اسطوره پنداری مجاهدین نافی ذهن دموکراتیک
مسعود رجوی و مجاهدین در باتلاق اشرف گیر افتاده اند. خروج ناگزیر بردگان فکری مستقر در اتوپیای خیالی و دروغین اشرف و انتقال آنان به کمپ موقت ترانزیت و فضای آزاد که امکان و زمینه دیالوگ با دنیای پیرامونی برای عناصر مجاهدین میسر خواهد شد این روزها همچون کابوسی ست که خواب راحت را از مسعود رجوی و سایر رهبران فرقه ی مجاهدین ربوده است.
جابجایی و بروز تناقضات و تضادهای درونی سازمان مجاهدین
معلوم نیست که از کی رهبری سازمان برای آزادی اینقدر منزلت و ارزش قائل شده است. مگر همین آقای رجوی بارها و بارها آزادی را معادل سرکشی و عصیان تشکیلاتی تعبیر نکردند. مگر همین رجوی با تبیین و تئوریزه کردن محاط تشکیلاتی عملا و علنا به مقابله و جنگ با آزادی های ادعایی نرفت و آن را مهلک تر از سم برای تشکیلات اش معرفی نکرد؟ اینها البته بحث های قدیمی و تکراری است که چندان طرح آنها ضرورتی ندارد. و اصلا یادآوری این تناقضات هم برای کسانی که خود بهتر از هرکس بر چند و چون این اعتراضات و بیانیه نوشتن ها اشراف و اذعان دارند، اثر و فایده ای ندارد.
جنجال آفرینی و طرح خواسته های نامشروع توسط مجاهدین
در ورای تمامی هیاهوی تبلیغاتی و بزرگنمائی مشکلات موجود در کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) آنچه که مجاهدین بیشتر از سایر خواسته هایشان روی آن تمرکز نموده اند، همانا حضور نیروهای پلیس در محوطه داخلی کمپ – که اصلی ترین تهدید برای درهم شکسته شدن حصارهای تشکلاتی مجاهدین محسوب میشود – میباشد. البته مجاهدین هم ترس و وحشت خود را از این موضوع پنهان نمی کنند
توصیه به عده ای از سناتورهای امریکایی حامی مجاهدین
نصیحت ما خانواده هایی که فرزندانمان در پادگان نظامی اشرف گرفتار حیله های شیطانی رجوی شده به سناتورهای امریکایی که دست از ترور و حمایت آشکار از تروریسم بر نمی دارند اینست که اندکی به خود بیایند و اکنون که دنیا در حال پیشرفت و ترقی می باشد و هر لحظه دست خیانتکار اشکار می شود، از جانبداری و حمایت از فرقه ننگین رجوی دست بردارید که متاسفانه چندین سال است فرزندانمان گرفتار هوا و هوس شیطانی این دژخیمان قرار گرفته و در منجلاب غفلت فرو رفته اند
ابراز خرسندی کانون ایران قلم از آغاز ترک پادگان اشرف
رجوی و تشکیلات وی در عراق ضربهای استراتژیک و جبران ناپذیر و فراموش ناشدنی را دریافت کرده است و از همین رو که هرگز تا پایان و ترک خاک عراق دست بردار نخواهد بود و باز هم با سنگ اندازیهای مستمر در مسیر پناهندگی واقعی افراد اسیرو گروگان دراشرف ایجاد مشکل خواهد کرد، اما اکنون دیگر کار از کار گذشته است چون با باز شدن پای محاکم حقوقی چون سازمان ملل و کمیساریای عالی پناهندگی رجوی همه چیز را یک جا باخته است و قادر نیست شرایط را به گذشته بازگرداند.
افشای نام و نشان همه مزدوران دانه درشت مجاهدین
مجاهدین از طریق جوامع و انجمن های پوششی خود، شرکت های لابی گر و سخنرانان را با هدف مشخص و با هزینه های سرسام آوری استخدام می کند که این شرکت ها نیز در قدم بعدی با اعمال نفوذی که به ویژه در آمریکا دارند، دست بکار جذب و خرید حمایت از مقامات سابق و لاحق آمریکایی و اروپایی می شوند و یا برای همایشهای مریم رجوی، سیاهی لشکر از اتباع هندی و عربی و… کرایه کرده و بسیج می کنند.
فرقه ی مجاهدین، خشونت و قدرت
رهبر عقیدتی مجاهدین با ترکیبی از دو رهیافت کسب قدرت برای تحقق فضیلت(به زعم خود) و قدرت برای قدرت (نگرش مشخص وی)، در اتوپیای خودساخته و مدینه ی فاضله ی خویش (اسارتگاه اشرف) در بیش از سه دهه از حوزه ی عمومی سیاست یک حیطه ی خصوصی برای خود ساخته است! و پرسش در این قلمرو جرمی نابخشودنی بشمار می آید؟ هر گونه شک و یا نقد علمی کاری و رفتاری ضد انقلابی و در تضاد با جوهره ی انقلاب افسانه ای مریم و مسعود است!
از شعار ضدامپریالیستی تا در یوزگی آمریکایی ها
افلاس و درماندگی جریانی مثل سازمان مجاهدین خلق را بایستی دید که باشعار ضدامپریالیستی تاسیس شد و رهبران پیشین آن رهایی خلق را از چنگال امپریالیستها مبارزه مسلحانه می دیدند و آمریکا را سد راه تکامل می دیدند ولی الان آمریکا مهد دمکراسی شده و کنگره و سنای آمریکا پاتوق آنها گشته است. تمام تلاش سازمان مجاهدین طی هشت سال گذشته با صرف میلیونها دلار این بوده که از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا خارج شوند تا بتوانند در آمریکا راحت رفت و آمد کنند
مجاهدین و حفظ وضعیت بد
مجاهدین تلاش میکنند با بسیج تبلیغاتی گسترده ؛ از یک سو کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) را فاقد استاندارهای بین المللی برای سکونت نشان دهند و از سوی دیگر از”حضور پلیس در محوطه کمپ تحت عنوان ؛” شواهد زندان سازی در کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) که در عمل هیچ حیطه و حریم شخصی برای ساکنان باقی نمی گذارد”، یاد کنند. تا بدین ترتیب بتوانند شرایط خود برای حضور در کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) را بر دولت عراق و ملل متحد تحمیل کنند و در صورت عدم تامین خواسته هایشان بهانه ای برای توقف انتقال گروههای بعدی و نهایتا ماندن در قرارگاه اشرف را زمینه سازی کرده باشند.
لرد کربت انگلیسی هم از خفت شکست رجوی ها در اشرف دق کرد
در حالی که بحران از هر سو رجوی ها را فراگرفته است و در شرایطی که آنها ناچار به عقب نشینی خفت بار از قرارگاه اشرف شده و نتوانستند جلوی شکستن شیشه عمر خود را بگیرند، اینک خبر مرگ یکی از لردهای انگلیسی حامی فرقه نیز بر مات و عزای آنها افزوده است.بنظر می رسد سر کشیدن جام زهر جمع شدن قرارگاه اشرف و شکست های خفت بار پی در پی، آن چنان برای رجوی ها و حامیان غربی اش سوزناک بوده است که از فشار آن یکی یکی در حال دق کردن هستند.
بر باد رفتن ناموس های رجوی
سیاج های اطراف اسارتگاه اشرف بعنوان ناموس برای نفرات اشرف مشخص شد و می بایست از این ناموس دفاع می کردند اما بعدها وقتی خانواده ها با ایستادگی خود کاری کردند که سیاج های اضلاع مختلف قرارگاه کنده شود، رجوی که می دانست هرگونه مقاومت ممکن است موقعیت او را به خطر بیاندازد نه تنها اعتراضی به این بی ناموسی نداشت بلکه ضمن قبول آن حقیرانه فقط به ماندن در اشرف قانع بود.
طرحهای فرقه رجوی برای جلوگیری از انتقال ۴۰۰ عضو این فرقه شکست خورد
سران فرقه مافیایی رجوی با پرداخت میلیونها دلار در اروپا و امریکا به نمایندگان سابق و از کار افتاده و برگزاری انواع و اقسام شوها با حضور شخص مریم قجر نتوانستند دولت قانونی عراق را از تصمیم خود مبنی بر بستن اسارتگاه اشرف منصرف کنند لذا سران فرقه مجبور شدند سناریو و طرحهایی را پیاده کنند تا از فروپاشی تشکیلات فرقه گرایانه خودشان جلوگیری کنند که این طرحها هم با تصمیم قاطع دولت عراق برای جابجایی اعضاء فرقه از اسارتگاه اشرف به کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) شکست خورد.