عرض تبریک به دوستم آقای میر محسن مرتضوی وخانواده اش درشهر هریس
دیروز با خبر شدم که ایشان از لیبرتی به آلبانی منتقل شده و از این بابت خیلی خوشحال شدم وامیدوارم از طریق انجمن و یا دیگر خانواده های درگیر، این خبر مسرت بخش به خانواده ایشان اطلاع داده شود. درهرصورت جای هزاران شکر است والان دیگر تصمیم با خود آقای میر محسن است که درآن کشور دوباره زیر دست سران فرقه قرار گیرد یا اینکه از طریق un دنبال پناهندگی وتعیین سرنوشت خود باشد.
چه کسی میتواند یک قدیس را دار بزند؟
یا آیا، که به دلایلی قابل باورتر است، یک موضع فریبکارانه با انگیزه سیاسی چنین وحشت و ناامیدی را موجب گردیده است – همانطور که زمانی اطلاعات هسته ای ساختگی مجاهدین خلق برایشان موقعیت ساختگی خرید که با فرصت طلبی کامل بدست آمد. از ماه ژوئیه امسال، توافق هسته ای ایران به طرز غیرقابل بازگشتی چشم انداز سیاسی را تغییر داده است. سازمان مجاهدین خلق دیگر برای حمایت از تلاش های چند کارشناس تغییر رژیم متعلق به گذشته مورد نیاز نیست و خواهان ندارد.
“مرده های خاموش و پلید تاریخ” چه کسانی هستند؟
مجاهدین خلقی که در گذشته در پادگان اشرف بودند و الان در اردوگاه لیبرتی مستقر هستند به طور متوسط بیش از سی سال است که دارند با”دشمن اصلی” مبارزه میکنند و تصور نمیشود چند دقیقه دیدار یا صحبت تلفنی با بستگان درجه یکشان، که در تمامی زندان ها حق مسلم هر زندانی است، خللی در مبارزه شان بوجود بیاورد. چه بسا شاید اعضای مجاهدین خلق به عنوان عناصر پیچیده تر توانستند در این گفتگوها بستگان خود را نیز جذب نمایند.
آسمان، ریسمان بافتن مریم قجر؟!
خانم قجر! اگر به ادعای شما حیات این نظام بر شکنجه،اعدام،غارت، تروریسم و ویرانگری بنا شده چرا شما این همه جیغ و فریاد و عنان از کف می دهید و چگونه می شود این همه حمایت از جانب مردم داشته باشد. در جای دیگری اشاره کردید به حضور ایران در سوریه و یمن و عراق و علت تمام این ویرانگری و آوارگی را به ایران نسبت می دهید. وقتی استکبار و صهیونیست و شیخ های مرتجع عرب دست در دست هم داده اند که مسلمانان را از بین ببرند و به هر طریقی ضربه می زند چه با نشر توهین به پیامبر و چه با تروریسم و هیچ وجدان بیداری نیست که دم از حقوق انسانها بزند این قدرت و اقتدار و حمایت کشورها را نشان می دهد به اینکه ایران به عنوان کشوری که الگوی مسلمان هست و دست دوستی دراز می کنند با افتخار تا آنجا که کمک بخواهند و در توان ایران وملت ایران باشد دریغ نخواهد کرد
وجود اختلاف منافع دربین همفکران رجوی در سوریه، طبیعی است!
ظاهرا باید دولت سوریه میگذاشت که اینها با داشتن مناطق استراتژیک در سلطه، وزمانی که اغلب سران غرب، مذاکره وانتقال قدرت را بدون حضور ونقش بشار اسد میخواهند، درمذاکراتی که طرف اصلی آن ازحالا حذف میشود، شرکت کرده وسهم شیری را بدست آورد!! معنی روشنتر این درخواست رجوی وهمفکرانش در اقصا نقاط جهان این است که، حکومت سوریه را دودستی به گروه های سلفی بدهند وسپس آنها در جنگ های خونینی که باهم خواهند کرد، آنرا بدست داعش که قوی تر ازهمه ی آنهاست وانس والفت بیشتری با بعثیون صدام دارد، بسپارند!!
تغییر معادلات منطقه ای و نگرانی مجاهدین خلق فرقه رجوی و اربابانش
بی دلیل نیست که باند رجوی به این اخبارها می پردازد تا به کمک این گروه های تروریستی و حامیانش بپردازد چرا که سرمایه گذاری این فرقه برای موضوعی است که بند بند وجودش به آن وابسته است. این تعلق خاطر رجوی و هم فکری با جریان تروریستی بخصوص در هنگامی رشد فزاینده ای یافته است که حمایت دولتی دیکتاتور سابق عراق را از دست داده است و شیرازه اش از هم پاشیده است و همانند داعش از پیروزی های واقعی و جدی دولت سوریه با کمک روسیه، چین، ایران و عراق در منطقه وحشت دارد و موجب گشته است طرف های غربی هم انعطاف در برابر این ائتلاف جدید نشان دهند.
درد دل با دوست قدیمی رسول کریم دادی
اما من می دانم شما در طی این سالیان که در لیبرتی هستی فرمانده مستقیم نداشتی و همیشه بدلیل این که از محفل های شما می ترسیدند شما را از بقیه افراد جدا نگه می داشتند و تک وتنها بودی، در انبار وسایل استقراری جایی که جز وسایل و مواد مصرفی بی جان چیزی و یا کسی با شما نبود. و خودتان هم احساس می کردید که شما را عمدا چنین سازماندهی می کردند که با کسی در تماس نباشی.
رجویها رسول کریم دادی را علیه فرزند جداشده اش مفتضحانه سوژه کردند!
برنامه تلویزیونی پرونده اساسا علیه جداشده های فرقه رجوی فعال و به فحاشی مشغول است. دربرنامه هفته گذشته شاهد صحنه ای دردناک ازهمین سنخ ازبرنامه پرونده بودم که رجویها آقای رسول کریم دادی را علیه فرزند جداشده اش بنام مهران کریم دادی ترغیب وسوژه کردند واز وی خواستند که فرزندش را با شدید ترین الفاظ کینه توزانه مورد هجوم قراردهد وبرای اینکه پدرکم وکسری نداشته باشد ورجویها به نیت پلیدشان نائل آیند خواهرمهران را نیزبه اتفاق پدرعلیه برادرش مهران به صحنه تماما فحاشی دردناک آوردند تا مهران را که درایران به یک زندگی شرافتمندانه بدورازسایه شوم تشکیلات سیاه رجویها مشغول است آماج بسا تهمت و افترا قرار دهد.
مجاهدین خلق و ادعای حقوق بشری
مجاهدین خلق فرقه تروریستی و ضد ایرانی رجوی که دستانش به خون افراد غیر نظامی و مدافعان ایران در جنگ هشت ساله و مزدوری برای بیگانه فراموش نشده در نوشته ای به نام سخن روز به موضوع اعتراضات معلمان پرداخته است و به نحوی تلاش کرده است که این تجمع و اعتراض صنفی را به نفع خود مصادره کند. این فرقه که به علت نداشتن جایگاه بین مردم آواره و در خارج می باشد و برای بقاء ننگین خود به هر بیگانه ای متوسل می شود و از حقوق معلمان ایران صحبت به میان می آورد که هرگز یک اطلاعیه ی خشک و خالی و ظاهری برای جان باختگان حج امسال صادر نکرد و دربست مواضع آل سعود را نشر و به ماشین تبلیغاتی آنان تبدیل شد تا جنگ روانی را بر علیه ایران و مسلمانان به راه بیندازد.
سخنرانی مریم رجوی درمراسم” ضد اعدام”، نوعی ترویج اعدام است!
آیا شما به آن نوع نقض حقوق بشری هم که در کمپ های شما درعراق وفرانسه برعلیه فدائیان شوهرتان انجام داده شده، اعتراض دارید؟!! واگر آری، چرا این مسئله را دراین سخنرانی مطرح نکرده وبرای اثبات صداقت تان دراین مراسم، نقد ملایمی هم ازشوهر آدم کش، زندانبان وشکنجه گر خود ذکربعمل نیآوردید؟! آیا آنچه که درکمپ لیبرتی با شکل وشمایل ممنوعیت تماس با جهان خارج برای اعضاء، گذاشتن کلاس های ایئولوژیک وتبلیغ شخصیت پرستی، ودرکنار آن اهانت به خانواده های مربوطه که با درخواست طبیعی و بسیار ساده ای بنام انجام ملاقات در پای دیوارهای لیبرتی بست مینشینند، ازجنس نقض حقوق بشر نیست!
گپ وگفتگوی صمیمی با آقای پوراحمد عضو سابق فرقه رجوی – قسمت دوم
درجریان ملاقات با خانواده ها وتاثیرات مثبتی که پذیرفته بودم دیدم که زندگی عادی خیلی خودخواهانه وخودپسندانه است وارضایم نمی کرد. آخرمن تمام عمروجوانی ام را آنچه که خود تبیینش میکردم درخدمت به مردم بود که بتوسط رجوی به انحطاط وخیانت منجرشد. حال نیزهمان پوراحمد هستم همانی که دلش همواره با توده مردم است وبدانها عشق می ورزد. ازخود چیزی ندارد وبرای خود چیزی نمی خواهد. فقط چیزی تغییرکرده است وآن اینکه به لطف خدا سره ازناسره را تشخیص دادم وخیروشررا یافتم وبصیرتی دیگرگونه را تجربه کردم. ازصف ضدخلق وضد خانواده وازصف خشونت وتروریسم فاصله گرفتم وبه صف مهرومحبت وعشق ونوعدوستی پیوستم وبه اینهمه نعمت وراه یافتگی خدای مهربانم را شاکرم.
شما رجوی ها هم اینقدر شجاعت و حمییت داشته باشید!
اعضای باند رجوی ازذیل تا صدر، عادت مطالعه ندارند وبنابراین قادر به درک مقوله های اجتماعی وخصلت مدام تغییر یابنده ی آنها، تضادها (اعم از اصلی وفرعی، عمده وغیر عمده و…)، تغییر، حرکت وجابجائی این مقولات، نبوده و لوطی وار وبدون توجه به دستآوردهای علمی علوم انسانی و…، همواره مصرند که بگویند” مرد است وحرفش”! این جماعت بلحاظ انجماد فکری تولید کرده اش که منافع شخص مسعود رجوی در ادامه ی آن است، چیزی بنام حرکت وپویایی را درک نمیکنند وصرفنظراز اینکه این حرکت درخود آنها هم درجهت قهقرا وجود دارد، دلایل تغییر نگرش انسان ها درمراحل مختلف زندگی اجتماعی را نمی فهمند ودر صورت مشاهده ی این تغییر، آنرا درجهت عوام فریبی ارزیابی میکنند!