چرکآبه های زخم بی درمان رجوی در واشنگتن
زخم تاریخی رجوی این بار در محفلی از بی پرنسیب ترین نوع از لابی های واشنگتن سر باز کرد. باز بوی گند چرکابه آغشته به”طعم پوتین های صدام پس از کشتار حلبچه”، عطر مشمئز کننده”همکاری با موساد برای قتل اساتید دانشگاه تهران”، نجاست”بی وطنی و مردم فروشی در اطلاعات شویی اتمی برای راست ترین جناح های جنگ طلب” و قیافه تهوع آور جعفرزاده ها در حال فریاد”خواهران و مادرانمان در ایران را بمباران کنید” فضای مجازی را پر کرد.
خانواده ها، دشمن اصلی رجوی وخاری مغیلان برچشم او!
پس با این وصف شما از کم وکیف قضیه آگاه هستید و برخوردتان با مسئله ثابت میکند که رهبران فرقه چگونه این اسرا را دربیخبری مطلق نگهداشته واز یک ملاقات ساده که ممکن است این مغزشوئی شدگان را به دنیای واقعی بازگرداند، اینقدر واهمه دارد که این مشکل به شما مربوط است وبیخود وناجوانمردانه به خانواده ها انگ نزنید!
خیمه شب بازی تکراری فرقه مجاهدین
باز هم سناریو و خیمه شب بازی برای مظلوم نمایی رجوی؛ رهبر فرقه مجاهدین و مظلوم واقع شدن او در نوک پیکان مبارزه در سایت ها و چرندیات مجاهدین شروع شده اما این بار از زبان یک سناتور بازنشسته خارجی و با 12 سال تاخیر.
احمد شهید در زیر یوغ فرقه رجوی
احمد شهید که بظاهر نماینده حقوق بشر می باشد تمام قد در اختیار رژیمهایی همچون آل سعود و صهیونیستهاست و برای آنکه بتواند مسئولین کشورمان را منزوی نشان دهد، از همکاری سران مجاهدین نیز استفاده می نماید که عین این مطلب را زمانیکه با او ملاقاتی داشتیم گفتم، نتوانست جواب قانع کننده ای به ما بدهد و این نشانگر مترسک وار بودن احمد شهید در برابر خیانتهای عناصری همچون فریده کریمی بود که البته تمامی جنایتهای این جنایتکاران در برابر ملت غیور کشورمان هیچ ارزشی نداشته و برای ان تره هم خورد نمیکنند، حال چه رسد به اینکه این فرقه ضدبشری با همکاری عناصر خیانت پیشه ای همچون احمد شهید بخواهند بر علیه کشورمان بیانیه صادر کنند.
زخمى شدن رجوى، فریب یا واقعیت
بیاد دارم که مطلقاً کسى حق اسم آوردن از مکان مسعود رجوى را نداشت و کسى جرأت طرح چنین ابهام ذهنى را نداشت و فوراً انگ مزدور و جاسوس و … میخورد. براى زهر چشم گرفتن از نفرات در یک نشست عمومى گفته شد که یکى از شورایى ها در رابطه با محل برادر مسعود سؤال کرده که قاطعانه از طرف سازمان به آن شخص گفتیم، کسى که موقعیت رهبر ما را بخواهد قطعاً مأمور وزارت اطلاعات هست و ما اجازه به هیچ مزدورى نمیدهیم که در رابطه با موقعیت رهبرمان سؤالى از ما داشته باشد.
زخمی شدن مسعود رجوی درصحنه رقص رهائی بود، نه در صحنه جنگ
این یک سناریو است که توسط خود سران فرقه در اورسور اواز تهیه شده است و این سناریو توسط لابی های استخدامی اجرا شد به سه دلیل: یک، نیروهای که درون تشکیلات مسأله دار هستند با توجه به اینکه در حال انتقال به کشور البانی هستند.تمام آنها به نوعی با این مسأله درگیر می کنند که ماه ها مشغول گزارش نویسی و نشست های متعدد می کنند. دوم، با این شعبده بازی نیروهای معترض را سرکوب می کنند که رجوی به خاطر آنها مجروح شده بعد آنها میخواهند فرقه را ترک کنند.
تهمت های مجاهدین به افراد جدا شده و خانواده ها
آقای مهران کریمدادی مزدور نیست ایشان هم یکی از همان به اصطلاح مجاهدین خلق بود که بعداز سالها اسارت در اشرف، پی برد به ماهیت کثیف شما و توانست خودش را نجات دهد و تمامی خانواده ایشان در حال حاضر در اسارت شما به سر می برند. و حالا که ایشان در درون مناسبات و سر سپرده جنایات شما نیست آدم بده شده و لقب مزدور گرفته؟ وقتی که شما دم از آزادی می زنید دیگه چرا به ایشان همچین لقبی رو زده اید؟ایشان می تواند آزاد زندگی و راه خودش را خودش انتخاب کند.
چرا فرقه رجوی در مقابل جداشدگان هیستریک می شود؟
این روزها رهبری فرقه انسان کش مجاهدین در مقابله با افشاگری ها و فعالیت های جداشدگان از فرقه اش به ستوه آمده و در یک سلسله اقدامات عجز آلود آه و فغان سر می دهد و با تهدید و توهین با فرهنگ خاص فرقه ای علیه این طیف از انسان های با وجدان که فقط برای دفاع از دوستان در بندشان روشنگری می کنند به میدان آمده است. اگر سری به لجن پراکنی های اینترنتی رجوی بزنید خواهید دید که اوج استیصال درتشکیلات مستهلک و بریده و ناتوان این فرقه موج می زند.
عاشق رجوی شدن از روی یک عکس وتفرعاتش!
آباد کردن یک پادگان سه چهار هزارنفری با درآمد کلان دولت صدام کار شاقی نبود وصدام دراداره ی جنگی با آن عظمت، هرگز تنگنای مالی را تجربه ننمود وازمحل استقرار شما هم بعنوان یکی ازپادگان هایش حمایت مالی کلانی میکرد و کارگرانی مثل شما، دربرابر غذای روزانه ی خود وبدون دریافت دستمزد، برایش کار میکردید وبنابراین مشکلی در ساختن اشرف وجود نداشت!
روزهای پایانی قرارگاه اشرف و این ها نگون بخت های ارتش رهایی
این ها شیر زنان ارتش آزادیبخش مجاهدین خلق فرقه رجوی هستند که روزی ادعا می کرد که اینان مریم رهایی را به تهران خواهند برد. حال و روز آن ها را ببینید، جوانان دیروز و بخت برگشتگان امروزند. هر کدام دچار امراض زیادی شده اند از مشکلات روحی و روانی تا آسم و ضعف جسمانی و پیری و هزار مشکل دیگر. رجوی فریبکار بیش از سی سال هر سال را سال سرنگونی اعلام کرد و با این ترفند این بخت برگشته ها را نگه داشت، حال که همه مریض و پیر شده اند دیگر جایی برای رفتن ندارند.
مریم رجوی و توهم ۲۲ سال ریاست جمهوری در ایران
سرکردگان فرقه آنقدرآش تبلیغات ریاست جمهوری مریم را شورومبالغه ودروغ را ازحد گذرانده بودند که اسباب مضحکه اعضا شده بود ازاعلام حمایت روستای منیهوی درجنوب تا مردم روستای بی بی جان درشمال،ازسردادن شعارمریم مهرتابان رئیس جمهورایران دراستادیوم آزادی تا توزیع شیرینی دربندهای زندان اوین وهمبستگی پرسنل زندان! واقعا مضحکه ایی شده بود.اکنون سالیان ازاین سناریوی کمدی وترمانده است اژدیک می گذرد ولی مریم هنوز درتوهم احمقانه ریاست جمهوری مانده است
نامه خانم اقدس رضائی به فرزند اسیرش در فرقه رجوی
چطوری جویای احوالی باشم که دراین مدت طولانی، بی خبری ودوری تمام نشده ونمی شود. با این حال ازپسرم، نوردیده ام خواهش میکنم دراین آخر عمر ی لااقل با صحبت کردن تلفنی امتناع نکرده ودلم را شاد کند. چندین بار شماره تلفن ها عوض شده ولی من هنوز تلفن قدیم را دارم وچگونه ازحالم ترا باخبر کنم که رسم نامه نگاری را بجا آورده باشم. نمی دانم. واین چندمین نامه است که مینویسم وازتو خبری نیست. نمیدانم.