند، از تیرانا به تهران می ‌آیند تا از نزدیک با قربانیان شیوه تروریستی این گروه و خانواده‌ های اعضای دربند این فرقه گفت‌ و گو کنند. این موضوع مستند جدید شبکه پرس تی‌ وی است که پنجشنبه‌ شب، 26 آبان در مراسمی‌ با حضور خانواده‌ های اعضای محبوس گروه مجاهدین خلق، در تهران اکران شد….

بازتاب رسانه ای جلسه رونمایی از مستند “از تیرانا تا تهران”

… در این مراسم که به همت انجمن نجات برگزار شد، بیش از 500 نفر از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق و خانواده های اسرای دربند این سازمان حضور داشتند. این مستند با نگاهی نو به داستان قربانیان جنایت‌ های گروه تروریستی مجاهدین خلق می پردازد.
همچنین حدود بیست خبرنگار از رسانه های مختلف نوشتاری و تصویری در این مراسم شرکت داشتند و این رویداد را پوشش خبری دادند….

مراسم رونمایی از مستند “از تیرانا تا تهران” به روایت تصویر

مستند جدید پرس تی وی رونمایی شد

مراسم رونمایی از مستند “از تیرانا تا تهران” با روایتی از چشم انتظاری خانواده های اسرای دربند در سازمان مجاهدین خلق، به همت انجمن نجات، با حضور جمعی از اعضای نجات‌ یافته از فرقه مجاهدین خلق و خانواده‌ هایی که هنوز منتظر آزادی عزیزانشان هستند، عصر پنجشنبه ۲۶ آبان در تالار آبگینه مجتمع فرهنگی آبفای تهران برگزار شد….

روایتی از چشم‌انتظاری خانواده‌ های اسرای دربند مجاهدین خلق

مراسم رونمایی از مستند «از تیرانا تا تهران»

… ابراهیم خدابنده، مدیرعامل انجمن نجات گفت: مستند از تیرانا تا تهران اثری است که صحبت ‌های نجات یافتگان را به نمایش می‌ گذارد. به نظرم نمایش این مستند در فضای امروز ضروری است؛ به ویژه این که امروز سازمان مجاهدین خلق با فعالیت در فضای مجازی در نا آرامی ‌ها نقش دارد، به این شکل که هر کدام از اعضای این فرقه با اکانت های فیک، امنیت روانی ایرانیان را هدف قرار داده‌ اند….

“از تیرانا تا تهران” داستان داغ مادرانی که حسرت یک بار دیدن فرزند را به دل دارند

… خانم عبداللهی گفت: ما خانواده‌‌ های دردمند هستیم، چرا که 40 سال است که فرزندانمان در حصار این فرقه ظالم هستند. ما مادران تنها برای لحظه ‌ای دیدار با فرزند عزیزمان، نزدیک به 4 سال تحصن کردیم، اما به ما چنین اجازه دیدار ندادند. البته خوشحالم که برخی از این بچه‌ ها از آن سازمان فرار کردند، ولی پسر خودم، امیراصلان، نزدیک به 20 سال است که در این فرقه اسیر است. در این مدت من و دیگر خانواده‌ ها تلاش ‌های زیادی کردیم و حتی نامه‌ هایی به نهادهای حقوق بشری نوشتیم اما هیچ جوابی به ما داده نشد. با این حال، باز هم برای آزادی تک‌ تک اسیران مقاومت می‌ کنیم تا آن ها به دنیای آزاد برگردند….

حضور شهروندان آلبانیایی در مراسم رونمایی مستند “از تیرانا تا تهران”

… داشامیر مرصولی مدیرعامل آلبانیایی انجمن آسیلا و اریسا رحیمی همسر سرفراز رحیمی عضو جدا شده از مجاهدین خلق و از اعضای انجمن آسیلا همراه با چند تن دیگر از اعضای انجمن آسیلا شرکت کردند. اریسا رحیمی که از اعضای فعال انجمن آسیلا و علاقمند به فرهنگ و زبان زادگاه همسرش است به زبان فارسی در این مراسم برای حضار سخنرانی کرد… گفت: “رجوی یک جهنم درست کرده و از شما ممنونم که هستید و ما در انجمن آسیلا حمایت شما را داریم. وضعیت شما خیلی سخت است و مطمئنم روزی می ‌آید فرزندانتان از این جهنم بیرون می آیند. مریم رجوی از ما ترس دارد. او باید هم از ما بترسد. او از شما بچه هایتان و از ما عموی فرزندم و زندگی همسرم را گرفته است.”…

*یکشنبه 29 آبان

8 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:

پادکست با خبر باش – قسمت 3

در پادکست این هفته باخبر باش، موضوعات زیر را با هم مرور می کنیم:
– بررسی نظرات و پیشنهادات
– تظاهرات فرقه رجوی در خارج کشور و در شهر لاهه پایتخت هلند
ماجرای تابوت هایی که در این تجمع شرکت داده بودند چه بود!!
– بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا درباره سازمان مجاهدین خلق و تکذیب همکاری با این فرقه و حمایت از آن
با این که بر اساس این بیانیه دولت ایالات متحده امریکا این گروه را یک جنبش دموکراتیک قابل اتکا نمی داند اما به نظر نمی رسد قرارداد مزدوری و جاسوسی و ترور را با این گروه باطل کرده باشند!
– بررسی ادعاهای توخالی فرقه رجوی درباره آزادی لباس و نوع پوشش
مهدی براعی در حالی در این باره اظهار نظر کرده است که خودش آزادی پوشش ندارد
– به همراه چند نکته ریز و درشت دیگر

صحبت های اریسا رحیمی در مراسم رونمایی مستند از تیرانا تا تهران

… اریسا رحیمی همسر سرفراز رحیمی عضو جدا شده از مجاهدین خلق در آلبانی و از اعضای انجمن آسیلا بود که چند دقیقه ای رو به خانواده ها صحبت کرد: رجوی یک جهنم درست کرده و از شما ممنونم که هستید و ما در انجمن آسیلا حمایت شما را داریم. وضعیت شما خیلی سخت است و مطمئنم روزی می ‌آید فرزندانتان از این جهنم بیرون می آیند. مریم رجوی از ما ترس دارد. او باید هم از ما بترسد. او از شما بچه هایتان و از ما عموی فرزندم و زندگی همسرم را گرفته است….

رجوی ها تا بی نهایت با زن، زندگی و آزادی دشمن هستند – قسمت پنجم

ممنوع بودن دسترسی به وسایل ارتباط جمعی
بی خبر و ناآگاه نگه داشتن اعضا
علاوه بر وسایل ارتباطی امکان دسترسی به وسایل ارتباط جمعی هم در فرقه رجوی وجود نداشت و تنها وسیله ارتباط جمعی که مجاز بود، تلویزیون هایی بود که در سالن های غذاخوری هر مقر قرار داشت و هنگام وعده های غذایی برنامه پخش می کرد. این تلویزیون ها مدار بسته بودند و به یک اتاق در همان سالن غذاخوری که به آن اتاق فرهنگی می گفتند وصل بودند. در گذشته از طریق دستگاه ویدئو و بعدها از طریق کامپیوتر برنامه هایی که اعضا باید در هنگام وعده های غذایی ببینند از این تلویزیون ها پخش می شد. این برنامه ها شامل اخبار رادیو یا تلویزیون مجاهدین و سخنرانی های رجوی یا مریم قجر و یا مصاحبه های مسئولین فرقه یا اعضای شورا با تلویزیون فرقه بود. در هنگام صبحانه و میان وعده های صبح و عصر نیز معمولاً ترانه ها و سرودهای فرقه پخش می شد….

مسیر درخشان پیروزی

از تیرانا تا تهران، جاده ای ناهموار اما دست یافتنی

… همایش از تیرانا تا تهران هر چند در این گردهمایی جای بسیاری از مادران و پدران خالی بود زیرا بدرود حیات کرده بودند ولی بی تردید ارواح طیبه ی آن ها حضور معنوی داشت و نظاره گر بود، بدین خاطر گردهمایی از شکوه خاصی برخوردار بود و هر ناظر بی طرفی را به فکر فرو می برد و دچار حیرت می کرد.
… جوی اگر این محاسبه را دارد که پدران و مادران اسیران دربندش یا فوت کرده اند یا پیر و فرتوت شده اند و کاری از دست آنان ساخته نیست سخت در اشتباه است، نسلی در راه است که ادامه دهنده مسیر همان پدران و مادران سالخورده یا به رحمت خدا رفته اند، منظره ای که مرا دچار شگفتی کرده و حیرانم کرده بود و هنوز در حیرت آن صحنه ها هستم….
پیام این گردهمایی بسیار روشن بود:
تزریق امید و امیدواری به اسیران تشکیلات رجوی که نا امید نباشید، خانواده ها مثل کوه پشت سر شما هستند و از شما حمایت می کنند، فریب رجوی و دستگاه تبلیغاتی او را نخورید، فریب حرف های دوگانه رجوی را نخورید، خانواده ها هستند و در حمایت از شما هر گاه نیاز بوده به صحنه آمده و خواهند آمد تا به کمک شما عزیزان بشتابند و شما را از قید و بندهایی که رجوی ایجاد کرده است نجات بدهند.

دیدار اعضای انجمن آسیلا از نمایشگاه کتاب تیرانا 2022

… بیست و پنجمین دوره نمایشگاه کتاب تیرانا 2022 به همت انجمن ناشران آلبانی روز چهارشنبه گذشته آغاز به کار کرد. برگزارکنندگان اعلام کرده اند که 100 ناشر از جمله ناشران از کوزوو، مونته نگرو و مقدونیه شمالی در این نسخه شرکت خواهند کرد.
اعضای انجمن آسیلا با انتشار تصاویری از حضور اعضای این انجمن در این نمایشگاه نوشتند: انجمن آسیلا، نه تنها دروازه ای باز برای تمام ایرانیان و خصوصاً ایرانیانی است که سازمان مجاهدین خلق را ترک کرده اند، بلکه پنجره ای باز برای تبادلات فرهنگی میان ایران و آلبانی است.

جوابیه رئیس انجمن آسیلا به مجاهدین خلق

داشامیر مرصولی رئیس انجمن آسیا در بیانیه ای خطاب به مجاهدین خلق می گوید: تمایلی به جر و بحث با شما مجاهدین خلق ندارم و دلیل آن هم ساده است؛ سر و کار داشتن با خائنین و کسانی که فرهنگ و تاریخ کشورشان را دوست ندارند، ارزش ندارد. شما به آثار فرهنگی ایرانی که به زبان آلبانی منتشر و چاپ شده اند توهین کرده و آن ها را پاره کردید.
… داشامیر مرصولی خطاب به مجاهدین خلق می گوید: از من به عنوان چهره اول آسیلا نام بردید. بله من به کاری که با دوستان ایرانی ام انجام می دهم افتخار می کنم. کشور من به شما پناه داد اما شما از سخاوت و مهمان نوازی آلبانیایی سوءاستفاده کردید. در سفری که به ایران داشتم مهمان خانواده ای بودم که از شنیدن داستان آن ها شوکه شدم. زنی 40 ساله زنده مانده بود اما با عواقب و ضربه ای جسمی و روحی. او 5 ساله بوده که خواهر 3 ساله اش به توسط شما در اتوبوس کشته شده بود و این زن سال هاست که به خاطر ضربه جسمی و روحی نمی تواند بخوابد. پس از حقوق کودکان حرف نزنید….

لطفاً یک نفر از سازمان مجاهدین خلق به این ابهام ما پاسخ دهد

… سؤال این است که کدام دولت و به چه علتی سازمان تروریستی مجاهدین خلق با کارنامه درخشان 17000 ترور را از لیست تروریستی خارج کرد؟ سازمان و شخص مریم رجوی در ازای این لطف، چه خدماتی را قرار شد به آمریکایی ها ارائه بدهد؟
سؤال بعدی نیز این است که کدام دولت و کدام شخص سازمان مجاهدین را از عراق به آلبانی برد؟ کدام دولت 20 میلیون دلار به دولت آلبانی تقدیم کرد تا مجاهدین را در کشور خود قبول کند؟
سؤال دیگر این که چرا، مجاهدین در آلبانی در مقری مستقر شدند که قبلاً مقر آمریکایی ها بود؟
… “اذعان وزارتخارجه آمریکا به این که دولت آمریکا و هیچ کشور دیگر هیچ کمکی به مجاهدین نکرده است.”
خوب حالا مثلاً ما قبول می کنیم که آمریکا هیچ کمکی به مجاهدین نکرده است، آمریکا از خبر که “هیچ کشور دیگر” به مجاهدین کمک نکرده است را از کجا می داند؟ اگر قرار باشد هر کشوری که به مجاهدین کمک می کند باید به عرض آمریکایی ها برساند، که این یک امر شدنی و مرسوم نیست، وزارت خارجه آمریکا فقط می تواند از طرف دولت خودش این حرف را بزند، مگر آمریکایی ها وکیل و وصی همه کشورهای جهان هستند؟…

*دوشنبه 30 آبان

در این روز کلاً 7 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:

تیزر مستند از تیرانا تا تهران

… مستند “از تیرانا تا تهران” به بررسی تلاش‌ های چندین ساله خانواده‌ های‌ قربانیان مجاهدین خلق برای ارتباط با عزیزان خود که در قرارگاه این تشکیلات در شمال تیرانا پایتخت آلبانی اسیر هستند، می ‌پردازد. در این مستند، ضمن نمایش تصاویری که بیانگر ایدئولوژی سرکوبگر و افکار فرقه مجاهدین خلق است، جمعی از اعضای سابق این فرقه، در برابر دوربین حاضر شده و درباره آنچه در این فرقه از سر گذرانده ‌اند، سخن می‌ گویند. تلاش های انجمن نجات برای نجات اعضای دربند فرقه رجوی و رنج خانواده‌ ها در مسیر تلاش برای ارتباط با فرزندانشان بخش ‌های دیگری از این مستند را تشکیل می ‌دهد.

مجاهدین خلق مغضوب خداوند رنگین کمان، با زنده زنده سوزاندن کودکان

در حالی که ماشین تبلیغاتی فرقه مجاهدین خلق در حال نهایت سوءاستفاده از کشته شدن کودک بی ‌گناه ایذه‌ ای، کیان پیرفلک است، مروری هر چند کوتاه بر تاریخ چهار دهه جنایت مجاهدین خلق ابعاد کودک کشی در این تشکیلات را بسیار وخیم ‌تر از هر گوشه دیگری از دنیا روشن می ‌کند.
در سال‌ های دهه شصت، پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق اقدام به فعالیت های تروریستی علیه شهروندان و دولتمردان ایرانی کردند. اهداف این ترورهای کور مردم عادی، شهروندان بی ‌دفاع، رهگذران، مسافران وسایل حمل و نقل عمومی بودند. سازمان مجاهدین خلق بدون شرمساری، مسئولیت این ترورهای کور را به عهده می‌ گرفت و ترورهای شهروندان عادی را در رسانه‌ های خود اعلام می ‌کرد و از این عملیات ‌های تروریستی با عناوینی چون “اعدام انقلابی” و “آتش قهر خلق” یاد می‌کرد….

مهوش سپهری از دشمنی با کردها تا تونل تف

… “زندانی را در تونلی از کادرها و اعضای مجاهدین عبور می دهند و هریک از اعضای مجاهدین خلق و در حضور فرماندهان بالای مجاهدین به صورت زندانی تُف می اندازند و یا فحاشی کرده و مشت و لگدی نثار زندانی می کنند…، تا جایی که در این تُف باران تمام صورت زندانی پر از تُف می شود. این زندانیان توسط همین اعضای رده بالای شورا تحت مسئولیت مهوش سپهری (نسرین) که در سال ۱۳۸۰همر‌دیف رهبری عقیدتی گشت، جهت محاکمه از زندان به سالن معروف به سالن میله ای در قرارگاه باقرزاده منتقل می ‌شدند. همچنین تُف باران و فحاشی حین محاکمه با حضور بیش از ۱۰۰ تا ۲۰۰ تن از اعضا صورت می‌ گرفت در این محاکمات حتی نیمی از صندلی‌ های پلاستیکی شکسته شده بودند چون بر اثر ازدحام جمعیت افراد بالای صندلی ‌ها می رفتند تا صحنه درگیری ‌ها و ضرب و شتم را ببینند و همچنین شعار بدهند و فحاشی کنند… این جلسات توسط دوربین فیلمبرداری شده و مسعود و مریم رجوی همزمان به صورت زنده شاهد و ناظر بودند و بدین شکل از پشت صحنه به صورت مستقیم بر محاکمات و تُف باران و ضرب و شتم زندانی نظارت و کنترل داشتند. در سال ۱۳۸۰ این جلسات به مدت ۴ ماه طول کشید، اگر حادثه ۱۱ سپتامبر در آمریکا و حمله تروریستی به برج‌ های دوقلو صورت نگرفته بود، معلوم نبود ادامه این جلسات محاکمات و زندان و شکنجه ‌ها به کجا می‌ رسید. این حادثه باعث متوقف و کُند شدن این پروژه سرکوب شد.”

مزدوری بر پیشانی مجاهدین خلق حک شده است

… دولت آمریکا با مشاهده برخورد اکثریت مردم ایران با تجمعات و اعتراضات دو ماهه اخیر ایران و این که شعاری بنفع باند تکفیری رجوی از طرف شرکت کنندگان داده نشد و مشاهده نداشتن پایگاه مردمی این گروه تبه کار و دغل پیشه در ایران، صلاح خود را در این دید که چنین موضعی را اعلام کند و نگذارد دیگر گروه های اپوزیسیون که مجموعاً قوی تر از مجاهدین خلق هستند و رقیب آن، از آمریکا رنجیده خاطر شوند.
… سخنگوی مطبوعاتی مجاهدین در پاریس با فرصت طلبی زیاد وارد میدان شده و نتیجه گیری کرده که دولت آمریکا و هیچ کشور دیگر هیچ کمکی به مجاهدین نکرده است!
البته آمریکا اعلام نکرده که هرگز از یک آلترناتیو غیر دموکراتیک حمایت مادی و معنوی نکرده که اگر چنین ادعایی را می کرد فوری به او جواب داده می شد که مگر داعش، القاعده و…، جریانات دموکراتیک هستند که از آن ها و به طور کلی از تمام جریانات تکفیری اعم از مذهبی و سکولار حمایت می کنی؟!…

چون قافیه به تنگ آمد، نسرین به جفنگ آمد

… مهوش سپهری معروف به نسرین از کردهایی بود که همواره کردها را زیر ضرب می برد که باید زبان کردی را در سازمان فراموش کنند!
در سالن نشست های مهوش سپهری (نسرین)، یکی از تاکیدات موکد که با تندترین لحن ها بیان می شد، این موضوع بود که صحبت به زبان های غیر از فارسی ممنوع است. در حالی که زبان کردی هویت یک کرد است و نسرین به همین دلیل قصد داشت هویت کردی بچه های کرد را نابود کند، بارزترین خصوصیت اخلاقی نسرین فحاشی و هتاکی بود، همه بچه ها وقتی می فهمیدند که نشست نسرین است، خدا خدا می کردند ای کاش این نشست مزخرف و توهین آمیز کنسل شود.
… این همان نسرین است که به دستور او کوروش بچه سنندج را در زندان انفرادی اسکان به جرم نداشته و فقط برای اعتراض به علل وجودی سیم خاردارهای چند لایه رو به داخل در اطراف ما، آنقدر کتک زدند که از هوش رفت و او را پتو پیچ از زندان بردند. کوروش با آن موهای موج دار بلند و زیبایش از شجاع ترین نفرات در پذیرش بود، تا امروز هم که بیش از بیست و پنج سال از آنروزهای تلخ آبان ماه 1376 می گذرد، هنوز کسی از سرنوشت این جوان سنندجی برومند، اطلاع موثقی ندارد.
رهبران فرقه رجوی، که الآن بوی کباب (داغ کردن خر) به مشامشان رسیده است، همان ها هستند که در سرکوب قومیت ها در عراق و اشرف و با پشتوانه صدام حسین، سر از پا نمی شناختند و همین کردها را که امروز از حقوق حقه آنان سخن می راند، آدم حساب نمی کرد و سؤال هایشان را با شکنجه و زندان انفرادی پاسخ می داد. اگر امثال همین نسرین ها از حقوق کردها در سازمان دفاع می کردند، شاید تا به امروز اتفاق دیگری برای سازمان مجاهدین خلق افتاده بود و این همه دشمن و معاند و منتقد نداشت. خیانتی که امثال نسرین در حق مردم ایران و در سازمان روا داشتند، از سیاه ترین برگ های تاریخ این فرقه در عراق است. مردم ایران و کردها هرگز پشیزی برای این سازمان و امثال نسرین ها قائل نخواهند بود. مردم کردستان امثال نسرین ها را “جاش” می نامند، جاش به معنی اصلی قاطر است که در فرهنگ کرد نوعی توهین است و به معانی دست نشانده بودن و خائن استفاده می شود….

رجوی ها تا بی نهایت با زن، زندگی و آزادی دشمن هستند – قسمت ششم

آزادی ممنوع، محدودیت و کنترل تا دلتان بخواهد

… یکی از اصلی ترین دلایلی که رجوی ها وقت اعضا را پر می کردند این بود که مانع از فکر کردن اعضا بشوند. چرا که می دانستند دو عامل می تواند اعضا را به افراد مسأله دار تبدیل نموده و آن ها را به فکر جدایی و فرار بیندازد. یکی از این عوامل مسأله عاطفی بود که رجوی برای جلوگیری از بروز آن، ضمن آن که رابطه اعضا را با دنیای خارج فرقه قطع نمود، در داخل هم با بحث انقلاب طلاق و وادار کردن اعضای متأهل به طلاق همسران شان و ممنوع کردن ازدواج و همچنین جدا کردن فرزندان اعضای سازمان از آن ها و فرستادن این کودکان به کشورهای دیگر زمینه بروز آن را قطع نموده بود.
عامل دوم تفکر، اندیشیدن و کسب آگاهی بود. اگر اعضای فرقه فرصت فکر کردن می داشتند مسلماً با خودشان می اندیشیدند که چرا استراتژی رجوی همیشه شکست خورده است؟ چرا سال هاست که هیچ یک از ادعاهای او به واقعیت بدل نشده است؟ چرا از ارتباط با دنیای بیرون محروم شده ایم؟ چرا انقلاب طلاق که رجوی می گفت افراد را از قید و بندها رها می کند نه تنها چنین نکرد بلکه جز تباهی هیچ دستاورد دیگری نداشته است؟ چرا هر روز فشار بر اعضا بیشتر و بیشتر می شود؟ چرا به جای استقلال در حال پیشبرد خط صدام هستیم و تبدیل به مزدور او شده ایم؟ چرا مردم ایران به صورت عام و نه یک جریان خاص، به جای رو کردن به ما از ما روگردان شده و از فرقه متنفر هستند؟ و بسیاری سؤالات دیگر که بی شک جواب آن ها راه به جدایی از فرقه می برد….

*سه شنبه 1 آذر

در این روز 8 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:

استاندارد دوگانه ایران اینترنشنال در قبال اخبار مجاهدین خلق

در پی انتشار بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا مبنی بر عدم حمایت دولت آمریکا از مجاهدین خلق و تاکید این دولت بر غیر دموکراتیک بودن این تشکیلات، شبکه ایران اینترنشنال تنها رسانه خبری فارسی زبان ایرانی بود که این خبر را پوشش نداد.
روز سه شنبه گذشته، 24 آبان ماه 1401، یک سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه ‌ای که نسخه‌ای از آن به بخش فارسی صدای آمریکا ارسال شده بود، هرگونه حمایت دولت ایالات متحده از سازمان مجاهدین خلق را کاملاً رد کرد و اعلام کرد این گروه را یک “جنبش دموکراتیک قابل اتکا” نمی ‌بیند که “نماینده مردم ایران باشد.” در این بیانیه آمده است: “ادعاهایی مبنی بر این که ایالات متحده از سازمان مجاهدین خلق در آلبانی حمایت می ‌کند یا آن ها را آموزش می‌ دهد، کاملاً نادرست است.”
… تلویزیون ایران اینترنشنال تنها رسانه فارسی زبان ایرانی است که علی رغم ابراز تنفر جوامع ایرانی نسبت به تشکیلات مجاهدین خلق، در سال ‌های اخیر سخنرانی مریم رجوی در گردهمایی سالانه مجاهدین خلق را پوشش داده است. بنابراین انتشار گزینشی اخبار مرتبط با فرقه مریم رجوی از سوی این رسانه اعتبار آن را بار دیگر زیر سؤال می‌ برد.

ماجرای دو زنی که مسعود رجوی دستور حذف شان را صادر کرد

جنایت ‌های اشرفی علیه زنان

… مجاهدین خلق با انتشار جزوات، بیانیه ‌ها، فعالیت در دانشگاه و مدارس و نیز انتشار دیدگاه‌ های خود در نشریه مجاهد، توانست عده‌ ای از دختران و زنان را جذب کند. جذب زنان در سال ‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ به سازمان فقط محصول کار آنان نبود بلکه عملکرد ضعیف احزاب اسلامی رقیب نیز از دیگر عوامل پیوستن زنان به سازمان محسوب می‌ شد.
مریم سنجابی از اعضای شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق سال ۱۳۹۰ از این سازمان تروریستی جدا شد. او پس از مدتی به ایران بازگشت و کتاب زندگی ‌نامه و خاطرات خود را با عنوان سراب آزادی نوشت و توسط انتشارات پیشکسوتان سپاس به چاپ رساند. سنجابی با اشاره به سرنوشت دو عضو این سازمان به نام های مینو فتحعلی و مهری موسوی می‌ گوید:
مهری موسوی دانشجو و تحصیل کرده آمریکا بود. هنگامی که به عضویت شورای رهبری درآمد به او ابلاغ شده بود، دیگر نمی‌ تواند از سازمان خارج شود و هرکس درخواست جدایی کند سزایش مرگ است، با این حال جلوی تشکیلات ایستاد و اعلام کرده بود دیگر نمی ‌خواهد در فرقه رجوی بماند و قصد جدایی داشت. مهری موسوی قبل از شروع جلسات مدتی بود که به قسمت پرسنلی منتقل شده بود و با هم در یک ستاد بودیم….

صفی از تهران تا تیرانا تا رهایی عزیزانمان از بند مجاهدین خلق

… به تازگی آقای حسن حیرانی مدیر اجرایی انجمن آسیلا به همراه تنی چند از دوستانشان دستآویز بازی کثیف پشت پرده نخست وزیر آلبانی با مریم رجوی شدند و علی رغم میل باطنی به کمپی در آلبانی انتقال یافته اند و این نشانگر آن است که مریم قجر تا کجا از اعضای جدا شده و خانواده های چشم انتظار وحشت دارد. هر چند دیر هنگام ولی حال که دولت مردان آمریکایی نیز به غیر دموکرات بودن سران مجاهدین و سوءاستفاده از اعضا اذعان نموده است، وقت آن رسیده تا آقای ادی راما چشمان خود را باز کرده و به حقیقت اجتناب ناپذیر و خواسته های همه خانواده های اعضای گرفتار گوش فرا دهد….

سوءاستفاده مجاهدین خلق وطن فروش از نام ستارخان را محکوم می کنیم

به مناسبت 25 آبان که مصادف با درگذشت جانسوز ستارخان، این سردار ملی ایران است، باند تکفیری رجوی کما فی السابق در مقام سوءاستفاده از این نام نیک برآمده و نوشته مبسوطی در مورد دلاوری های کم نظیر ستارخان در جلوگیری از سقوط تبریز و اجازه ندادن به این شهر که مانند تهران در برابر استبداد و ارتجاع شکست بخورد، در رسانه های خود منتشر کرده است.
… باند تکفیری رجوی، راهی را طی کرده و می کند که در تعارض و تضاد آشتی ناپذیری با منش ستارخان و یاران وطن دوست و آزادیخواهش است و بنابراین اگر ذره ای خصلت انسانی در این تشکیلات تکفیری وجود داشت، به خود اجازه نمی داد که با سوءاستفاده از نام پر آوازه این انسان بزرگ، روح بلند او را آزرده کند.
… مجاهدین خلق تکفیری شب و روز به درگاه سلطه گران آمریکایی استغاثه می کنند تا مردم ایران – فرزندان ستارخان – را با تروریزم اقتصادی از پای درآورده و سپس با حمله نظامی کشور از رمق افتاده ما را اشغال کرده و تقدیم وی کند که توهمی بیش نیست….

خانواده های اسیران مجاهدین خلق؛ اندوهناک و چشم انتظار اما امیدوار و پیگیر

… غم بزرگی دردلم احساس کردم با این ذهنیت که چرا باید در عصر ارتباطات و تکنولوژی همچنان خانواده هایی باشند که سالیان متمادی از صحت و سلامت شان در فرقه مجاهدین، بی خبر و بی اطلاع باشند و به رغم این که شعار فعالان و سازمان های حقوق بشری گوش فلک را کر کرده است، فریادرسی نباشد….

*چهارشنبه 2 آذر

در این روز مجموعاً 7 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:

خانواده ها در پیوند با آسیلا، مرگ فرقه رجوی را رقم خواهند زد

… یک بحث واقعی در مورد سازمان وجود دارد و آن بحث مغزشویی در یک فرقه مخرب ذهن و روح است. در سازمان از صبح تا شب تلاش می شود که خانواده ها را برای امر مبارزه مضر و خطرناک جلوه دهند، در صورتی که همه بحث ها، پوشالی است و رجوی ها بهتر از همه می دانند که در صورت محقق شدن ملاقات اعضا با خانواده هایشان، تلاشی سازمان صد در صد است.
جمع حاضر در اشرف 3، یک تجمع به شدت وابسته به مغزشویی (حصارهای ذهنی) و حصارهای اطراف (حصارهای فیزیکی) است، طبق تئوری های رهبران این فرقه، همه اعضا باید ایزوله، جدا از جامعه، به دور از زندگی و خانواده ها باشند، وگرنه به سرعت برق و باد در معرض فروپاشی قرار خواهند گرفت.
این همه تلاش و جان کندن رهبران سرکوبگر فرقه از صبح تا شب، نشست های پی در پی طولانی مغزشویی روزانه، نشست های لایه ای، نشست های عملیات جاری روزانه، نشست های غسل هفتگی، اعترافات اخلاقی و جنسی روزانه، همه در راستای حذف و نابودی این ارتباطات خانوادگی تعریف پیدا می کند….

رجوی ها تا بی نهایت با زن، زندگی و آزادی دشمن هستند – قسمت هفتم

… زندگی در مناسبات جهنمی فرقه رجوی حالت ربات گونه دارد و همه چیز از مهم ترین مسائل عمومی تا ریزترین مسائل فردی که فقط به خود فرد برمی گردد، از طرف تشکیلات برای نیروها برنامه ریزی شده و نیروها حتی در بالاترین سطوح مانند ربات مجری آن برنامه ها بوده و مجبور به اجرای مو به موی برنامه ریزی هایی که برایشان انجام می شود هستند. آنچه در فرقه رجوی وجود دارد زندگی نیست بلکه بردگی و شرایط بی روح ربات وار است که جز ناامیدی، ناتوانی و پوچ شدن دستاورد دیگری برای نیروهای فرقه ندارد. آمار بالای خودکشی در بین نیروهای فرقه خود گویای این حقیقت است.
… اعضای مجاهدین که از گذشته خود جدا شده بودند و از خانواده پدری خود جداشده و هیچ ارتباطی با پدر، مادر، خواهر یا برادر و دیگر اقوام خود نداشتند و از کشور خود نیز خارج شده و هیچ هم زبان و دوستی هم نداشتند، مجبور شدند اگر متأهل هستند همسران خود را طلاق داده و اگر مجرد هستند فکر ازدواج را از سر خود بیرون کنند.
رجوی پایه ای ترین موضوعات زندگی و روش های بر طرف کردن نیازهای عاطفی و غریزی را از اعضای فرقه گرفت تا بتواند به جاه طلبی های پایان ناپذیر خود برسد.

کتاب تهران تا تیرانا روانه بازار شد

کتاب “تهران تا تیرانا” که خاطرات مسعود خدابنده را روایت می کند روانه بازار شد. مسعود خدابنده که با نام مستعار “رسول” در سازمان مجاهدین خلق فعالیت می‌ کرد، در تابستان 1360 مسئول مستقیم انتقال محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری (عاملین انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری و دفتر نخست ‌وزیری) بود. اطلاعات او از پیشینه سازمان، روابط تشکیلاتی، طرح‌ های عملیاتی گوناگون، کمپ اشرف، منابع مالی سازمان مجاهدین خلق و پشت‌ پرده روابط مسعود رجوی با افراد و گروه‌ های مختلف، خواندنی و جالب است.
به باور خدابنده که در سال 1375 از سازمان جدا شد و امروز خارج از ایران به سر می ‌برد، سنوات حضورش در فرقه رجوی، سیاه ‌ترین سال‌ های عمرش بوده است. از این رو امروز بنا را بر افشاگری و واگویی ناگفته‌ ها گذاشته است.
قدرت تحلیل بالای مسعود خدابنده و این که وی به عنوان محافظ مخصوص مسعود رجوی، اطلاعات و خاطرات زیادی از سرکرده فرقه مجاهدین دارد نیز، خاطرات خدابنده را جذاب ‌تر کرده است. بی ‌گمان خواننده با مطالعه هر بند از این خاطرات، آگاهی تازه‌ ای درباره سازمان مجاهدین خلق به دست خواهد آورد….

محمدرضا مبین: با موسیقی خبر زنده بودنم را به خانواده ‌ام دادم

… محمدرضا مبین متولد سال 1347 در تبریز، از اعضای انجمن نجات است که در سن 28 سالگی از طریق رادیو مجاهد با سازمان مجاهدین خلق آشنا می ‌شود و انگیزه‌ های اجتماعی و همچنین نارضایتی ‌های شغلی، او را به عضویت در این سازمان سوق می‌ دهد.
او که اکنون 18 سال است از اسارت این سازمان رها شده، در مراسم اکران مستند”از تیرانا تا تهران” گفت: برحسب انگیزه‌ هایی که داشتم در سال 1375 به ترکیه رفتم و در آنجا به مسئولین سازمان متصل شدم؛ سپس به اردن و بعد از آن هم به عراق رفتیم. موضعگیری من با سازمان از زمانی آغاز شد که متوجه شدم باید تا پایان عمر در آنجا بمانیم، زیرا قبل از عضویت، کسی این مسأله را به ما نگفته بود … در مهرماه سال 1376، بعد از اعتصاب 3 روزه غذا در سلول انفرادی زندان اشرف به مدت 6 ماه حبس شدم و شکنجه های روحی و جسمی بسیاری را تحمل کردم تا این که در اسفند همان سال مرا به صورت مشروط آزاد کردند. از طرفی برای آن که بتوانم خانواده را از وضعیت خود مطلع کنم وارد فعالیت‌ های هنری سازمان شدم و ترانه‌ های آذری خواندم. در سال 1382 یک نفر از تبریز که چهره مرا در ماهواره دیده و شناخته بود، خبر زنده بودنم را به خانواده رسانده بود….

پای صحبت های تعدادی از خانواده های شرکت کننده در همایش از تیرانا تا تهران

… مستند “از تیرانا تا تهران” به تهیه‌ کنندگی انجمن نجات (انجمن نجات ‌یافتگان از فرقه مجاهدین خلق)، محصول شبکه پرس تی وی شرح مفصلی است از رنج خانواده‌ های چشم انتظاری که فرزندانشان در کمپ مجاهدین خلق در روستای مانز در شمال پایتخت آلبانی اسیر هستند و سال ‌های متمادی است که اجازه هیچ گونه تماس و دیداری با خانواده‌ هایشان نداشته‌ اند.
در این مستند ضمن نمایش تصاویری که بیانگر ایدئولوژی و افکار سازمان مجاهدین است، جمعی از اعضای این سازمان که از آن جدا شده‌ اند، در برابر دوربین حاضر شده و درباره اتفاقاتی که بر آنان گذشته است، سخن می ‌گویند. تلاش‌ های انجمن نجات و خانواده‌ ها برای آزادی اعضایشان بخش دیگری از این مستند را تشکیل می‌ دهد….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا