تاریخ نشان داد که رجوی چه موجود پلیدی است
او به عراق رفت و با صدام دیکتاتور هم پیمان شد تا با تشکیل ارتش به اصطلاح آزادیبخش که در خدمت صدام گذاشت قصد داشت به حکومت برسد. و دیدم که چگونه نه تنها سرنگون نکرد که خود نیز به قعر زباله دان تاریخ پرتاب شد و بعد از سقوط صدام دیکتاتور تا بحال حتی خودش را میان اعضای خودش آفتابی نکرده است و در حضیض ذلت و خواری غرق شد و البته این بار هم مانند گذشته حاضر به پاسخگویی به تناقضات اعضای خودش نشد.
آقای بان کی مون هم در لیست سیاه رجوی ها قرار خواهد گرفت؟
بعد از موضعگیری آقای مارتین کوبلر مبنی بر تخلیه اشرف و انگ زدن به وی توسط مجاهدین اکنون دبیر کل سازمان ملل وارد قضیه اشرف شده و طی بیانیه ای عنوان نمود که سران فرقه باید هر چه زودتر اشرف را تخلیه کنند وی راه هر گونه دغل بازی را از سران فرقه گرفته عنوان نمود مسئله جابجایی و اشکال تراشی بر عدم انتقال به کمپ موقت ترانزیت بر عهده سران فرقه می باشد و باید هر چه زودتر به این کار تن بدهند.
مجاهدین خلق تهدید به کشتار می کنند
رجوی با سرپوش گذاشتن به شکستهایش سعی می کند در انتهای هر اطلاعیه و یا بیانیه ای که خود و همپالگیهایش صادر می کنند از شروع فاجعه دیگر در اشرف بگویند درست همان چیزی که خود رجوی و دیگر سران فرقه خواهان ان هستند. اکثر جدا شدگان از فرقه رجوی با شناختی که از فرقه رجوی دارند همیشه تاکید داشته و دارند که رجوی برای سرپوش گذاشتن برای شکستهایش همیشه دنبال راه اندازی فاجعه بوده تا جوابگوی شکستهایش نباشد.
رجوی و مجاهدین خلق در انتهای خط فریبکاری
این دومین بار در دو هفته گذشته است که دبیرکل سازمان ملل متحد از مجاهدین خلق می خواهد بدون هیچ تاخیری”قوانین کشور عراق را کاملا رعایت کنند” و اشرف را تخلیه کنند. حالا باید دید آیا بالاترین مقام سازمان ملل متحد نیز هدف انتقادات تند سازمان مجاهدین خلق قرار خواهد گرفت و یا اینکه پا به میان گذاشتن بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد باعث تسریع در تخلیه اشرف خواهد شد…
اعلام هراس رجوی از چشم انداز نابودی تشکیلاتی
این تنها برداشتی است که می توان از امتناع مجاهدین برای فرستادن باقی مانده اشرف به کمپ لیبرتی داشت و به هیچ وجه نمی توان پذیرفت که دولت عراق طرح و برنامه ای برای برخورد خشن با این گروه دارد و اگر چنین ادعایی واقعیت داشته باشد، طبیعی است که بهانه گیری های مجاهدین و به بن بست کشیدن پروسه جابجایی به بهانه نبود امکانات رفاهی در لیبرتی به مراتب از اظهارات معاون وزارت خارجه آمریکا تحریک کننده تر است..
نشانه شناسی تعیین راه رجوی
این تبریک و چشم اندازهای پیروزمندانه ناخودآگاه دو وضعیت مشابه یکی مقطع سی خرداد ۱۳۶۰ و دیگری شب قبل از عملیات موسوم به فروغ جاویدان را تداعی می کند. تک تک واژه ها و جنس و محتوای این جملات ها نشان می دهد رجوی به طرز آشکاری مخاطبان خود را با فرجام های مشابه آن دو سرفصل ارجاع می دهد. و البته پیشتر چنانچه تصریح دارد، این وضعیت را در تعیین راه و روی میز گذاشتن سه گزینه تسلیم به پلیس عراق، ماندگاری تا فرستادن افراد با مسئولیت سازمان به خارج کشور و گزینه سوم یعنی آمادگی و دادن امضا برای جنگ صدبرابر..
داستان ما با رجوی!!!!
عجب داستانی با رجوی داشتیم. در نشست های مختلف چماق را بر سر ما می کوبید که سلاح ناموس من است. سلاح را دو دستی تحویل آمریکا داد. بی ناموس شد.یک زمانی قُمپز در می کرد و روی سن ژست می داد پادگان اشرف پایتخت مجاهدین است، پایتخت که نباشد مجاهد معنی و مفهوم ندارد. اشرف را هم دارد از دست می دهد.
در فرقه رجوی مفهومی به نام آزادی وجود ندارد
درتشکیلات سازمان مجاهدین، خانواده به عنوان نقطه فساد تعریف شده وهمه اعضای آن از زمان عضویت باید به این مسایل پایبند باشد و به همین خاطر از سال 1370تا به امروز شما درتمام پست های بین المللی بررسی کنید و اگر توانستید حتی یک نامه از آن نفرات مستقر در اشرف که به آدرس خانواده هایشان درایران پست شده بیابید؛ آن موقع بگویید که امروز این نفرات با خانوده خود نمی توانند ارتباط برقرار کنند. واقعیت این است که رهبران فرقه بنا به نیاز و میل خود هر گاه خواستند نفرات را مجبور کردند با خانواده هایشان از طریق نامه و تلفن ارتباط برقرار کنند
رنجنامهی سفر به اشرف
سالهاست که عزیزانم پارههای جگرم را ندیدهام؛ پلکهایم از شدت گریهی سالها متورم و سوی چشمانم کم شده است؛ دلم در آرزوی در آغوش کشیدن احــمد و رضــای عزیزمT برادران کوچکترم پر میکشد و قلبم در التهاب میسوزد…پروردگارا! تا کِی رنج آوارگی و چشم انتظاری را قسمت ما نمودهای؟! این دهمین بار است که مادر غمدیده و رنج کشیدهام بهدنبال برادرانم در ده سال گذشته رنج سفر به این دیار نفرین شده را به جان خریده است و فرزندانش را به چشم ندیده..
شکستهای پی در پی فرقه مجاهدین در قلعه اشرف و قلعه اورسورواز
.. دلقک قلعه اورسورواز در یک ژست تنفر انگیزدیگری قایقی از عکسهای کشته شده های نگون بخت اشرف پر از گل کرده و با ادا و اطوار حیله گرانه خاص خودش آن را به آب رودخانه می دهد! به کشته دادن و گرفتن زندگی افراد بی گناه فقط به خاطر ژست گرفتن و خودنمایی یک زن عقده ای جلوی یک مشت آمریکایی و فرانسوی باز نشسته که بگوید هستند کسانی که برای من می میرند و برای پول گرفتن بیشتر از عربستان و اسرائیل که گویا کسانی هستند که از جانشان برای اینها بگذرند! ولی همین زن عقده ای از شدت تنفر ملت ایران نسبت به خودش و شوهر فراریش به خوبی آگاه است و برای سرپوش گذاشتن بر این واقعیت همواره به دنبال خونریزی است و هر چند وقت یکبار تعدادی از گروگانها را قربانی می کند تا…
وقتی درحال غرق شدن هستی دیگر چرا؟؟
واقعیت این است که هرگز و هیچگاه در سالیانی که در یادها باقیمانده است رجوی ها از بیش از سه ده پیش تصمیمی نگرفته اند که جان ونفس نفرات تحت فرمان برایشان مهم باشد برای نمونه به سخنرانی رجوی در راه اندازی عملیات فروغ خاموش و همینطور در هر سرفصل دیگری یک بار فقط باید خوب گوش کرد چرا این فرد این همه به فکر نام و شوکت مقام خودش است ولی به ذّره کاهی افرادش..
رجوی، رهبر مجاهدین خلق و اشتهای سیری ناپذیری برای قدرت
نتیجه هم برای او و صد البته برای شرکای خارجی اصلا مهم نیست در سوگ آنها نه از لردهای بیانیه صادر کن خبری خواهد بود ونه بر سر در پارلمان اروپا پرچم سیاه نصب خواهد شد. آقای رجوی می خواهد از تمام امکانات موجود برای رسیدن به هدفش که ماندن در عراق است استفاده کند، و شرکا بدنبال استفاده ابزای از این اهرم برای رسین به منافع نامشروع خود می باشند…