نگاهی به حکم دستگیری رجوی
روزی یکی از مقامات قضائی عراقی از ما پرسید که اگر زمانی مسعود رجوی را بتوانیم پای میز محاکمه بکشانیم به نظر شما با وی چکار باید کرد. جواب دادیم نوع مجازات از نظر ما اصلا مهم نیست و ما به دنبال انتقام جوئی نیستیم. برای ما کشف حقیقت از همه چیز مهمتر است. اما در چنین حالتی خواست ما اینست که رهبران فرقه به دست جداشدگان این فرقه سپرده شوند و یک نشست عملیات جاری با حضور تمامی اعضای سازمان مجاهدین گذاشته شود و از وی در خصوص نزدیک به 40 سالی که خود مدعی رهبری سازمان مجاهدین خلق است سؤال گردد
حکم دستگیری مسعود رجوی و مریم عضدانلو، از اراده تا اجرای قانون عدالت
در واقع می توان گفت کشتارهای جمعی و دفن دستجمعی انسان های زیادی که تا همین چند ماه پیش هم شاهد کشف گورهای آنها بودیم، بخشی از جنایاتی است که رجوی در آن دست و مشارکت داشته است. در تأیید و تأکید این جنایات و پیوندهای خونی و سیاسی و ایدئولوژیکی میان رجوی و صدام همین بس که رجوی پس از سقوط صدام هیچگاه حاضر به رسمیت شناختن دولت و مقامات منتخب مردم عراق نگردید
چرا سازمان مجاهدین در برابر فساد جنسی” رجوی” سکوت میکند؟
سازمان مجاهدین البته تلاش میکند در برابر این موج هماهنگ و تاثیر گذار، تا جایی که ممکن است سکوت کرده و سخنی به میان نیاورد و از مطالب مهمی که پیرامون این سمینار مطرح شد بزدلانه بگذرد، اما گستردگی و حجم بالای ملاقات های مهم با مسئولین حقوق بشری کشور ها و تصمیم گیرندگان سیاسی و همچنین گزارشات تکمیلی ازاین سمینار که تاکنون بالغ بر 23 گزارش مفصل و صدها عکس و دهها مصاحبه و فیلم بر روی شبکه جهانی یوتوپ و را شامل میشده است، نهایتا این فرقه مذهبی رابه جایی هدایت کرد تا بالاجبار و از روی استیصال و درماندگی مجبور شود سکوت خود را در برابر جنایات افشا شده بشکند
واکنش مجاهدین خلق به احکام بازداشت مسعود رجوی و مریم رجوی
خبر صدور احکام بازداشت مسعود و مریم رجوی توسط دادگاه عالی جنایی عراق، واکنش گروه تروریستی مجاهدین را نیز برانگیخت. واکنش مجاهدین به این خبر، حاکی از آن است که منتظر اقدام قضایی علیه خود می باشند. انتظاری که بر مبنای آن و برای مقابله از قرار گرفتن در مقابل قانون تمهیدات امنیتی – تبلیغاتی خاصی را در نظر گرفته اند تا غافلگیر نشده و به اصطلاح دست پر داشته باشند.
دار و دسته ی رجوی بازی را باخته اند
سالهاست سران فرقه ی مجاهدین در سیمای آزادی و از طریق سایت های وابسته بدون رعایت پرنسیب های اخلاقی و معیارهای انسانی بر علیه انجمن نجات لجن پراکنی می کنند. آنان با طرح مسائل غیر واقعی و نادرست سعی کردند تا ماهیت انجمن نجات و فلسفه وجودی آن را انکار کنند. حال پرسش این است که آیا سران مجاهدین پس از سالها لجن پراکنی و فریبکاری توانستند ذهنیت خانواده ها را نسبت به انجمن نجات مخدوش کنند؟
فیل هوا کردن فرقه رجوی در پاریس
این فرقه با جار و جنجال بسیار مراسمی را در حومه پاریس و با صرف هزینه های هنگفت باد آورده براه انداخت با این عنوان که کمپ اشرف را همچنان در مالکیت خود نگهدارد و در قدم های بعد هم از لیست سیاه وزارت خارجه آمریکا خارج شود همچنین بگوید که سرنخ بحران های مورد قبول غرب علی الخصوص آمریکا، در ایران و کنترل اوضاع واحوال آنجا را در ما جستجو کنید و نه فرد یا گروه دیگر.
تحلیل دروغ مجاهدین از تجمع در مقابل سفارت فرانسه
این سازمان به صورت ناشیانه ای در تحلیلهای خود تجمع اعتراض آمیز خانواده های قربانیان ترور را به تجمع برخی مزدوران ونیروهای بسیجی تعبیر کرد. که در مقابل سفارت فرانسه به سر دادن شعار بر علیه مجاهدین و فرانسه پرداخته اند. حال انکه اگر با دقت به تصاویر این تجمع نگاه می کردند پدران و مادرانی را می دیدند که عکس عزیزان خویش را که توسط تروریستهای این سازمان ترورشده بودند در دست داشتند.
سمینار بزرگ پاریس و دستاوردهای آن
دستاورد بسیار مهم و مثبت این سمینار همدلی و هماهنگی هر چه بیشتری بود که بین جداشدگانی که برای رهائی افراد گرفتار در داخل فرقه و حمایت از خانواده ها فعالیت می کنند بوجود آمد. بعد از این سمینار این فعالیت ها شتاب تازه ای به خود گرفت و پی در پی با برگزاری آکسیون ها، ارسال نامه به ارگان های بین المللی، مصاحبه با رسانه های جهانی و دیدار با مقامات و شخصیتها همراه بود.
کارناوال تاورنی ؛ تابلو رسوائی فرقه مافیایی رجوی
طبعآ هر گروه و یا حزبی که از خود چیزی داشته باشد حاضر نمی شود این رسوایی را پذیرا باشد و مجبور شود پرچم امریکا را در برنامه خودش به اهتزاز در اورد و افرادی چون بولتون و…جنگ طلب را برای حمایت از خود همراه کند بلکه این نشانه ضعف و درماندگی فرقه را نشان میدهد که حاضر هست با وجود منفوریت این ادمها در میان ایرانها و دیگر ملل از انها برای شرکت در تجمعات خود برای کسب حمایت دعوت کند.
گردهمایی تاورنی و باز هم آویزان شدن به چهره های منفور
جان بولتون که امروزه از مدافعان صریح و پرو پا قرص اسرائیل است و در دولت بوش بدلیل ضدیت هیستریک با ایران و حمایت از اسرائیل از یک طرف و هم باند بودنش با رامسفلد وزیر دفاع وقت در دولت بوش ازطرف دیگر از افراد و شخصیت های مورد علاقه سران سازمان بود و از همان موقع به او دخیل بسته بودند و میخواستند به رهبری جان بولتون در ایران انقلاب کنند و به پیروزی برسند.
بیست تا سی خرداد، نماد پارادکس عمیق در فرقه مجاهدین
درپی اعتراضات و اغتشاشات سال گذشته پس از انتخابات ریاست جمهوری که فرصت طلبان سازمان مجاهدین خلق هم سعی بیهوده کردند تا خودنمایی کنند، خردادماه امسال (سال 1389) برای مجاهدین فرصتی حیاتی بود تا علی رغم ادعاهای یک دهه اخیر مبنی بر کنارگذاشتن مشی مسلحانه، پیام خیزش بدهند و عادت دیرینه خود که همانا خشونت و ترور است را یادآور شوند. دستگیرشدگان سازمان مجاهدین در اظهارات خود اعترافات کردندکه به آنها تاکید شده بود که انفجارها و بمب گذاری ها باید در فاصله بیست تا سی خرداد صورت بگیرد.
بهره برداری مجاهدین از یک زندانی فریب خورده با مظلوم نمایی ابلهانه
ولیکن سوال دراین است که چگونه است که سازمان توقع دارد سعید ماسوری که بقول خودش صرفا به اتهام ارتباط وهمکاری با همین سازمان به زندان افتاده وازحکم اعدام به حبس ابد تقلیل یافته بایستی از امتیاز مرخصی برخوردار باشد اما اسرای اشرف که روزگاری به هرنحوی که خود جای تامل دارد به گروگان گرفته شدند حق ندارند که دردرون مناسبات لحظاتی با خود خلوت کنند