آن تجمع تشکیلات نامیده میشد. به علت اینکه نفرات به طور تمام وقت و رایگان وجود خود را در اختیار تشکیلات گذاشته بودند آن ها را تشکیلاتی مینامیدند. هیچ فردی با نام و نشان اصلی خودش برای دیگران شناخته شده نبود. بیشترین وقت افراد تشکیلاتی صرف شرکت در کلاس های آموزش ایدئولژیک و همسو شدن با خواسته های رهبر تشکیلات میشد. رهبر بر آن بود که به شیوه مسلحانه جایگزین رهبر حکومت اسلامی در ایران شود. برای رسیدن به این هدف نیاز به افرادی از جان گذشته داشت.
تمامی این جماعت توسط دولت فرانسه به عنوان پناهنده سیاسی شناخته شده بودند و از حقوق و مزایای پناهندگی برخورداربودند. این در صورتی بود که نه دولت فرانسه این افراد را میشناخت و نه خود این افراد چیزی از مفهوم پناهدگی و استفاده از حق و حقوق قانونی خودشان سر در می آوردند. همه چیز در درون یک رابطه، و پیمان سیاسی بر اساس منافع رهبرین رد و بدل میشد. سال هزار و سیصد و شصت و دو بود و تا سه سال بعد که این افراد را به عراق فرستادند آن ها کلامی زبان فرانسوی نیاموخنتد و در واقع نفهمیدند که در کدام قسمت از این کره خاکی مشغول نفس کشیدن هستند
برچسب ها
رهایی معکوس رجوی ۳۰ مهر آزادی و یا اسارت زنان در مجاهدین خلق
افراد در محیط بسته تشکیلاتی وقتی زندانی سیاسی آرزوی بازجو شدن دارد
هیچ عشقی جز عشق به برادر مسعود روایت دیگری از امیر یغمایی، نسخه مجاهدین خلق در جهان 1984
۳۰ مهر آزادی و یا اسارت زنان در مجاهدین خلق
بحث درباره روز ۳۰ مهر و شعار “آزادی زنان” در سازمان مجاهدین خلق، یکی از پرجنجالترین و در عین حال تلخترین تناقضهای درونی این تشکیلات است. در تقویم و تبلیغات رسمی سازمان، ۳۰ مهر (سالروز انتخاب مریم رجوی به عنوان مسئول اول سازمان در سال ۱۳۷۲) به عنوان نقطهعطفی برای “رهایی و آزادی زنان” تبلیغ […]
وقتی زندانی سیاسی آرزوی بازجو شدن دارد
یکی از خاطراتی که از دوران حضورم در مناسبات تشکیلات مجاهدین به یاد دارم، مربوط به یکی از نشستهایی است که در آن از اعضا پرسیده شد: “اگر روزی سرنگونی محقق شود، میخواهید چهکاره شوید و چه مسئولیتی بر عهده بگیرید؟” طبیعتاً پاسخها متفاوت بود و هرکس بر اساس تصور خود از آینده، شغل یا […]
روایت دیگری از امیر یغمایی، نسخه مجاهدین خلق در جهان 1984
در این بخش از “۱۹۸۴” جورج اورول، “اوبراین” از قدرتی حرف میزند که میخواهد عشق و وفاداری انسان را تصاحب کند و دشمنی دائمی برای شکست دادن و تحقیر کردن داشته باشد. برای من، این توصیف شباهتی تکاندهنده با مناسبات مجاهدین خلق و جایگاه “برادر مسعود” دارد. اوبراین میگوید: “هیچ وفاداریای جز وفاداری به حزب […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
